%10


دفعات مشاهده کتاب
7532
علاقهمندان به این کتاب
105
میخواهند کتاب را بخوانند.
20
کتاب را پیشنهاد میکنند
18
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات روشنگران منتشر کرد:
پس یزدگرد به سوی مرو گریخت و به آسیایی درآمد . آسیابان او را در خواب به طمع زر و مال بکشت ... تاریخ !
فروشگاه اينترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9789645512185
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
72 صفحه
نوبت چاپ
12
وزن
96 گرم
سال انتشار
1403
کتاب «مرگ یزدگرد» (Death of Yazdgerd) نمایشنامهای تاریخی از بهرام بیضایی (Bahram Beyzai) نویسنده و کارگردان مشهور ایرانی است.
بیضایی این نمایشنامه را سالِ ۱۳۵۸ نوشت. متنش نخستین بار در شمارهٔ ۱۵ کتاب جمعه (۲۴ آبانِ ۱۳۵۸) و بعد در سالِ ۱۳۵۹ در انتشاراتِ روزبهان (تهران) به صورتِ کتاب منتشر شد. سپستر چاپِ کتاب به انتشاراتِ روشنگران رسید. بیضایی در این نمایشنامه با نگاهی متفاوت به آخرین روزهای زندگی یزدگرد سوم، واپسین پادشاه ساسانی، به موضوعاتی چون حقیقت، قدرت، شکست، عدالت و رابطهٔ حاکمان با مردم میپردازد.
این نمایشنامه بیش از یک بار به انگلیسی ترجمه شده است. ترجمهٔ منوچهر انور با نامِ (Death of Yazdgerd) در تهران و سان فرانسیسکو چاپ شده است و ترجمهٔ انگلیسیِ دیگری به قلمِ سهیل پارسا و برایان کویرت و پیتر فاربریج به نامِ (The Death of the King) در کانادا به چاپ رسیده است و ترجمههای دیگری هم به زبانهای دیگر، از جمله بنگالی (کارِ سودیپتو چاترجی) و آلمانی (کارِ نیلوفر بیضایی)، و فرانسوی از «مرگ یزدگرد» هست که اغلب برای نمایش تهیه شده است.
دربارهٔ کتاب
«مرگ یزدگرد» از بهرام بیضایی نمایشنامهای تاریخی است که ماجرای واپسین روزهای زندگی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، را روایت میکند. داستان از جایی آغاز میشود که پس از شکست سپاه ساسانی از اعراب، یزدگرد به آسیابی پناه میبرد و در همانجا کشته میشود. پس از مرگ او، موبدان و سپاهیان پادشاه برای یافتن قاتل، آسیابان، همسرش و دخترش را بازجویی میکنند؛ اما هرکدام از شخصیتها روایت متفاوتی از اتفاقات شب مرگ پادشاه بیان میکنند.
در جریان بازجویی، حقیقت به شکلی پیچیده و چندلایه آشکار میشود و هر روایت، تصویری متفاوت از یزدگرد، مردم عادی و شرایط بحرانی آن دوران به نمایش میگذارد. آسیابان و خانوادهاش تلاش میکنند از خود دفاع کنند، در حالی که سخنانشان نشان میدهد فاصلهٔ میان طبقهٔ حاکم و مردم تا چه اندازه عمیق بوده است. بیضایی با تغییر مداوم زاویهٔ دید شخصیتها، مخاطب را وادار میکند در مفهوم حقیقت، عدالت و چگونگی ثبت تاریخ تردید کند.
در پایان، این نمایشنامه تصویری نمادین از فروپاشی یک نظام و پایان یک دورهٔ تاریخی است. «مرگ یزدگرد» با ترکیب عناصر تاریخی، اسطورهای و نمایشی، پرسشهایی دربارهٔ قدرت، مسئولیت حاکمان و سرنوشت ملتها مطرح میکند و نشان میدهد که تاریخ همیشه از نگاه فاتحان و قدرتمندان روایت نمیشود.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«مرگ یزدگرد» یکی از برجستهترین نمایشنامههای ادبیات نمایشی ایران است که با نگاهی نوآورانه به یک رویداد تاریخی، مرز میان تاریخ، حقیقت و روایت را به چالش میکشد. این نمایشنامه با بازآفرینی واپسین لحظات زندگی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، به بررسی مفاهیمی همچون قدرت، شکست، مسئولیت، عدالت و جایگاه مردم در برابر حکومت میپردازد. ساختار چندلایه، زبان شاعرانه و استفاده از شیوهٔ روایتهای متضاد، این نمایشنامه را به اثری ماندگار در تئاتر معاصر ایران تبدیل کرده است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- روایت چندگانه و ساختار غیرخطی: بیضایی در این نمایشنامه از چند روایت متفاوت برای بازگو کردن یک اتفاق واحد استفاده میکند. هر شخصیت برداشت خود را از مرگ یزدگرد بیان میکند و همین تفاوت روایتها، مخاطب را به جستوجوی حقیقت وادار میکند.
- نگاه انتقادی به قدرت و حکومت: این نمایشنامه با قرار دادن پادشاهی شکستخورده در برابر مردم عادی، رابطهٔ میان حاکمان و جامعه را بررسی میکند و نشان میدهد که قدرت چگونه میتواند از واقعیتهای زندگی مردم فاصله بگیرد.
- ترکیب تاریخ و تخیل: اگرچه داستان نمایشنامه ریشه در یک واقعهٔ تاریخی دارد، بیضایی با استفاده از عناصر اسطورهای و نمایشی، اثری خلق کرده که به پرسشهای انسانی و اجتماعی میپردازد.
- زبان فاخر و شاعرانه: دیالوگهای نمایشنامه یکی از ویژگیهای برجستهٔ آن هستند. بیضایی با بهرهگیری از موسیقی کلمات و ساختار ادبی، فضایی متفاوت و نزدیک به متون کهن فارسی ایجاد کرده است.
- طرح مفهوم نسبی بودن حقیقت: یکی از مهمترین ویژگیهای «مرگ یزدگرد» این است که حقیقت را امری ساده و قطعی نشان نمیدهد. روایتهای متناقض شخصیتها یادآور میشوند که تاریخ ممکن است از زاویهٔ دید افراد مختلف شکلهای متفاوتی پیدا کند.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «مرگ یزدگرد» در سال ۲۰۲۳، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. کانون ملّی منتقدین تئاتر و نیز هیئتِ داورانِ هفتهنامهٔ سروش در جشنوارهٔ تئاترِ فجرِ ۱۳۷۰ این نمایشنامه را بهترین متنِ نمایشی شناختند.
اقتباس از نمایشنامهٔ مرگ یزدگرد
«مرگ یزدگرد» نخستین بار از ۱ مهر تا ۲۰ آبانِ ۱۳۵۸ به کارگردانیِ بیضایی در تالارِ چهارسوی تئاترِ شهرِ تهران اجرا شد. در این نمایشنامه بازیگرانی همچون سوسن تسلیمی، مهدی هاشمی، یاسمن آرامی و امین تاریخ به ایفای نقش پرداختند.
در سالِ ۱۳۶۰ بیضایی فیلمی هم از این نمایشنامه ساخت.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این نمایشنامه برای خوانندگانی مناسب است که به ادبیات نمایشی، تاریخ ایران، روایتهای چندلایه و آثار اندیشهمحور علاقه دارند. کسانی که از مطالعهٔ آثاری دربارهٔ مفهوم قدرت، حقیقت، عدالت و رابطهٔ میان حاکم و مردم لذت میبرند، میتوانند با این نمایشنامه تجربهای عمیق و متفاوت داشته باشند. همچنین علاقهمندان به نمایشنامههای کلاسیک ایرانی، ادبیات نمادگرا و آثاری که مخاطب را به تحلیل و تفسیر وادار میکنند، از ساختار خلاقانه و زبان شاعرانهٔ این اثر بهره خواهند برد. «مرگ یزدگرد» انتخابی ارزشمند برای دانشجویان و پژوهشگران ادبیات، تئاتر و تاریخ ایران، بازیگران و کارگردانان است.
چرا کتاب «مرگ یزدگرد» را بخوانیم؟
- برای مطالعهٔ یک نمایشنامهٔ متفاوت و اندیشهبرانگیز: «مرگ یزدگرد» مخاطب را درگیر پرسشهای فلسفی و انسانی میکند. بهرام بیضایی با استفاده از روایتهای متضاد شخصیتها، خواننده را از یک پاسخ ساده دور میکند و او را به کشف لایههای پنهان حقیقت دعوت میکند. این ویژگی باعث شده تا مطالعهٔ این نمایشنامه به فرصتی برای تحلیل دیدگاههای مختلف دربارهٔ واقعیت، قضاوت و حافظهٔ تاریخی تبدیل شود.
- برای شناخت بهتر جایگاه بهرام بیضایی در ادبیات نمایشی ایران: این نمایشنامه یکی از برجستهترین نمونههای توانایی بیضایی در خلق آثاری با ساختار پیچیده، زبان ادبی و مضامین عمیق است. خواندن «مرگ یزدگرد» به مخاطب کمک میکند با شیوهٔ خاص این نویسنده در ترکیب عناصر تاریخی، فرهنگی و نمایشی آشنا شود و اهمیت او را در تحول نمایشنامهنویسی معاصر ایران بهتر درک کند.
- برای داشتن نگاهی تازه به تاریخ و مفهوم حقیقت: یکی از مهمترین دلایل مطالعهٔ این اثر، نگاه متفاوت آن به تاریخ است. بیضایی نشان میدهد که یک رویداد تاریخی میتواند از زاویهٔ دید افراد مختلف، معناهای متفاوتی پیدا کند. این نمایشنامه مخاطب را تشویق میکند تا دربارهٔ روایتهای رسمی، نقش قدرت در ثبت وقایع و تأثیر شرایط اجتماعی بر برداشت انسانها از حقیقت، عمیقتر فکر کند.
- برای لذت بردن از ادبیات و دیالوگهای ماندگار: نثر «مرگ یزدگرد» یکی از ویژگیهای برجستهٔ آن است. دیالوگهای نمایشنامه با بهرهگیری از واژگان قدرتمند، آهنگین و نزدیک به فضای ادبیات کهن فارسی، حالوهوایی خاص ایجاد میکنند. خوانندگانی که به نثر شاعرانه، گفتوگوهای عمیق و آثار ادبی با ارزش زبانی بالا علاقه دارند، از سبک نگارش این نمایشنامه لذت خواهند برد.
کتاب «مرگ یزدگرد» را باید خواند، زیرا این نمایشنامهٔ ارزشمند از بهرام بیضایی یکی از مهمترین آثار ادبیات نمایشی ایران است که با تلفیق تاریخ، اسطوره و اندیشه، مخاطب را به تأمل دربارهٔ مفاهیم عمیقی مانند قدرت، حقیقت، عدالت و سرنوشت انسان دعوت میکند. این اثر با ساختاری خلاقانه و زبانی شاعرانه، پرسشهایی بنیادین دربارهٔ چگونگی شکلگیری تاریخ و نقش دیدگاههای مختلف در روایت وقایع مطرح میکند. مطالعهٔ این نمایشنامه فرصتی است برای آشنایی با یکی از درخشانترین نمونههای نمایشنامهنویسی ایرانی و تجربهٔ اثری که همچنان پس از گذشت سالها، موضوعات انسانی و اجتماعی آن تازگی خود را حفظ کردهاند.
دربارهٔ نویسنده
بهرام بیضایی یکی از برجستهترین نویسندگان و کارگردانان فیلم و تئاتر ایران است که آثار متعددی در زمینههای مختلف هنری و پژوهشی ارائه داده است. این هنرمند در دی ۱۳۱۷ به دنیا آمد و علاوه بر کارگردانی و نویسندگی، در زمینههای تدوین فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمه نمایشنامه و تدریس دانشگاهی فعال بوده و بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در سینما و نمایش نوین فارسی شناخته میشود. بسیاری از نمایشنامهها و فیلمهایش در سطح بینالمللی ترجمه، چاپ و اجرا شدهاند و آثار شاخصی مانند «مرگ یزدگرد» را خلق کرده است که شاهکار او در نظر گرفته میشود.
بیضایی در تهران به دنیا آمد و از کودکی علاقهمند به سینما و ادبیات بود. او پس از آشنایی با آثار صادق هدایت و تأثیر گرفتن از او، به تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی پرداخت اما تحصیلاتش را نیمهکاره رها کرد و به پژوهش در تاریخ نمایش ایرانی روی آورد. فعالیتهای نمایشی خود را با الهام از تعزیه آغاز کرد و نخستین نمایشنامههایش با موفقیت اجرا شدند. او در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به عنوان فیلمساز و استاد دانشگاه به فعالیت خود ادامه داد و پس از انقلاب اسلامی نیز به تولید آثار هنری ادامه داد. او در اواخر دهه ۱۳۸۰ به آمریکا مهاجرت کرد و همچنان به فعالیتهای هنری و آموزشی مشغول است.
بهرام بیضایی نقش مهمی در تحول نمایش و سینمای ایران داشته و اغلب بهعنوان یکی از برترین نمایشنامهنویسان و فیلمسازان تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. آثارش مانند «باشو، غریبه کوچک» و «سگکُشی» از فیلمهای شاخص سینمای ایران به شمار میآیند و او یکی از بنیانگذاران موج نو سینمای ایران بوده است. در حوزه تئاتر نیز، با نمایشنامهها و اجراهای تأثیرگذار، به پایهگذاری و ارتقای ادبیات نمایشی معاصر فارسی کمک کرده است. بسیاری از هنرمندان مطرح ایران از شاگردان او بودهاند و تأثیر او بر هنر و اندیشه آزاد در ایران بسیار چشمگیر است.
معرفی کتابهای مشابه
اگر خوانندگان از مطالعهٔ «مرگ یزدگرد» لذت بردهاید و به دنبال کتابهایی با فضایی مشابه هستید، بهتر است در انتخاب آثار بعدی به سراغ نمایشنامهها و رمانهایی بروید که نگاه نمادین به تاریخ داشته باشند و با روایتهای چندلایه، پرداختن به مفهوم حقیقت، قدرت و سرنوشت انسان و همچنین زبان ادبی و اندیشهمحور خود بتوانند بر خواننده تأثیر بگذارند. بررسی آثار نویسندگانی که به بازخوانی اسطورهها، تاریخ و مسائل اجتماعی از زاویهای تازه میپردازند، میتواند راهی مناسب برای یافتن کتابهایی نزدیک به فضای این نمایشنامه باشد. در ادامه چند اثر مشابه با این کتاب به شما معرفی کردهایم.
- کالیگولا اثر آلبر کامو
کتاب «کالیگولا» (Caligula) نمایشنامهای از آلبر کامو و یکی از برجستهترین نمایشنامههای فلسفی قرن بیستم است که با نگاهی عمیق به مفهوم قدرت، پوچی، آزادی و سرکشی انسان در برابر محدودیتهای زندگی میپردازد. کامو در این اثر داستان امپراتور جوان روم، کالیگولا، را روایت میکند که پس از تجربهٔ فقدان و مواجهه با بیمعنایی جهان، تلاش میکند با قدرت مطلق به حقیقتی دست یابد؛ اما این مسیر او را به سوی خشونت و ویرانگری میکشاند. «کالیگولا» مانند نمایشنامهٔ «مرگ یزدگرد»، از تاریخ بهعنوان بستری برای طرح پرسشهای انسانی و اجتماعی استفاده میکند و با بررسی رابطهٔ میان حاکمیت، حقیقت، قدرت و سرنوشت انسان، مخاطب را به تفکر دربارهٔ پیامدهای قدرت بیمهار دعوت میکند.
شباهتها با کتاب مرگ یزدگرد:
- پرداختن به شخصیت یک حاکم در لحظهای بحرانی
- بررسی رابطهٔ میان قدرت و حقیقت
- نگاه انتقادی به حکومت و ساختارهای قدرت
- استفاده از تاریخ برای بیان دغدغههای فلسفی و انسانی
- طرح پرسشهایی دربارهٔ عدالت، مسئولیت و سرنوشت انسان
از مطالعهٔ کالیگولا نیز لذت خواهید بُرد، زیرا این نمایشنامه علاوه بر برخورداری از داستانی پرتنش و شخصیتپردازی قدرتمند، اثری عمیق و اندیشهمحور است که مخاطب را با پرسشهای فلسفی دربارهٔ معنای زندگی، آزادی و حدود قدرت روبهرو میکند. علاقهمندان به «مرگ یزدگرد» و آثاری که تاریخ را با مفاهیم نمادین و انسانی درهم میآمیزند، از زبان ادبی، فضای تراژیک و تفکرات اگزیستانسیالیستی این اثر نیز تجربهای ماندگار خواهند داشت.
- شاه لیر اثر ویلیام شکسپیر
«شاه لیر» (King Lear)نمایشنامهای مشهور از ویلیام شکسپیر و یکی از بزرگترین تراژدیهای ادبیات جهان است که با پرداختن به موضوعاتی مانند قدرت، غرور، خیانت، فروپاشی خانواده و سرنوشت انسان، جایگاهی ماندگار در تاریخ ادبیات یافته است. این نمایشنامه داستان پادشاه سالخوردهای را روایت میکند که در تلاش برای تقسیم قلمرو خود میان دخترانش، با تصمیمی اشتباه مسیر زندگی خود و اطرافیانش را به سوی فاجعه میکشاند. «شاه لیر» مانند نمایشنامهٔ «مرگ یزدگرد» با تمرکز بر شخصیت یک فرمانروا در دوران بحران، به بررسی پیامدهای قدرت، فاصلهٔ میان حاکم و مردم و پیچیدگی مفهوم حقیقت میپردازد. هر دو اثر با استفاده از بستری تاریخی، پرسشهایی عمیق دربارهٔ حکومت، عدالت و سرنوشت انسان مطرح میکنند و نشان میدهند که قدرت بدون خرد و شناخت انسانها میتواند به نابودی منجر شود.
شباهتها با کتاب مرگ یزدگرد:
- پرداختن به سرنوشت یک فرمانروا در دوران فروپاشی
- بررسی پیامدهای اشتباهات حاکمان
- نمایش فاصله میان قدرت و واقعیت زندگی انسانها
- طرح مفاهیم عدالت، حقیقت و مسئولیت
- استفاده از تاریخ برای بیان دغدغههای انسانی و اجتماعی
از مطالعهٔ شاه لیر لذت خواهید بُرد، زیرا این اثر با شخصیتپردازی عمیق، داستانی تراژیک و مضامینی جهانی، یک نمایشنامهٔ تاریخی فراموشنشدنی است. علاقهمندان به «مرگ یزدگرد» که از مطالعهٔ آثاری دربارهٔ قدرت، سقوط حاکمان و پیچیدگیهای روح انسان لذت میبرند، با مطالعهٔ این شاهکار شکسپیر نیز با اثری تأثیرگذار، اندیشهبرانگیز و سرشار از لحظات ماندگار ادبی روبهرو خواهند شد.
سخن پایانی
«مرگ یزدگرد» از بهرام بیضایی یکی از ماندگارترین نمایشنامههای ادبیات معاصر ایران است که با گذر از مرزهای یک روایت تاریخی، به بررسی مفاهیمی عمیق مانند حقیقت، قدرت، عدالت و سرنوشت انسان میپردازد. این اثر با ساختاری خلاقانه، روایتهای چندگانه و زبانی شاعرانه، مخاطب را با پرسشهایی اساسی دربارهٔ تاریخ و چگونگی شکلگیری روایتهای انسانی روبهرو میکند. ارزش ادبی، نگاه انتقادی و شیوهٔ متفاوت بیضایی در پرداخت شخصیتها باعث شده است این نمایشنامه به اثری اندیشهمحور و تأثیرگذار در فرهنگ و هنر ایران تبدیل شود.
مطالعهٔ «مرگ یزدگرد» فرصتی برای آشنایی با یکی از مهمترین آثار بهرام بیضایی و شناخت ویژگیهای برجستهٔ نمایشنامهنویسی اوست. این کتاب نشان میدهد که چگونه یک رویداد تاریخی میتواند به بستری برای طرح دغدغههای همیشگی انسان تبدیل شود. تضاد میان روایتهای شخصیتها، ابهام در کشف حقیقت و پرداخت دقیق رابطهٔ میان قدرت و مردم، باعث میشود خواننده هنگام مطالعهٔ این اثر دربارهٔ مسائل اجتماعی و انسانی زمانهٔ خود نیز به فکر فرو برود.
«مرگ یزدگرد» انتخابی ارزشمند برای علاقهمندان به ادبیات نمایشی، تاریخ ایران و آثار فلسفی و نمادگراست. زبان فاخر، فضای نمایشی قدرتمند، عمق مفهومی و توانایی بیضایی در پیوند دادن تاریخ با پرسشهای فلسفی، این نمایشنامه را به اثری ماندگار تبدیل کرده است. خواندن این کتاب میتواند تجربهای متفاوت باشد و به مخاطب کمک کند تا با نگاهی دقیقتر به مفاهیمی مانند حقیقت، عدالت، قدرت و نقش انسان در روایت تاریخ بیندیشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
سرباز: دستور باشد همینجا شمشیرم را چپ و راست به کار بیندازم. کار سهبار چرخاندنِ در هواست؛ دو رفت و یک آمد ۔
سردار: راستی، فقط دو رفت و یک آمد؟ راه دیگری هم هست؟
سرباز: دار ساختن دراز میانجامدای سردار. فرمان باشد همینجا بیاویزمشان؛ دار میخواهد برای چه؟
سردار: [گریبان او را میگیرد و بهزانو درمیآورد] ای مرد سادهدل به کجا چهاراسبه میتازی؟ ما همه سرداران و سرکردگانی نژادهایم نه غارتیان و چپاولگران؛ و این دادگستری است نه شبیخون. ما آنان را نمیکشیم که کُِشته باشیم؛ آنان میمیرند به پادافره ریختن خون پادشاه دریادل، سردار سرداران، دارای دارایان، شاه شاهان، یزدگردشاه پسر یزدگردشاه و او خود از پسران یزدگرد نخستین! [او را میراند] این جوی سرخ که بر زمین روان میبینی از آنِ مردی است که در چهارصد و شصت و شش رگ خود خون شاهی داشت؛ و فرمان مزدا اهورا، او را برتر از آدمیان پایگاه داده بود! اینک که دشمن گلوگاه ما را میفشرد چه دستیاری بھتر از این با دشمن که سر از تن جدا کنند؟ همه میدانند که مردم تن است و پادشاه سر!
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
امیر راکعی
26 بهمن 1400
شاهکاری در فرم و محتوا
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
زن راهزنان بر تنگدستان می بخشایند و پادشاهان نه
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
زن ای - روزگار را بنگرید که دشمن سراسر گیتی را نَوَر دیده ؛ و سرداران جنگاور جنگ آزمای ما هنوز کینه از رعیّت می ستانند.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
- تو شوربخت شور چشم هر چه داری از کیست
آسیابان هرچه ما داریم از پادشاه است.
زن چه می گویی مرد؛ ما که چیزی نداریم.
آسیابان آن نیز از پادشاه است
صفحه ی 59
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
زن پندنامه بفرست ای موبد ؛ اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای. ما مردمان از پند سیر آمده ایم و بر نان گرسنه ایم.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
آسیابان هیچ ای زن؛ گناه با ما زاییده شده؛ و آن جفت همزماد من بود که با جانم از همه نزدیکتر است . نامش بینوایی است.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
موبد بسیار آتشکده ها که هنوز برجاست. مردمان را باید با گفتار گرم ؛ آیین ستیز آموخت.
زن پُر گو نگو موبد؛ در مردمان تو باور نیست از بس که ستم دیده اند.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
زن ای شاه؛ تو می گفتی با مرگ تو ملتی می میرد؛من چگونه دست به خون ملتی آغشته کنم
دختر او را بکش ای مرد؛ شاید با مرگ او ملتی نو به دنیا آمد.
رضا قائمی
01 تیر 1402
0
زَر آن روز به کارم می آمد که می توانستم پسرکم را رهانید. که می توانستم دخترکم را دوای درد خرید. امروز من ِ مانده در بیابانی که از هر سو دیگر در آن نشان مردم نیست، با زَر چه بایدم کرد
شاید بپسندید














از این نویسنده









































