نژادپرستی یا تبعیض نژادی به برتر دانستن یک قوم یا نژاد بر قوم یا نژادی دیگر اشاره دارد.
بشر طی تاریخ همواره شاهد چنین تعصبانی بوده است، از جمله نفرت از یهودیان که طی جنگ جهانی دوم به نسل‌کشی آنان منتج شد و یا تبعیض علیه رنگین‌پوستان در آمریکا که با تاریخ این کشور از بدو تاسیس گره خورده است. اقوام سیاه‌پوست، سرخ‌پوست، لاتین‌تبارها، مکزیکی‌ها، آسیایی‌ها، یهودیان و ایتالیایی‌تبارها در تاریخ کشور آمریکا مورد تبعیضات بسیاری قرار گرفته‌اند که البته در ادبیات این کشور نیز بازتاب داشته است. نخستین نمونۀ بسیار موفق و تاثیر گذار آن رمان «کلبه عمو تام» به نویسندگی خانم هریت بیچر استو بود که با موضوع ضد برده‌داری در سال ۱۸۵۲ منتشر شد و تاثیر چشمگیری بر جنگ‌ داخلی آمریکا گذاشت.

slavery-1

قریب به یکصد سال پس از آن، کارسون مک کالرز که بسیاری او را مهم‌ترین نویسندۀ زن نیمۀ دوم قرن بیستم در آمریکا می‌دانند، رمان ساعت بی‌عقربه را دست‌آویزی برای حمله به نژادپرستی با شیوه‌ای متفاوت قرار داد.

slavery-2

داستان این کتاب که آخرین رمان مک‌کالرز است، در شهری کوچک در یکی از ایالت‌های جنوبی آمریکا رخ می‌دهد، جایی که سال‌ها پیش از آن شاهد برده‌داری سیاه‌پوستان در مزارع پنبه بوده است.

این رمان چند خرده داستان با شخصیت‌های متفاوت را در دل خود جای داده است که به خاطر آنچه که در گذشته‌شان رخ داده، سرنوشت‌شان بطرز اجتناب نا‌پذیری به یکدیگر گره خورده است و در نقطه‌ای بحرانی با یکدیگر تلاقی می‌کنند، جایی که شخصیت‌های داستان باید برای نجات جان یک نوجوان سیاه‌پوست دست به یک انتخاب اخلاقی بزنند.

هنگامی‌ که مک‌کالرز این رمان را می‌نوشت، مبارزات عاری از خشونت سیاه‌پوستان به رهبری دکتر مارتین لوتر کینگ در آمریکا در جریان بود.

وقتی این رمان بعد از یک دهه سکوت نویسنده‌اش بالاخره در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، به این دلیل که از زمانه‌اش جلوتر بود، به موفقیت چندانی دست نیافت که البته دور از انتظار نبود اما امروزه جایگاه خودش را در ادبیات آمریکا پیدا کرده و پرخواننده شده است.
روایت قوی داستان و توصیف دقیق شخصیت‌ها از نکته‌های قوت و تحسین شدۀ این کتاب است.

Martin-Luther-King

تنسی ویلیامز، نویسندۀ نمایشنامۀ مشهور گربه روی شیروانی داغ که در سال ۱۹۵۵ به خاطر این اثر جایزۀ معتبر پولیتزر را دریافت کرد در وصف رمان ساعت بی‌عقربه گفته است:

مکالرز با چنان همدلی و شناختی قلب آدمی را زیر ذره‌بین گذاشته است که هیچ نویسندۀ دیگری به گرد پایش نمی‌رسد.

 

برشی از متن کتاب:

مرگ برای همه یکسان است. اما هر آدمی به شیوۀ خاص خودش می‌میرد. برای جی.تی. مالون ماجرا به قدری عادی شروع شد که او تا مدتی پایان زندگی‌اش را به اشتباه نشانۀ آغاز فصلی تازه می‌شمرد. هرگز تصور نمی‌کرد مرگ سراغش بیاید، مگر در آینده، آن هم آینده‌ای مبهم و پیش‌بینی‌ناپذیر یا دست کم در حول و حوش آن روزی که حساب بیمه عمر برایش تخمین زده بود. او مردی ساده و معمولی بود و مرگ خودش در نظرش پدیده‌ای خارق العاده بود.

لولا کارسون اسمیت، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس آمریکایی، در ۱۹ فوریه ۱۹۱۷ در شهر کلمبو ایالت جورجیا، آمریکا به دنیا آمد. در نوجوانی از پدرش که مردی فرهیخته بود یک ماشین تحریر هدیه گرفت. کمی بعد برای ادامۀ تحصیل به نیویورک رفت اما از تحصیل بازماند. در بیست سالگی با سرباز سابقی که رویای نویسنده شدن در سر داشت ازدواج کرد و نام خانوادگی‌اش را به مک‌کالرز تغییر داد.

اولین رمانش «قلب شکارچی تنها» را که حاوی پیامی ضدفاشیستی بود در سال ۱۹۴۰ و در ۲۲ سالگی منتشر کرد و سپس رمان‌های «انعکاس در چشمان طلایی»، «ساقدوش عروس» و «قصیدۀ کافۀ غم‌زده» را به چاپ رساند.

بسیاری از مردم آثار او را به واسطۀ فیلم‌ها و تئاترهای موفقی که از روی آنها ساخته شده است‌‌، می‌شناسند از جمله فیلم انعکاس در چشمان طلایی با بازی مارلون براندو و الیزابت تیلور

مک کالرز در کتاب‌هایش شخصیت‌های سیاه‌پوست را با تمام خصایل انسانی به تصویر می‌کشید.

فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود