کامیار شاپور، تنها فرزند فروغ فرخزاد و پریوز شاپور (متولد ۲۹ خرداد ۱۳۳۱) امروز در ۶۶ سالگی از دنیا رفت.

او همان پسری است که فروغ برایش شعر گفت و شاپور از نامش، «کامی»، به عنوان نام مستعار خود استفاده کرد.

لای لای، ای پسر کوچک من
دیده بربند، که شب آمده است
دیده بربند، که این دیو سیاه
خون به کف خنده به لب آمده ‌است

وقتی کامیار سه ساله بود، مادر و پدرش از هم جدا شدند. پدرش اجازه‌ی ملاقات مادر و فرزند را نمی‌داد. کامیار در خانه‌ی مادربزرگ در کنار عمو و پدرش بزرگ شد. ۱۴ ساله بود که خبر مرگ مادرش را از همکلاسی‌ها شنید. وقتی دیپلم گرفت برای تحصیل در رشته‌ی نقاشی به انگلستان رفت. بعد از انقلاب به ایران برگشت و تا زمان مرگ پدرش – که سنگ مثانه داشت و پول برای مداوایش نداشتند – با او زندگی کرد.

کامیار شاپور نقاشی می‌کشید و در موسیقی خیابانی فعالیت داشت. مجموعه شعر «عشق یک مجسمه‌ فلزی‌ست و نورهای معطر طلایی»، «خودنویسم را از آفتاب پر می‌کنم» (نامه‌های پرویز شاپور به فرزندش کامیار) با گردآوری و تنظیم فرناز تبریزی و کامیار شاپور و «اولین تپش‌های عاشقانه قلبم» (نامه‌های فروغ فرخزاد به همسرش)، به کوشش عمران صلاحی و کامیار شاپور کتاب‌های به‌جامانده از کامیار شاپور هستند.

کامیار دو سال پیش در مصاحبه‌ای گفته بود:

«از طرفی خوشحالم و از طرفی افسرده‌ام چون ناخودآگاه می‌بینم که مرگ نزدیک است و خیلی چیز‌ها برایم اهمیتشان را از دست می‌دهند. قبلا صبح‌ها خیلی زود از خواب بیدار می‌شدم اما این روز‌ها انگیزه‌ای برای بیدارشدن ندارم. خیلی کلی به همه چیز نگاه می‌کنم، حس می‌کنم خب که چی این کره زمین و این آدم‌ها چرا زندگی می‌کنند وقتی هیچ چیز پایدار نیست و همه چیز نابود می‌شود؟ ۴۰ سال دیگر من که حتما با دنیا خداحافظی کرده‌ام و البته تمام کسانی که می‌شناسم! برای همین یک حس بیگانگی غریبی پیدا می‌کنم.»

– فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود