%10


دفعات مشاهده کتاب
734
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات نزدیکتر منتشر کرد:
صبح زود آرزو با صدای قوقولی قوی خروس از خواب بیدار شد. خمیازهای کشید و چشمهایش را با پشت دست مالید. در همین لحظه چشمش به عکس پدربزرگش افتاد که روی طاقچه بود. او سه سال پیش فوت کرده بود و از آن روز به بعد بیبی تنها زندگی میکرد. توی عکس پدربزرگ میخندید. آرزو هم به او لبخند زد. باد ملایمی پرده را تکان میداد. صدای بیبی از توی حیاط میآمد که به مرغ و خروسها دانه میداد و قربان صدقه شان میرفت. آرزو از رختخواب بلند شد و کنار پنجره رفت. بیبی نگاهی به او انداخت و لبخند زنان پرسید: بیدار شدی ننه جان؟ بعد به شیر آب کنار حوض اشارهای کرد و گفت: بیا اینجا صورتت را بشور، الان ناشتایی را میآورم تا با هم بخوریم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786226996327
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
48 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
90 گرم
سال انتشار
1399
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














22٬500 تومان
25٬000
%10

























