

«مارمولکي که ماه را بلعيد» روايتي است طنز که ضمن سرگرم کردن خواننده قصد به چالش کشيدن وقايعي از تاريخ شاهان قاجار و البته پهلوي را دارد. وقايعي که همگان با آنها آشنايي داريم و بارها و بارها در بارهشان خواندهايم و نوشتهايم، اما نويسنده اينبار بهگونهاي ديگر و از زاويه ديدي متفاوت به آنها نگريسته است. وقايعي مانند قضيه تحريم تنباکو و چگونگي شکلگيري آن و تبعاتي که از پي آن آمده، قتل ناصرالدين شاه در حرم شاهعبدالعظيم، استنطاق ميرزا رضاي کرماني ـ البته اينبار در داستان قاسم شکري خود ناصرالدين شاه در جلسه بازجويي ميرزا حضور دارد ـ جريانات فکري آن دوره مثل فراماسونري، نهضت مشروطه و وقايع ريز و درشتي که با آنها در ارتباط بوده است و ديگر اتفاقاتي از تاريخ فارس که با عنصر تخيل و طنز همراه شده است. راوي داستان، نويسنده دورگهاي است فرانسوي ـ اسپانيايي تبار ـ با نام ساختگي «ژان ژاگ ژي گارديو» که با طنزي منحصر به فرد و نگاهي بيطرفانه وقايع مورد بحث را به چالش ميکشد. البته به گفته راوي، قرنها از وقوع اين اتفاقات گذشته و حالا اين روح اوست که در دنياي پس از مرگ روايتگر داستاني است که سلسلهوار تا ابدالاباد تکرار ميشود. «قاسم شکري» پيش از اين کتاب «بوي خوش تاريکي» را نوشته که برنده جايزه کتابهاي متفاوت «واو» در سال 1387 شده است.
شاید بپسندید














از این نویسنده









































