

انتشارات بعثت منتشر کرد:
روابط بیزانس و ایران گوشه ای از روابط بین المللی است که در قرون وسطی بر سایر تحولات شرق و غرب عالم تأثیر گذاشته است. این روابط و مناسبات از وجوه و ابعاد متنوعی برخوردار بوده که برخلاف نظر سایر نظریه ها، نه تنها متعارض و خصمانه نبوده، بلکه دارای همگرایی و پیوستگی با حداقل واگرایی ها و انفکاک فرهنگی - تمدنی بوده است. دیپلماسی و رفتارهای دول مذکور، از چالش ها و تنش ها تا هم زیستی و مسالمت در چرخش و نوسان بوده است ضمن آن که از متغیرهای سرزمینی، ساختارها، نظامات و اقتضائات اقتصادی، اجتماعی و آیینی نیز بی تاثیر نبوده. در کنار و هم پیوند با آن، فشارها، نیازها و منافع ملل و اقوام مجاور و هم چنین دولت های حاشیه ای مشرف بر گذرگاه های بین المللی، تاثیر پذیرفته. تحولات و مناسبات این دو امپراتوری، در نیمه اول قرون وسطی، برخلاف ادوار پیشین، حداقل در سه مقطع قابل تشخیص و ادواربندی ست که با گسترش گرایی شرق با ایران ساسانی بر غرب یا بیزانس، تجلی یافته است. به رغم تسلط نسبی ساسانیان بر سرزمین ها و مناطق گذرگاهی که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب بين النهرین امتداد می یافت، رقابت ها و منازعات آنها به نحوی پیش رفت که به فاصله اندکی، متصرفات ساسانی را از بین النهرین شمالی، ارمنستان و قفقازیه تا دریای سیاه و آسیای صغیر و نیز مدیترانه شرقی و حتی اورشلیم تا خلیج فارس و دریای سرخ، توسط نیروی تازه واردی از جزیره العرب، که یکی را به فروپاشی و دیگری را به ورطه جدایی و سقوط نزدیک کرد.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید







































