%20


دفعات مشاهده کتاب
902
علاقهمندان به این کتاب
3
میخواهند کتاب را بخوانند.
1
کتاب را پیشنهاد میکنند
1
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات روزنه منتشر کرد:
هر بار درِ کابینت را باز میکردم و آن بشقاب سبز را میدیدم، پدرم را میدیدم که پشت میز نشسته است. قهوهاش را مینوشد. باقیماندهی نان ذرتی را میخورد.
نَع.
این آخرین چیزی بود که به پدرم گفتم. من نان ذرتیاش را نخواستم. به من نگو این مسئله اهمیتی ندارد، به من نگو احمقانه است به چنین چیزی فکر کنم، به من نگو پدرم درک میکند، به من نگو دست از سر آن دستورالعمل لعنتی بردارم. تو آن کسی نیستی که آنجا ایستاده بود. تو مدرسهات دیر نشده بود. تو روز آخری که پدرت را دیدهای به او نگفتهای نَع.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786222341862
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
215 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
210 گرم
سال انتشار
1399
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
محسن ذکا
18 خرداد 1399
ویل داستانی است که در اصل برای مخاطب جوان نوشته شده است... دربارهی برخی از مشکلات و نابهنجاریهایی که ممکن است برای هر جوانی پیش بیاید... ویل پسری شانزده ساله است که آسیبهای جدی دیده و با پیادهروی و کار به دنبال یافتن خویش و رسیدن به پرسشهای درونیاش است... میتوانم این رمان را با ناطوردشت، زندگی در پیش رو و هاکلبری فین مقایسه کنم به خاطر داشتن تم تکامل شخصیت نوجوان.
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
محسن ذکا
18 خرداد 1399
3
خیلی پیشترها کلاس دوم ابتدایی، دومین یا سومین دندان پلایا افتاده بود اما لبخند مرا با لبخند جواب میداد. دندانهای جلوییاش افتاده بود. مرحلۀ پری دندانی زندگیمان بود. و لبخند پلایا غولآسا بود. میفهمیدم چرا زیاد لبخند نمیزند. او از یک دختر تبدیل میشد به یک لبخند. ما هفت ساله بودیم. اما پلایا همان موقع هم میدانست -و میدانست که میدانم- هوایش را دارم.
شاید بپسندید














از این مترجم














272٬000 تومان
340٬000
%20






























