دوستان ۳۰بوکی عزیز سلام. در این روزهایی که بیشتر ما زمان بیشتری برای مطالعه داریم تصمیم گرفتیم پیشنهادهای مطالعه‌ای از تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر را در اختیار شما بگذاریم. پس با تعدادی از این عزیزان تماس گرفتیم و از آنها خواستیم نام کتاب‌هایی که در سال گذشته مطالعه کرده و خوششان آمده را با ما و شما درمیان بگذارند.
ما نیز این کتاب‌ها را به شما معرفی می‌کنیم تا شما هم برای گذران وقت در این ایام از مطالعه این کتاب‌ها بی نصیب نمانید.

برای شروع این پیشنهادهای کتابی از کتاب‌هایی که آقای بیژن اشتری عزیز مترجم کتاب پرفروش خودآموز دیکتاتورها  معرفی کردند شروع می‌کنیم:

پیشنهاد کتابی پیمان خاکسار، مترجم کتاب‌های جز از کل و کلکسیونر :

پیشنهاد کتابی لیلی گلستان با موضوع ادبیات داستانی ایرانی:

پیشنهاد کتابی مهسا ملک مرزبان مترجم و نویسنده:

پیشنهاد کتابی حسن کریم زاده طراح گرافیک و کاریکاتوریست:

پیشنهاد کتابی علی اصغر حداد مترجم توانای ادبیات آلمانی:

پیشنهاد کتابی احسان رضایی نویسنده و منتقد:

ادبیات فانتزی:

ادبیات داستانی:

پیشنهاد کتابی مهدی یزدانی خرم نویسنده و منتقد ادبی:

کتاب ایرانی:

باهم صحبتهای آقای صافاریان را بخوانیم:

به اقتضای کارم در سایت معرفی و نقد کتاب «وینش»، بیشتر رمان و داستان کوتاه فارسی خواندم. کتابی که حقیقتاً به هیجانم آورد پیاده نوشته‌ی بلقیس سلیمانی بود با شخصیت اصلی دلچسبش؛ زنی روستایی که به شهر می‌آید، انواع مصیبت را تجربه می‌کند اما شوق به زندگی طبیعی و طنزی طبیعی باعث می‌شود از تکاپو باز نماند. زبان رمان متناسب با چنین شخصیتی حقیقتاً خوب از کار در آمده و قصه روان و سنجیده پیش می‌رود. تاکنون چیزی از بلقیس سلیمانی نخوانده بودم، اما بعد از خواندن این داستان یکی دیگر از رمان‌هایش را خواندم: من از گورانی‌ها می‌ترسم. قصد دارم باقی را هم به تدریچ بخوانم. درباره‌ی پیاده در «وینش» نقدی نوشته‌ام.
کار اقتضا می‌کرد کتاب‌هایی را حتماً بخوانم، کتاب‌هایی که هریک را به دلیلی احتمالاً نمی‌خواندم. خوشحالم که خود را مجبور کردم خواندن آن کتاب‌ها را زود رها نکنم، چون بعد از چند صفحه و راه افتادن قصه، باقی کتاب را با لذت خواندم. مردن با گیاهان دارویی (عطیه عطارزاده)، خون مرده (مهدی یزدانی خرم)، عیار ناتمام (هادی معصوم‌دوست)، آدم‌های چهارباغ (علی خدایی) که نویسندگان‌شان همه از دوستان خوب من هستند برخی از این کتاب‌ها هستند. و همین طور مجموعه داستان کوچک خیلی خوبی به نام یک قطعه قدیمی زنگ‌زده‌ی دردناک نوشته‌ی آرزو فضل‌الله که شامل داستان‌های کوتاه یکدست و جمع‌وجوری است و اولین کتاب نویسنده. درباره‌ی این یکی هم در «وینش» نوشته‌ام.
جلد اول خاطرات احمد زیدآبادی و کتاب سال‌های بخصوص: ناکامی و کامیابی‌های مستندسازی ابراهیم مختاری درباره‌ی زندگی و تجربیات مستندسازی‌اش هم جزو کتاب‌های خوبی بودند که سال گذشته خواندم.
هنوز هم کتاب خواندن مفیدتر از خواندن تکراری‌ها و جعلیات شبکه‌های اجتماعی است.

صحبت های آقای خانلری را راجع به این کتاب‌ها بخوانیم:

امسال بیشتر از سال‌های گذشته کتاب خوب خواندم. می‌شود بیشتر کتاب‌هایی را که امسال خواندم، توصیه کنم تا شما هم بخوانید اما در میان آن‌ها چندتایی بودند که من را به‌معنای واقعی کلمه شگفت‌زده کردند:
به‌هوای دزدیدن اسب‌ها: این‌قدر از خواندن این رمان هیجان‌زده شده بودم که تا مدت‌ها هرکسی را که می‌دیدم، می‌گفتم به‌هوای دزدیدن اسب‌ها را بخواند. یک رمان اسکاندیناویایی که مثل بیشتر آثار معروف هم‌جغرافیایش سرد و سرحوصله روایت می‌شود. گذشته در شکل‌گیری داستان اهمیت زیادی دارد و همین مسئله مهندسی اطلاعات را در این رمان به یک معجزه شبیه می‌کند، از ترجمه‌ی روان فرشته شایان هم نباید به‌راحتی گذشت.
هتل آنایورت: این یکی بهترین رمانی بود که امسال خواندم. داستانی که حول دلچسب‌های ناپسند شکل می‌گیرد، آن‌چه آن‌طرفی‌ها به آن می‌گویند گیلتی‌پلژر، یک درام روانشناسانه‌ی بی‌نقص که در شخصیت‌پردازی غوغا می‌کند.
پرستیژ: اگر طرفداران کریستوفر نولان بدشان نیاید باید بگویم که حتی این یکی هم خیلی بهتر از فیلم‌ش بود. این رمان این‌قدری بوده که وسوسه‌ی ساختن‌ش یک عمر دست از سر آقای نولان برنداشته است. خواندن پرستیژ یکی از منحصربه‌فردترین تجربیات ادبیات داستانی من در همه‌ی عمر بود.
نغمه‌ی شبانه: رمان کریس ابانی واقعاً غریب است. تا مدت‌ها ول‌م نمی‌کرد. توی سرم لانه کرده بود، مثل خوره به جانم افتاده بود. اگر لیستم را با این یکی شروع کنید، به اعتبار عیار بالای نغمه‌ی شبانه به سراغ سه پیشنهاد دیگرم هم خواهید رفت. اگر از منتقدهای نیویورک تایمز و فلان بودم برای نغمه‌ی شبانه می‌نوشتم نفس‌گیر، تلخ و بی‌نهایت تأثیرگذار

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود