جمعه سیاه - تخفیف تا 60 درصد

داستان دو شهر (پالتویی)

نویسنده:
نشر:

1,250,000ریال

1,125,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
244

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
5

کسانی که کتاب را نپسندیدند
0

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب داستان دو شهر

انتشارات نگاه منتشر کرد:
داستان دو شهر از معروف ترین آثار انگلیسی به شمار می آید؛ اثری که ذهن خواننده را تسخیر می کند. این کتاب نخستین بار در سال 1859 منتشر شد. داستان در دو شهر لندن و پاریس رخ می دهد و مخاطب در کنار شخصیت های داستان، به روزگاری پرتب وتاب قدم می گذارد. این کتاب در سه بخش نوشته شده است: کتاب اول: عمر دوباره، کتاب دوم: رشته زرین، کتاب سوم: مسیر طوفان. در این سه بخش، با سرگذشت شخصیتهای متعددی از قشرهای مختلف جامعه آشنا و همراه می شویم و جریان زندگی آنها را در این دوره عجیب دنبال می کنیم. فضای تاریک و محزون کتاب با پایانی هیجان انگیز و غیرقابل پیش بینی، بی شک مخاطب را متأثر می کند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک

دفعات مشاهده کتاب
244

دفعات پیشنهاد کتاب
0

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
5

کسانی که کتاب را نپسندیدند
0

    • نوع کالا
    • دسته بندی
    • موضوع اصلی
    • موضوع فرعی
    • نویسنده
    • مترجم
    • نشر
    • شابک
    • زبان کتاب
    • قطع کتاب
    • جلد کتاب
    • تعداد صفحه
    • وزن
    • نوبت چاپ
    • سال انتشار
    • فارسی
    • پالتوئی
    • گالینگور
    • 528 صفحه
    • 535 گرم
    • 1
    • 1400

  • نظر شما در مورد این کتاب

    نظرات دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • سیدمحمد بهروزنژاد
      • پاسخ به نظر

      در کمال احترام باید بگم که ترجمه این کتاب به اصل اثر خیلی ضربه زده به طوری که من به زور این کتاب رو تموم کردم ترجمه یکدست نیست یکجا ادبی یکجا محاوره ای ... از طرفی کلمات مهجوری در ترجمه استفاده شده به نظر بنده صبر کنید تا یه ترجمه حسابی ازش بیاد مثل آلیور توئیست که به تازگی ترجمه شد

  • بریده ای از این کتاب

    بریده های دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • محمدمهدی صفا
      • 0

      بهترین روزگار و بدترین ایام بود. دوران عقل و زمان جهل بود. روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود. موسم نور و ایام ظلمت بود. بهار امید بود و زمستان ناامیدی. همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود، همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه در جهت عکس ره می سپردیم.