انتشارات نودا منتشر کرد:
به دنیا که آمدم ملی خطابم کردند، چرا که یک سال پیش از ملی شدن صنعت نفت به دنیا آمده بودم. پانزدهم تیر ماه 1332 برایم شناسنامه گرفتن و عبدالرضا خطابم کردند. دوستی از راه رسید و عبدال را برداشت و بعد از آن شدم رضا فیاضی.
بازیگری را هویت و شناسنامه خودم می دانم. اما در این سال ها تقریبا هر چه کار کردم، از نویسندگی، کارگردانی، بازیگری، عروسک گردانی، صداپیشگی و ترانه سرایی برای بچه ها بود. خوشحالم در جایی (دریک مجله کودکان را دوست خوب بچه ها خواندند. تاکنون سه مجموعه شعر بزرگسال، سه نمایشنامه کودک و نوجوان و چند مجموعه داستان نوشته ام که چاپ شده است. اکنون خوشحالم اولین رمان نوجوانم را به نشرنودا سپرده ام تا آن را به چاپ برساند. داستان تتو دغدغه من برای سلامتی قشر نوجوان است که می خواهد خود را به اثبات برساند، اما در گیر مسائلی می شود که متاسفانه به گمراهی و تباهی می رسد. من خواندن این کتاب را به نوجوانان کشورم سفارش می کنم. تا اسیر وسوسه های کاذب و ظاهر دروغین افراد ناصالح نگردند. اما خانواده نیز موظف است حین مراقبت، به شخصیت آنان احترام بگذارد و آنان را مستقل بار آورند تا سرنوشت ریحانه را پیدا نکنند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده









































