

دوازده داستان سرگردان
گابريل گارسيا مارکز نويسنده نامدار آمريکاي جنوبي و خالق پديده منحصر به فرد صد سال تنهايي و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 1982 که بيشک براي خوانندگان علاقهمند به رمان نامي آشناست ، اينبار با نوشتن 12 داستان کوتاه سعي در پديدآوردن فضايي جديد براي خوانندگانش دارد : « در آن پارک دور افتاده ، زير برگهاي زرد ، روي نيمکتي چوبي نشسته بود و دستها را به سر نقرهاي عصا تکيه داده و به قوهاي گردآلود روي درياچه خيره مانده بود و به مرگ فکر ميکرد . اولينبار که به ژنو آمده بود ، درياچه آرام و بلورين بود . مرغهاي دريايي اهلي شده نزديک ميشدند تا از دست او دانه برچينند . » آقاي رئيسجمهور ، سفر بخير ، قديسه ، هواپيماي زيباي خفته ، خواب تعبير ميکنم ، فقط آمدم تلفن کنم ، وحشتهاي ماه اوت ، اتومبيل مشکي ، هفده انگليسي مسمومشده ، باد سرد شمالي ، تابستان سعادتمند خانم فوربس ، نور مثل آب است و رد خون تو روي برف ، دوازده داستاني است که گابريل گارسيا مارکز نوشته است . بهمن فرزانه مترجم آثار بسياري از نويسندگان ايتاليايي همچون آلبادسس پدس ، گراتزيا دلددا ، پيراندلو و . . . در سال 1354 ترجمه ماندگار « صد سال تنهايي » را از گابريل گارسيا مارکز راهي بازار نشر کرد . او اينبار با ترجمة « دوازده داستان سرگردان » داستانهايي متفاوت را از اين نويسنده به علاقه مندان آثارش ارائه کرده است.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














































































