«راه حل نهایی» عبارت شسته‌‌ و‌ رفته‌ای برای «نسل‌کشی یهودیان» بود. واژگان دقیق انتخاب شده بود و هر کسی فکر می‌کرد «وظیفه‌اش» را انجام می‌دهد؛ یعنی همان کاری که برای درست انجام دادنش باید تشویق و تحسین شوند. به همین دلیل هم وقتی کارمندان وظیفه‌شناس در مقابل دادگاه‌ها به صف شدند، شوکه بودند. دادستانی بارها پرسید «چرا طغیان نکردید؟» اما این سوالی نبود که به ذهن یک کارمند قانون‌مدار برسد.

«آدولف آیشمن» یکی از همان مردان است. برخلاف انتظار او «هیولا» یا «بیمار روانی» نبود. او آن‌کسی نبود که ذهنِ کلیشه‌ساز ما از جنایکار سراغ دارد. او خودش را مردی وظیفه‌شناس و قانون‌مدار و وطن‌پرست می‌دانست و با معیارهای زمانهٔ خودش واقعاً هم چنین بود. یکی از همان‌هایی است که اگر روزی او را در خیابان ببینیم، فکر می‌کنیم باید مدال شهروند خوب و محترم را بر سینهٔ او زد.

وقتی آیشمن به پای میز محاکمه کشیده شد، هانا آرنت برای گزارش این محاکمهٔ جنجالی و تاریخ‌ساز در جلسات حاضر می‌شد. آرنت یهودی بود و طعم سیاست‌های یهودی‌ستیز را چشیده بود اما او بیش‌تر از هر چیز دیگر متفکر بود و حاضر نشد تسلیم شور و احساسات زمانهٔ خودش بشود و همه چیز را در سطح فردی خلاصه کند. او فراتر از این‌ها وضعیتی را روایت می‌کند که «شر» در آن بدل به هنجار می‌شود. این جاست که همهٔ آن‌چه از تمدن سراغ داریم، رنگ می‌بازد. دیگر «قانون» یا «وجدان انسانی» که این‌قدر به آن‌ها می‌بالیم مانع جنایت نمی‌شوند، بلکه برعکس در نقش جاده صاف‌کن ظاهر می‌شوند:

 

کلمات پیشوا، اظهارات شفاهی او، قانون اصلی کشور بوده‌اند. در این چارچوب حقوقی، هر دستوری برخلاف سخن هیتلر، چه در متن و چه در روح کلام، فی‌نفسه غیرقانونی بود (ص: ۱۹۷).

 

درست همانطور که فرض قانون در کشورهای متمدن این است که ندای وجدان به همهٔ انسان‌ها می‌گوید «قتل مکن!»، قانون کشور هیتلر نیز اقتضا می‌کرد که ندای وجدان به همه بگوید «قتل بکن!» (ص: ۱۹۹)

«آیشمن در اورشلیم» با عنوان فرعی «گزارشی در باب ابتذال» کتاب مهمی است که از فرایند تبدیل شدن یک «آدم عادی» به جنایکار می‌نویسد. آرنت نقش فرایندهای بوروکراتیک و مدرنی را نشان می‌دهند که هنوز هم می‌توانند «جنایتکار» بسازند و می‌سازند. او پرسش‌هایی را مطرح کرده است که نه تنها برای جواب دادن به آن‌ها لکنت می‌گیریم بلکه فکر کردن به آن‌ها هم برایمان آزاردهنده است و به همین دلیل نیز باید این کتاب را بارها و بارها خواند. «آیشمن در اورشلیم» وقتی منتشر شد

چه کسانی باید این کتاب را بخوانند؟

اگر به ماهیت قانون فکر می کنید

اگر قانون‌مداری را ارزشمند می‌دانید

اگر فکر می‌کنید بعضی «هیولا» به دنیا می‌آیند

اگر فکر می‌کنید «وجدان انسانی» ناجی ماست

این کتاب را بخوانید و به دانسته‌هایتان شک کنید.

 

«آیشمن در اورشلیم» با ترجمهٔ زهرا شمس از سوی نشر برج راهی کتابفروشی‌ها شده است.

مجلهٔ اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود