دوست ندارم مانند برخی هم نسلان ادبی و سینمایی‌ام کارهای ضعیف منتشر کنم و منتقدان هم به احترام گذشته دم بر نیاورند و من ناگهان تبدیل شوم به نویسنده‌ایی با آثار بد که خاطرات کتاب‌های خوبم را هم نابود کنم. 

 

این سخنان هوشنگ مرادی کرمانی است. خالق قصه‌های مجید. از اول امسال زمزمه‌ای در بین اهالی کتاب شنیده شد. هوشنگ مرادی کرمانی دیگر نمی‌خواهد بنویسد. کتاب قاشق چای‌خوری در ایام نمایشگاه چاپ و عرضه شد. بسیار مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت.
اصولا خبر چاپ کتاب جدیدی از هوشنگ مرادی کرمانی خبر شیرینی است. اما این بار کمی هم تلخ بود. درست مثل طنز تلخ قصه‌های مجید. خبر تلخ و شیرین این است: قاشق چای خوری آخرین کتاب هوشنگ مرادی کرمانی است.

ناشر آقای مرادی کرمانی درباره‌ی تصمیم آقای نویسنده برای ننوشتن دلایل دیگری هم ذکر می‌کند:

ویرایش و بازنویسی این کتاب مدتی به طول انجامید و حدود ۶ بار نمونه گرفتیم و دوباره کار را عوض کردیم. این مراحل قدری هوشنگ مرادی کرمانی را خسته کرد و به من می‌گفت بعد از این کتاب دیگر نمی‌خواهم بنویسم و نویسندگی را کنار می‌گذارم. البته موضوع دیگری هم در این ارتباط مطرح می‌کرد و می‌گفت وقتی موضوعی به ذهنم می‌رسد، مدت‌ها به آن فکر می‌کنم و مرا به هم می‌ریزد و تاثیر زیادی روی من می‌گذارد و اذیت می‌شوم. این مساله هم در تصمیم او بی‌تاثیر نبود.

 

و اما کمی در مورد قاشق چای‌ خوری

قاشق چای خوری اگر آخرین اثر هوشنگ مرادی کرمانی هم نباشد گویا متفاوت‌ترین اثر اوست. به گفته‌ی مدیر انتشارات معین، داستان‌های این کتاب کاملا جدی است و فضای طنز ندارد و رگه‌هایی از عشق هم در آن‌ها دیده می‌شود. داستان‌ها در زمان حال و فضای شهری اتفاق می‌افتد و حالت اجتماعی دارند.
قاشق چای خوری مجموعه ۱۲ داستان کوتاه است. شاید بهترین پایان برای این یادداشت، یادداشت تقدیم کتاب باشد که هوشنگ مرادی کرمانی ابتدای کتاب نوشته است.

می‌گویند: فیل را که می‌خواهند با هواپیما از جایی به جایی ببرند، برای حفظ تعادل، زیر دست و پایش جوجه مرغ‌هایی می‌ریزند، فیل ساعت‌ها تکان نمی‌خورد، نمی‌خوابد، نمی‌آشامد، تا به مقصد برسد. فکر می‌کند اگر پا از پا بردارد، تکان بخورد جوجه‌ای یا مادرش را زیر دست و پای سنگین‌اش لِه کند. فکر می‌کنم: این هیکل گنده و قدرتمند، به‌جای قلب، پروانه‌ای زیبا و ظریف دارد که در سینه‌اش می‌تپد. قصه‌های این کتاب را، دودستی و با احترام و با شرمندگی، به آن فیل زورمند و پروانه‌ی قشنگش پیشکش می‌کنم.

 

 

لینک خرید این کتاب

هومن حمدان

فروشگاه اینترنتی کتاب ۳۰بوک

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود