کتاب یوزپلنگانی که با من دویده ‌اند اثر بیژن نجدی - مرکز | با تخفیف | 30بوک
به سایت 30 بوک خوش آمدید | ورود به سایت | ثبت نام
یوزپلنگانی که با من دویده ‌اند

یوزپلنگانی که با من دویده ‌اند

مرکز

قیمت اصلی: 168,000 ریال

مقدار تخفیف: 16,800 ریال

قیمت نهایی خرید شما: 151,200 ریال


اﻓﺰودن ﺑﻪ ﺳﺒﺪ ﺧﺮﯾﺪ

توضیحات:

نشر مرکز منتشر کرد: کتاب مجموعه ای از ده داستان کوتاه از بیژن نجدی است. مجموعه قشنگیه که به سفارش یکی از دوستان خوندمش و از خوندنش هم راضی هستم . داستان ها هم همگی در شمال کشور اتفاق می افتند. سپرده به زمین: داستان زن و مردی که بچه دار نمی شوند . این داستان تقدیم شده به شمس لنگرودی و خوبه ذکر کنیم این دو نفر دوست صمیمی بودن و شمس نیز توی مصاحبه هاش می گه نویسنده مورد علاقه اش آقای نجدی هست . داستان خیلی قشنگیه استخری پر از کابوس : در مورد مردی که یک قو را کشته . خیلی قشنگه روز اسبریزی : از زبان اسب مسابقه ای که به گاری بسته می شود . فوق العاده بود تاریکی در پوتین : مردی که فرزندش مرده . بد نبود شب سهراب کشان : پسر لالی که می خواهد پایان ماجرای رستم و سهراب را بداند . خیلی قشنگه چشمهای دکمه ای من : داستان از زبان عروسکی که در جنگ از صاحبش دور شده . قشنگه مرا بفرستید به تونل : دکتری که می خواهد صداهای خفته مغزش را بشوند . خیلی قشنگه خاطرات پاره پاره دیروز : دیدن یک آلبوم عکس قدیمی و مرور خاطرات . بد نبود سه شنبه خیس : دختری که رفته تا شاهد آزاد شدن پدرش از زندان باشد . چشم انتظاری و امیدی که در بی خبری هست را خیلی قشنگ تشریح کرده گیاهی در قرنطینه : پسری که بیماری عجیبی می گیرد و به کتف او قفل وصل می کنند . قشنگ بود آقای نجدی در خاش به دنیا اومده و در لاهیجان فوت کرده و کارشناسی ارشد ریاضیات داشته و تدریس می کرده و برای این کتاب جایزه گردون را گرفته و بعدها جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات هم نصیب او شد‌. قسمت های زیبایی از کتاب نگاه مرتضی روی شوفاژ بود و داشت فکر می کرد که بخاری بدون شعله به لعنت خدا هم نمی ارزد . ته آب چطور می شود فهمید امروز چند شنبه است؟ روی ترازو به عقربه ای نگاه کرد که زیر پاهایش تا کنار عدد 49 رفته بود و این یعنی اینکه اگر طاهر به دنیا نیامده بود و یا همان لحظه می مرد و کسی جسدش را می سوزاند ، زمین 49 کیلو سبک تر ، می توانست خورشید را دور بزند . به مادر طاهر مار جان می گفتند و این در دهکده هایی پر از درخت زیتون یعنی مادری عزیزتر از زمین و زیتون. اینم شعر پشت جلد کتاب : دفتر خاطرات بیست و چهارم پاییز : دیروز به دنیا آمدم عاشق شدم ، دیروز و دیروز بود که من مردم بیست و پنجم پاییز : امروز ، زاده شدم ظهر ، عاشق خواهم شد و غروب نخواهم مرد تا... بیست و ششم پاییز : که در من زاده شوی ، با تو هستم عشق پاییزی عشاق و ... آنگاه هرگز پاییز نخواهد شد فروشگاه اینترنتی 30بوک

موضوعات:

کتاب عمومی ادبیات داستان کوتاه ایرانی


شابک 9789643050108
دسته بندی کتاب عمومی
موضوع اصلی ادبیات
موضوع فرعی داستان کوتاه ایرانی
نویسنده بیژن نجدی
مترجم
ناشر مرکز
سال انتشار 1398

نوبت چاپ 39
زبان کتاب فارسی
قطع کتاب رقعی
جلد کتاب شومیز
تعداد صفحه 88 صفحه
وزن 112 گرم

پیشنهاد به دیگران

بیشتر بدانید

تعداد مشاهده این کتاب: 54 بار


دفعاتی که پیشنهاد شده: 5 بار


دفعاتی که پیشنهاد نشده: 0 بار


تعداد کسانی که این کتاب را خوانده اند: 3 بار


تعداد کسانی که می خواهند این کتاب را بخوانند: 14 بار


نظرات کاربران
بریده کتاب

تماس با ما

تلفن تماس

66494109 (۰۲۱) ۹۸+

ایمیل

[email protected]

دسته بندی موضوعی