پنج شنبه , فروردین ۱ ۱۳۹۸
خانه / بایگانی برچسب: اورهان پاموک

بایگانی برچسب: اورهان پاموک

نام من سرخ/ اورهان پاموک

«و حالا دیگه من یه مرده‌ام، یه جسد تهِ یه چاه. از آخرین نفسی که کشیدم و قلبم وایستاد، خیلی گذشته، ولی هنوز هم هیچ‌کس از ماجرا خبر نداره، البته غیر از اون قاتل پست‌فطرت. او کثافت نبضم رو گرفت و گوشش رو گذاشت جلوی دهنم، بعد که مطمئن شد …

ادامه مطلب »

بی‌نوشتن، زندگی برایم معیوب، بی‌مصرف و احمقانه است/ اورهان پاموک

نصف کتابم، استانبول، درباره‌ی شهر است، و نصف دیگرش واقعه‌نگاری ۲۲ سال اول عمرم. سرخوردگی عمیقم را وقتی کتاب تمام شد، یادم است. از بین تمام چیزهایی که بیش از همه می‌خواستم، تنها چندتای‌شان به کتاب راه پیدا کرده بودند. می‌توانستم بیست فصل دیگر هم درباره‌ی بیس و دو سال …

ادامه مطلب »

رمان‌نویس ساده‌نگر، رمان‌نویس اندیشمند/ اورهان پاموک/ ترجمه‌ی علیرضا سیف‌الدینی/ نشر نیلوفر

تو زندگی‌ات دست‌کم یک رمان که خوانده‌ای؟ تا آخرین صفحه‌ کشاندت؟ یا از آن «حیف پول»‌هایی بود که نیمه‌کاره پرتش کردی گوشه‌ی اتاق؟ دیدی بعضی‌ها چه‌طور «رمان خوب» را مثل عقاب از بیست کیلومتری می‌زنند؟ یک سری هم مثل من کلی وقت‌شان را پای رمان‌های درپیت دور می‌ریزند. اگر مثل …

ادامه مطلب »

من یک درختم/ اورهان پاموک/ ترجمه‌ی ایرج نوبخت/ نشر دنیای نو

اگر از من بپرسید مشخص‌ترین ویژگی کارهای «اورهان پاموک»، نویسنده‌ی ترک برنده‌ی جایزه‌ی نوبل، چیست، می‌گویم قصه‌ تعریف کردنش از دهان راوی‌های مختلف. او این‌جور روایت کردن را دوست دارد و در رمان‌ها و داستان‌هایش از زبان آدم‌ها، حیوان‌ها، اشیا و حتا مرده‌های جورواجور تکه‌های ماجرا را روایت می‌کند. خود …

ادامه مطلب »

قلعه‌ی سفید/ اورهان پاموک/ ترجمه‌ی نرگس خامه‌ای/ نشر یوبان

یک‌راست از ونیز به‌سوی استانبول. یک‌راست. ماجرا، ماجرای لولیدن در دل جنگجویانی که خود را می‌دَرند، نیست. یا ماجرای دالان‌هایی که دو معشوق باید بپیمایند تا به یکدیگر برسند. ماجرا مثل حیرانی و سرگشتگی در میانِ امواجِ دریاست. آن‌جا که از هرچه آغاز می‌کنی، به خود ختم می‌شود. مثلِ آن‌جا. …

ادامه مطلب »

نقدی بر شوری در سر (اورهان پاموک)/ دوایت گارنر / ترجمه‌ی سعید صدرالاشرافی

مترادف ترکی افسردگی، اندوه است و رمان «اورهان پاموک» نیز مملو از آن است. هنرمندان انگشت‌شماری هستند که بتوانند اندوه شیرین را به‌شکلی بی‌امان جادو کنند. اورهان پاموک، برنده‌ی نوبل ادبیات ۲۰۰۶، در کتاب غیرداستانی خود به‌نام استانبول: خاطرات و شهر (۲۰۰۵) به دنبال زدن تلنگری به «اندوه تمام یک …

ادامه مطلب »

زندگی نو/ اورهان پاموک/ ترجمه‌ی ارسلان فصیحی/ نشر ققنوس

«روزی کتابی خواندم و کلِ زندگی‌ام عوض شد.» این سرآغازِ رمانِ عاشقانه‌ای‌ست که در آن، اورهان پاموک، نویسنده‌ی نوبل‌بُرده‌ی ترکیه‌ای، از سفرهای بی‌پایانِ راوی و محبوبش با اتوبوس، از رمان‌های مصورِ کودکان که نویسنده‌شان سودای آشتی دادنِ معنویتِ شرق و عقلانیتِ غرب را داشته، از نورهای رنگارنگِ تلویزیون‌هایی که آن …

ادامه مطلب »