پیشنهادی ناب برای طرفداران ژانر پلیسی/معمایی

در سال ۱۹۶۱ پاتریشیا های‌اسمیت نویسنده ژانر جنایی/معمایی ایالت متحده آمریکا، نامه‌ای از سمت یکی از طرفدارانش در زندان دریافت کرد. این نامه سرآغاز مکاتبات او و طرفدار زندانی‌اش شد و های‌اسمیت را به آسیب‌های روانی که زندان بر زندانیان وارد می‌کند، علاقه‌مند کرد. همین کنجکاوی او باعث خلق عمیق‌ترین اثرش به نام سلول شیشه‌ای شد.

پاتریشیا های‌اسمیت از زنان جنایی‌نویس معروف دنیاست که در طول فعالیت حرفه‌ای خود حدود ۲۲ رمان و داستان کوتاه نوشته است. نوشته‌های او علاوه بر درون‌مایه‌ی روانشناختی، از ادبیات اگزیستانسیالیستی تأثیر گرفته است و مفاهیم هویت و اخلاق مردمی را زیر سوال می‌برد.

او توسط رمان‌نویس گراهام گرین لقب “شاعر دلهره” را گرفت. از آثار او اقتباس‌های بسیاری برای فیلم انجام شده که در این میان می‌توان به آثار مشهوری چون «بیگانگان در قطار_آلفرد هیچگاک»، «آقای ریپلی با استعداد-آنتونی مینگلا» و «ظهر ارغوانی-رنه کلمان» اشاره کرد.

Patricia-Highsmith

و اما «سلول شیشه‌ای»

سلول شیشه‌‍ای، رمانی است بر اساس یک سرگذشت واقعی که در دل خود زیبایی و ظرافت قلم‌ های‌اسمیت را جای داده است. این رمان داستان مهندس جوانی به نام فیلیپ کارتر را روایت می‌کند که با وجود بی‌گناهی مدتی طولانی در زندان به سر می‌برد و در طول این مدت از شکنجه‌ها و آسیب‌های نگهبان‌های سادیستی زندان و بدگمانی‌اش به دوست وکیلش، که برای آزادی‌اش تلاش می‌کند، بسیار رنج می‌کشد. این رنج، حسادت، بدگمانی و خشم را در وجود او گسترش می‌دهد تا جاییکه پس از آزادی از زندان نیز او را رها نمی‌کند و مانع بازسازی زندگی‌اش می‌شود. او در این میان با ماجراهای تازه‌ای در ارتباط با همسرش و کسانی که او را در این مهلکه گرفتار کرده‌اند روبه‌رو می‌شود و همین ماجراها این کتاب را به اثری جذاب و منحصر به فرد برای مخاطب تبدیل می‌کند.

نویسنده در این کتاب  شما را باخود به فضایی راز آلود و هیجان انگیز می‌برد و با بهره‌گیری از فنون روانشناسی، خواننده را تا انتهای اثر در تب و تاب نگه می‌دارد. وی با خونسردی تمام داستان را پیش می‌برد و به گونه‌ای در مغز مخاطبش رسوخ می‌کند که او را سر و پا مجذوب داستان نگه دارد.  

نکته دیگر این کتاب برهم زدن تصویر معمول خواننده از ادبیات پلیسی است. این رمان علارغم داشتن شخصیت پلیس، شخصیت‌های منفی و قهرمانی که در واقع قرار نیست بی‌گناه هم باشد، سرشار از تحلیل‌های درخشان و روان‌شناسانه شخصیت‌هاست. تا آنجا که شاید بتوان گفت برای های‌اسمیت قتل و زندان صرفاً بهانه‌هایی است برای نوشتن.

بخشی از متن کتاب:

کارتر صبح روز بعد با یک دوجین قرص در جیبش، در حالی که وسایلش را در یک پیراهن بقچه کرده بود و برگه عبور همراه داشت، به سوی بلوک A رفت. دکتر کاسینی برای محافظت از شست‌های او آن‌ها را باندپیچی کرده بود. حدود نُه صبح بود. زندانی‌ها سر کارشان بودند. نگهبان برگه عبور را دید، نگاهی به شست‌هایش انداخت، بعد او را به سلول قدیمی‌اش، سلول شماره ۹، برد و در را برایش باز کرد. کارتر نگهبان جدید را نمی‌شناخت. سلول اکنون در اختیار دو نفر بود، کارتر این را از روی دو تخته‌کوبی دید که بالای در سلول آویزان بود و روی هرکدام یک شماره مشاهده می‌شد؛ همین‌طور از دو حوله و لیف حمام که روی میله‌ای بر دیوار عقبی انداخته بودند…

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود