غم و اندوه پاسخی طبیعی به مرگ و از دست دادن است. بسیاری از مردم فکر میکنند که غم و اندوه مثل بیماری است، باید درمان شود یا هر چه زودتر از آن رها شد اما غم و اندوه بیماری نیست که درمان شود یا مشکلی که برطرف شود. هر کسی این حق را دارد تا به روش طبیعی و درست سوگواری کند. کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» (How to Carry What Can't Be Fixed) اثر مگان دیواین (Megan Devine) روان درمانگر و سخنران انگیزشی است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. این نویسنده پیش از این با کتاب پرمخاطب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» (It's OK That You're Not OK) به خوانندگان نشان داد چطور با اندوه و فقدان مواجهه شوند و اینبار سعی کرده است تا به خوانندگان بیاموزد چطور در مقابل سوگ و غمواندوه از خود مراقبت کنند. این کتاب جورنالی به همراه تمرینات برای کنارآمدن با سوگ، فقدان و غم و اندوه است.
دربارهٔ کتاب
«چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» یک جورنال یا همان کتاب کاری ساده است که جدول زمانی، چک لیست یا هیچ چیز کلیشهای ندارد. مگان دیواین با همان سبک کتاب پرمخاطب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» بدون عوام فریبی، جورنالی را ارائه کرده است تا به خواننده یاد بدهد چطور با صداقت و مهربانی با غم و اندوه مواجه شوند. این کتاب جورنالی است مملو از راههای خلاقانه و منحصربهفرد است تا با غم خود به گفتوگو بشینید.
در ابتدا گذر از سوگ برایتان غیرممکن بهنظر میرسد، ولی این را بدانید که نهایتاً میتوانید با سوگ کنار بیایید. مگان دیواین با آنچه در این کتاب ارائه کرده به شما کمک میکند تا با سوگتان رابطه برقرار کنید، تا یاد بگیرید چطور با آن کنار بیایید و مهمتر از همه چیزهایی را بیابید که باید برایشان زندگی کنید. مگان دیواین در کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» در سه بخش و هفده فصل مطالبی مفید برای همیاری با پزشکان و متخصصان ارائه کرده است.
جورنال مخصوص این است که در آن بنویسید، نقاشی کنید و آن را با خود به اینطرف و آنطرف ببرید تا در روزهای طوفانی به شما کمک کند. تعدادی دستورالعمل پایه و مفید نیز در این جورنال برای مواجهه و گذر از غم و اندوه ذکر شده است. میتوانید با توجه به نیازتان پیش بروید و چیزهایی را که به نظرتان با سوگ شما هماهنگ نیست نادیده بگیرید. جدولها، فهرستها و نقشههای موجود در کتاب برای کمک به شماست تا سوگتان را درک کنید و به کمک این موارد بتوانید در این سوگ از خود حمایت کنید. هر زمان که بخواهید میتوانید دوباره به تمرینهایتان برگردید و آنها را مرور کنید.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» یک جورنال برای یافتن راه های جدید و خلاقانه برای ارتباط با سوگ و اندوه، بدون تکرار مکررات، کلیشهها یا راهحلهای ساده و مرحلهای است. این جورنال فرصتی برای شما فراهم میآورد تا داستان سوگتان را به زبان خودتان و برای خودتان تعریف کنید، بدون اینکه نیز باشد در انتها به خوشی برسید. این جورنال جایی برای کندوکاو سوگتان با تمام بخش های عجیب، غمگین، وحشتناک و یا حتی زیبای آن است. جایی برای گفتن تمام حقیقت دربارهی اینکه خود واقعی بودن همینجا و همین لحظه چه شکلی است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- جورنالی تصویری برای هر روز: این کتاب میتواند همراه هر روزهٔ شما باشد تا با سوگ و اندوه خود صحبت کنید و با آنکنار بیایید. این کتاب باعث میشود درک شما از سوگ و زندگی تغییر کند.
- فعالیتها و ابزارهای سودمند: با انجام فعالیتهای سرگرمکننده و ابزارهای سودمند این جورنال، هم میتوانید راهی برای زیستن در کنار فقدان بیابید، و هم به نوشتن، نقاشی کردن و خطخطی کردن بپردازید و ذهن خود را درگیر کند.
- مهربانی را بیابید: نویسنده در کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» به شما نشان میدهد چطور میتوانید با صداقت، مهربانی و پذیرش با فقدان و سوگ خود روبهرو شوید و به جای انکار، آن را بپذیرید.
- آشنایی با روشهای یک متخصص: مگان دیواین خود در زندگی سوگ را تجربه کرده و پس از آن تبدیل به مشاور سوگ و متخصصی در این زمینه شده است و نشان میدهد چطور با انجام راههای جدید و خلاقانه میتوان سوگ را پذیرفت.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب به شما میآموزد که چطور در برابر سوگ، فقدان و اندوه از خودتان مراقبت کنید. بنابراین این کتاب مناسب تمام انسانها است چون هر انسانی در هر مرحله از زندگی در نهایت با سوگ، اندوه یا فقدان روبهرو خواهد شد. اگر با اندوه دستوپنجه نرم میکنید و عزیزی را از دست دادهاید و نمیتوانید با حقیقت کنار بیایید، این کتاب برای شماست. گرچه این کتاب جایگزینی برای درمان، مشاوره و راهحلهای پزشکی نیست، اما اطلاعاتی را در اختیار شما قرار میدهد که میتوانید با کمک آنها دورهٔ سوگ را راحتتر سپری کنید. این کتاب مناسب تمام افراد جامعه است تا بتوانند با حقیقتهای زندگی به روش خودشان کنار بیایند.
دربارهٔ نویسنده
مگان دیواین در بانگور، مین به دنیا آمد. مدرک کارشناسیاش را در رشتۀ هنر از کالج گودارد در سال 1997 دریافت کرد. کارشناسی ارشدش را در رشتۀ هنرهای زیبا در همین کالج و در سال 1999 دریافت کرد و در سال 2003 مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی مشاوره را از دانشگاه آنتیوخه نیوانگلند گرفت. کار حرفهایاش را به عنوان روان درمانگر از سال 2001 شروع کرد و بیش از 15 سال متخصص رواندرمانی بالینی بود. او از درمانگران پیشگام فقدان و غم و اندوه است و در کتابها و مقالههایش دربارۀ روشهای درست مقابله با فقدان و سوگ صحبت میکند. او از سال 2009 و از طریق وب سایت، حضور در رسانهها، برنامههای آموزشی و انجمنهای مختلف سعی دارد تا عقاید فرهنگی جوامع مختلف را در مواجهه با سوگ تغییر دهد. دومین کتابش با عنوان «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» در سال 2021 منتشر شد. مقالههایش در مجلههایی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست، هاروارد بیزینس، آتلانتیک، سان و سایر نشریات به چاپ رسیده و بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند.
معرفی کتابهای مشابه: تولستوی و مبل بنفش (Tolstoy and the Purple Chair)
کتاب «تولستوی و مبل بنفش» اثر نینا سنکویچ (Nina Sankovitch) نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی است و در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. این نویسنده پس از مرگ خواهرش، حس کرد که در گردابی از اندوه فرو رفته و برای مشغول نگه داشتن دائم ذهنش، تصمیم گرفت هر روز یک کتاب بخواند. او با اینکه چهار فرزند خردسال داشت، در روز تولد ۴۶ سالگیاش این تصمیم را گرفت و برای نجات از فقدان و غمواندوه به کتابها پناه بُرد. این کتاب شرح حال و یادداشتهای او از خاطراتش با عنوان «یک سال هر روز یک کتاب» و داستان واقعی زندگیاش دربارهٔ فقدان، امید و درنهایت رهایی از رنج به کمک کتابها است. از جمله شباهتهای این کتاب و کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
- مقابله با فقدان و سوگ به روشی متفاوت: نویسنده در این کتاب نیز عزیزی را از دست داده و روش مقابلهٔ خود با غمواندوه و فقدان را توضیح داده است.
- یک شرححال برای کنارآمدن با سوگ: نینا سنکویچ نیز در این کتاب از شرح حال خود، مطالعهٔ کتابها و غمواندوهی گفته که ظاهراً پایانناپذیر بوده و او را به سمت مطالعه کشانده است.
- متن ساده و قابل فهم: گرچه نویسنده در این کتاب راهکاری برای غمواندوه ندارد، اما با زبان ساده از شرح حال خود و شیوهٔ مقابلهاش با فقدان و اندوه میگوید.
سخن پایانی
یکی از مشکلات در دوران سوگ واکنشهای اطرافیان است. اگر احساساتتان را بروز دهید، مردم میگویند بیش از حد احساساتی هستید و اگر آن را بروز ندهید میگویند در مرحلهٔ انکار هستید و باید با حقیقت روبهرو شوید. گرچه اطرافیان نیت بدی ندارند اما معمولاً ناخواسته الگویی را برای مقابله با سوگ در سر دارند و فکر میکنند تمام افراد باید برای مقابله با فقدان و سوگ از آن الگو تبعیت کنند اما اینطور نیست. با این حساب تعجبی ندارد که بیشتر افراد سوگشان را پیش خودشان نگه میدارند. مسئله این است که شما بنا نیست یکباره در برابر تمام فشار سوگ مقاومت کنید، چنین چیزی ممکن نیست.
باید زمانهایی وجود داشته باشد که بتوانید روی برگردانید، نگاهتان را بردارید و در برابر سوگتان بیحس شوید. زمانی که سوگ تازه است، شما هر ثانیه در هر روز در دل آن زخم دردناک عاطفی هستید. بیاحساسی بخشی از سوگ است. وقتی فقدان شما را سست میکند و به قهقرا میبرد، نیاز به برگرداندن نگاه خود نه تنها طبیعی، بلکه اقدامی سالم است و مهربانی به شمار میآید. کتاب «چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم» همان اقدام مهربان و قدمی است که میتوانید برای کمک به سوی خودتان بردارید.
این کتاب قرار نیست به شما کمک کند تا از گذشته عبور کنید یا جای خالی عزیزانتان را فراموش کنید، بهجایش تشویق، تمرینات و ابزارهای خود مراقبتی روزانه در این کتاب گنجانده شده است. با این کتاب درد و ناراحتی خود را بنویسید. تمرینات مختلف کتاب به شما کمک میکند تا با مراحل مختلف فقدان مثل بیخوابی کنار بیایید. این کتاب به شما هنر حواسپرتی و مراقبت از خود را میآموزد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
سوگ برنامهای روشنگرانه برای تعداد معدودی از برگزیدگان نیست. هیچکس به فقدانی سخت و دگرگونکننده نیاز ندارد تا به کسی که «باید» تبدیل شود. زندگی اینجور علت و معلولی نیست: شما باید برای خودتان کسی بشوید و برای همین زندگی برای تحقق آن، تجربهای وحشتناک به شما پیشکش کند. برعکس؛ زندگی مثل درخواست و پاسخ است. ما به آنچه تجربه میکنیم پاسخ میدهیم و این نه خوب است و نه بد. چیزی است که صرفاً اتفاق میافتد. مسیر پیشرو در راستای یکپارچهسازی است نه بهبود.
فقدانهایی وجود دارند که جهان ما را از نو سامان میدهند. مرگهایی که دید شما را به همهچیز تغییر میدهند. سوگی که همهچیز را متلاشی میکند. دردی که شما را به عالمی کاملاً متفاوت میبرد، حتی با اینکه دیگران فکر میکنند اصلاً چیزی تغییر نکرده است.
شما به این فقدان نیاز ندارید تا بفهمید چه چیزی در زندگی واقعاً اهمیت دارد. شما چیزی را از دست ندادهاید تا بتوانید چیزی را به دست بیاورید که «برای شما مناسبتر» باشد. این دگردیسی اینجا جواب نمیدهد. شما نمیتوانید فقط مثبت عمل کنید، برای هر چیزی معنایی بیابید و خوشحال باشید.