«این کتاب، شرح مختصر و مفیدی است از تجارب من در حوز‌ه‌ی فعالیت سرویس‌های امنیتی.»

_ کیم فیلبی

کتاب «جنگ خاموش من» زندگینامه فیلبی نیست اما روایت‌های اوست از سال‌هایی که به عنوان جاسوس فعالیت کرده است.

آرش طهماسبی، مترجم این اثر، فیلبی را سرجاسوس روس‌ها در دفتر امنیتی انگلستان معرفی کرد و گفت:

»جنگ خاموش من» روایت اعضای گروهی به نام «پنج کمبریجی» است که چهار عضو آن، ماموران امنیتی انگلیس و عضو دیگرش یک رابط روسی است؛ گروهی که فیلبی نیز یکی از مهمترین اعضای آن است.

kim-philb

این مترجم افزود: فیلبی رییس این گروه بود و در خلال خواندن این کتاب مخاطب درمی‌یابد که او و همدستانش چه اطلاعات زیادی به شوروی انتقال داده و چگونه موجبات مرگ و نیستی انسان‌های زیادی را فراهم آورده‌اند اما سرانجام قضیه لو می‌رود و فیلبی به کشورش فرار می‌کند و تا پایان عمر، تحت نظر «کا.گ‌.ب» در آن‌جا می‌ماند و در فقر و تنهایی از دنیا می‌رود.

»جنگ خاموش من« یک رمان یا زندگینامه نیست بلکه گزارشی مستند از بخشی از فعالیت‌های حرفه‌ای نویسنده‌اش است. طهماسبی درباره سبک نوشتاری کتاب گفت: قالب کتاب یک رمان پلیسی است که با نثری شیوا و روان نوشته شده و همه وقایع در آن به مانند یک قصه بیان می‌شوند. فیلبی در خلال روایت‌هایش توضیح می‌دهد که چطور وارد دستگاه امنیتی شد و در نتیجه اطلاعاتی غنی درباره بخش‌های جاسوسی غربی و ساختار آن در کتاب ارایه می‌کند.

این اثر در زمان حیات نویسنده اجازه چاپ در شوروی را نیافت و در انگلستان منتشر شد. ترجمه کتاب با مقدمه‌ای از گراهام گرین همراه شده و مترجم کتاب بخش‌هایی را به موخره آن افزوده که به فهم دقیق‌تر فضای کتاب کمک می‌کند.

منبع: ایبنا


«جذاب‌تر از هر داستان جاسوسی‌ای که تاکنون خوانده‌ام.»
ــ گراهام گرین

بسیاری از بازیگران دنیای جاسوسی با شنیدن خبر اعتراف کیم فیلبی یک‌شبه پیر شدند… تشکیک در حقیقت یک چیز است، شنیدن آن از زبان کسی که حقیقت نزد اوست، چیز دیگر. شوق این بازی به‌یکباره با دانستن این‌که مردی چون فیلبی، مردی که شاید دوستش داشته‌اید، با او همنشین بوده‌اید یا تحسینش کرده‌اید، به همه‌چیز خیانت کرده است، فروکش کرد. او اکثر مأموران ما را تبدیل به مُهره‌ای سوخته کرد و عملیات‌های بی‌شماری را لو داد. آری، در آن برهه، جوانی و معصومیت ما بر باد رفت و عصر تاریکی فرارسید.»
ــ پیتر رایت، معاون اسبق ام‌آی‌فایو

فیلبی هیچ‌گاه خودِ واقعی‌اش را نشان نداد. نه بریتانیایی‌ها، نه زنانی که با آن‌ها زندگی کرد، و حتی خود ما نتوانستیم به اسرار پنهان او پی ببریم. بزرگ‌ترین دستاورد او در عالم جاسوسی، کار روزمره‌اش بود؛ و همین تا دم مرگ ذهنش را به خود مشغول داشته بود. حرف آخر این‌که به‌گمانم فیلبی همه ـــ‌مخصوصاً ما‌ـــ را به بازی گرفته بود.
ــ یوری مودین، مأمور کاگ‌ب، ناظر عملیات «حلقۀ کِمبریج

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود