موش کور گفت: «من خیلی کوچیکم.»
پسرک گفت: «آره، ولی با بودنت تغییر بزرگی ایجاد می‌کنی.»

متن بالا ما را به یاد فضای داستان شازده کوچولو و مکالمه‌هایش با روباه می‌اندازد. شما را چطور؟

بعید می‌دانیم کسی داستان شازده کوچولو را نخوانده یا نشنیده باشد یا دست کم چیزهایی راجع به آن نداند. شاید به جرات بتوان گفت شازده کوچولو معروف‌ترین و الهام‌بخش‌ترین داستان در تمام دنیاست و تا به امروز نظیر آن نوشته نشده است.

پس اگر از مطالعه شازده کوچولو لذت برده‌اید پیشنهاد امروز ما را از دست ندهید.

اما ما امروز برایتان کتابی داریم که تا حدی فضایی مشابه شازده کوچولو دارد. این کتاب هم داستان دوستی یک پسر بچه‌ با سه حیوان را روایت می‌کند و از دل این دوستی نکات آموزنده‏‌ای را به خواننده آموزش می‎دهد. نکاتی که در اوج سادگی حرف‌های بسیاری در خود دارند.

کتاب پسرک، موش کور، روباه و اسب به گفته نویسنده‌اش کتابی‌ست برای همه. از هشت سال تا هشتاد سال!

فرقی ندارد این کتاب را از اول شروع کنی یا از وسط. از هرجای داستان وارد شوی تو را با خودش همراه می‌کند. می‌توانی هرجا و هروقت که خواستی بروی سراغش. چرا که در هر حالت حرفی برای گفتن دارد.

اما نه فقط حرف! آن ‌چه که شما را مجذوب این کتاب می‌کند نقاشی‌های زیبایی‌ست که از فرط زیبایی مجال کنار گذاشتن کتاب را به شما نمی‎دهند. البته این نقاشی‌ها در اصل پیش برنده روایت هستند. شما را به پسرک و حیوانات نزدیک می‎کنند، تا جایی که احساس می‌کنید خودتان را در هر چهار کاراکتر  می‌بینید.

تعدادی از این نقاشی‌ها را باهم ببینیم:

چارلی مکسی نویسنده و تصویرگر کتاب پسرک، موش کور، روباه و اسب با نوشتن این کتاب یکی از رویاهای زندگی‌اش را محقق کرد و به ما هم کمک می‌کند تا جرات اینکار را پیدا کنیم.

این اثر که در سال ۲۰۱۹ به عنوان کتاب سال واتر استونز انتخاب شد و به عنوان پرفروش‌ترین کتاب در نیویورک‌تایمز، وال‌استریت ژورنال و یو اس ای تو دی نیز شناخته شد. «کیت مک‌هیل» یکی از مسئولان «واتر استونزر» می‌گوید:

کتاب «پسر، موش کور، روباه و اسب» یک داستان هوشمندانه و زیبا است که خواننده را به عشق ‌ورزیدن،‌ دوستی و شجاعت دعوت می‌کند.

در بخشی از این کتاب می‎خوانیم:

موش کور گفت: «گاهی دوست دارم بگم عاشق همه‌تونم. ولی می‌بینم برام خیلی سخته.»
پسرک گفت: «واقعاً؟»
«آره، واسه‌ی همین یه چیز دیگه می‌گم، مثلاً می‌گم خوشحالم که همه‌مون با هم اینجاییم.»
پسرک گفت: «باشه.»
«خوشحالم که همه‌مون با هم اینجاییم.»
«ما هم از این که تو اینجا با مایی خیلی خوشحالیم.»

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود