کتاب «ورای ممکن» (Beyond Possible) اثری غیرداستانی و خاطراتِ نیرمال پورجا (Nirmal Purja) کوهنورد بریتانیایی نپالی است و اولینبار در سال ۲۰۲۰ منتشر شد.
این کتاب داستانی واقعی و شجاعانه و البته روایتی جذاب از دستاورد این کوهنورد در پیمودن چهارده قلهٔ مرگ زمین در یک بازهٔ زمانی بیسابقه است. در این اثر داستان زندگی نویسنده، دوران خدمت نظامی و مسیر شگفتانگیز او در کوهنوردی را که به یک روایت الهامبخش دربارهٔ اراده، رهبری، تابآوری و عبور از محدودیتها تبدیل شده را خواهید خواند.
دربارهٔ کتاب
داستان «ورای ممکن» از کودکیِ نیرمال پورجا در نپال آغاز میشود. پورجا در خانوادهای نپالی بزرگ شد و تجربههای سالهای نخست زندگی، شرایط دشوار و روحیه مبارزهطلبانهای که در وجودش شکل گرفت، بعدها نقش مهمی در مسیر زندگی او داشت. او ابتدا وارد ارتش بریتانیا و هنگ گورخا شد و سپس به نیروهای ویژه بریتانیا پیوست. تجربه نظامی به او انضباط، تحمل فشار، کار گروهی، تصمیمگیری در شرایط بحرانی و اعتماد به تواناییهای خود را آموخت؛ مهارتهایی که بعدها در کوهستان و در ارتفاعات بسیار زیاد به کارش آمدند.
پورجا در ادامهٔ کتاب توضیح میدهد که چطور پس از سالها خدمت نظامی، کوهنوردی به بخش مهمی از زندگیاش تبدیل شد. نقطه اوج این مسیر زمانی بود که تصمیم گرفت پروژهای بسیار بلندپروازانه را اجرا کرده و به تمام چهارده قله جهان که ارتفاعشان بیش از ۸۰۰۰ متر صعود کند. این قلهها در اصطلاح کوهنوردی به منطقهٔ مرگ معروفاند؛ ارتفاعی که شرایط محیطی بهشدت خشن است و اکسیژن کم، سرما، باد، خستگی و خطر بیماریهای ارتفاع میتوانند جان کوهنورد را تهدید کنند. در آن زمان رکورد صعود به هر چهارده قله حدود هفت سال و ده ماه و شش روز بود، اما پورجا هدف خود را کمتر از هفت ماه تعیین کرد؛ هدفی که از نگاه بسیاری بسیار بلندپروازانه بود.
بخش مهمی از کتاب به مسیر اجرای همین پروژه اختصاص دارد؛ مسیری که فقط با قدرت بدنی و مهارت کوهنوردی پیش نمیرود. تأمین هزینههای سنگین، برنامهریزی دقیق، هماهنگی اعضای تیم، مسائل سیاسی، شرایط آبوهوایی و عملیاتهای نجات، همگی بخشی از چالشهای پروژه بودند. پورجا در کتاب «ورای ممکن» نشان میدهد که چطور در جریان این مسیر بارها با موقعیتهایی مواجه شد که نیاز به تصمیمگیری سریع و شجاعت داشت. او سرانجام توانست چهارده قله بالای ۸۰۰۰ متر را در شش ماه و شش روز فتح کند و رکورد قبلی را با فاصلهای چشمگیر پشت سر بگذارد. این کتاب درواقع روایت شکلگیری یک هدف بزرگ، پرداخت هزینههای آن و تلاش برای تبدیل چیزی که غیرممکن به نظر میرسد به یک واقعیت است.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«ورای ممکن» ترکیبی از خاطرات شخصی، زندگینامه، ادبیات ماجراجویانه و روایت کوهنوردی است. نیرمال پورجا در این اثر نشان میدهد که موفقیت در یک مأموریت بزرگ چطور به عواملی مانند انضباط، برنامهریزی، رهبری، همکاری، انعطافپذیری و باور به هدف وابسته است. همین ویژگی باعث شده کتاب علاوه بر علاقهمندان به کوهستان و ورزشهای ماجراجویانه، برای کسانی که به کتابهای انگیزشی و زندگینامه افراد موفق علاقه دارند نیز جذاب باشد. نویسنده در این کتاب به موضوعاتی مانند رهبری، درستکاری، همکاری و آمادگی ذهنی پرداخته است. سایر ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- روایت یک رکورد تاریخی: یکی از مهمترین جذابیتهای کتاب، روایت تلاش پورجا برای صعود به چهارده قله بالای ۸۰۰۰ متر در زمانی بسیار کوتاه است. او این پروژه را در شش ماه و شش روز به پایان رساند؛ دستاوردی که یکی از مهمترین رکوردهای تاریخ کوهنوردی ارتفاع بالا محسوب میشود.
- ترکیب کوهنوردی و زندگی شخصی: پورجا زندگی شخصی خود، دوران کودکیاش در نپال و سالهای خدمت نظامی را نیز وارد روایت کرده تا نشان دهد شخصیت و نگرش او در طول زمان چگونه شکل گرفته است.
- تأکید بر تابآوری: ارتفاعات بالای ۸۰۰۰ متر جایی برای بیتوجهی به خستگی و ترس نیست. در چنین محیطی کوچکترین اشتباه میتواند پیامدهای جدی داشته باشد. پورجا از تجربههایی مینویسد که در آنها حفظ تمرکز، ادامه دادن و تصمیمگیری در شرایط فشار اهمیت حیاتی دارد.
- تأثیر تجربه نظامی بر موفقیت: یکی از خطوط مهم زندگی پورجا، ارتباط میان تجربه او در ارتش و عملکردش در کوهستان است. حضور در هنگ گورخا و نیروهای ویژه بریتانیا، انضباط، کار تیمی و مدیریت موقعیتهای دشوار را به بخشهایی از شخصیت او تبدیل کرد.
- رهبری و کار گروهی: پورجا در کتاب «ورای ممکن» نشان میدهد که پشت هر مأموریت موفق، گروهی از افراد، برنامهریزی، پشتیبانی و هماهنگی وجود دارد. پورجا در روایت خود بر اهمیت همکاری و رهبری تأکید میکند و نشان میدهد که دستیابی به یک هدف بزرگ، به توانایی ایجاد اعتماد و هماهنگی میان اعضای تیم نیز وابسته است.
بازخوردها به کتاب ورای ممکن
- فارغ از اینکه عاشق کوهستان باشید یا نه، از سرسختی و شجاعت نیرمال پورجا شگفتزده خواهید شد و تحت تأثیر دستاوردهای او قرار خواهید گرفت. تایمز (Times)
- او [نویسنده] سفر شش ماه و شش روزه خود را در کتاب «ورای ممکن» شرح میدهد که نه تنها برای یادگیری راه و چاه رسیدن به قله، بلکه شاید به عنوان یک درس مدیریتی در مورد چگونگی غلبه بر هر مانعی که بین یک مرد و ماموریتش قرار میگیرد، باید خوانده شود. ایندرانی دوتا از روزنامه هندو (The Hindu's Indrani Dutta)
- با خواندن این [کتاب]، حتی یک ثانیه هم نمیتوانید شک کنید که پورجا هر اوج و تحسینی را با خون، عرق و بدون اشک به دست آورده است. جنی کود، سردبیر بخش سفر در روزنامههای تایمز و ساندی تایمز (Jenny Coad, the associate travel editor at The Times and The Sunday Times)
- داستان به سبکی محاورهای، تقریباً مانند یک گپ و گفت دوستانه، روایت میشود و نیمز داستان زندگی خود را از بزرگ شدن در نپال تا دنبال کردن راه پدر و برادرانش که آنها نیز به عنوان گورخا خدمت میکردند و اینکه چگونه سرباز بودن به او کمک کرد تا از نظر روانی خطرات صعود به ارتفاعات بالا را بپذیرد، به اشتراک میگذارد. روشیلا مونسامی، نویسندهٔ مجله پلینزمن (Writing for Plainsman, Roshiela Moonsamy)
- مطالعهای الهامبخش در رهبری و گواهی قدرتمند بر روح انسان در بهترین حالت آن. میل آن ساندی (Mail on Sunday)
- نیمز نه تنها استقامت بدنی استثنایی دارد، بلکه رهبری با مهارتهای عالی در مدیریت مالی و تدارکات نیز هست. رینهولد مسنر، اولین کسی که به هر چهارده کوه مرتفع جهان صعود کرد (Reinhold Messner, the first person to climb all fourteen highest mountains in the world)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب انتخاب مناسبی برای علاقهمندان به زندگینامه و خاطرات واقعی، کوهنوردی، ورزشهای ماجراجویانه، سفرنامههای پرهیجان و داستانهای موفقیت است. کسانی که به مطالعه سرگذشت افرادی علاقه دارند که در شرایط دشوار برای رسیدن به هدفی بزرگ تلاش کردهاند، احتمالاً با این کتاب ارتباط خوبی برقرار میکنند. این اثر همچنین میتواند برای مدیران، کارآفرینان، ورزشکاران و افرادی که با هدفگذاری، رهبری و تصمیمگیری در شرایط فشار سروکار دارند، جذاب باشد؛ زیرا تجربه پورجا مفاهیمی مانند نظم، همکاری، انعطافپذیری و اعتمادبهنفس را نیز دربرمیگیرد. علاقهمندان به تاریخ کوهنوردی نیز میتوانند اطلاعات و تجربههای ارزشمندی درباره یکی از جاهطلبانهترین پروژههای صعود به قلههای هشتهزارمتری به دست آورند.
چرا کتاب «ورای ممکن» را بخوانیم؟
- برای آشنایی با ذهنیت پشت یک دستاورد استثنایی: صعود چهارده قله بالای ۸۰۰۰ متر در کمتر از هفت ماه، نمونهای از هدفگذاری بلندپروازانه است. مطالعه مسیر پورجا به خواننده کمک میکند ببیند چگونه یک هدف بسیار بزرگ به مجموعهای از تصمیمها، برنامهها و اقدامات عملی تبدیل میشود. نویسنده در این کتاب بهجای اینکه موفقیت را نتیجه شانس نشان دهد، بر آمادگی و استمرار تأکید دارد. همین نگاه میتواند برای افرادی که در زندگی شخصی یا حرفهای خود با هدفی دشوار روبهرو هستند، الهامبخش باشد.
- برای شناخت اهمیت تابآوری در شرایط دشوار: مسیر رسیدن به یک هدف بزرگ در این کتاب توضیح داده شده است. در داستان پورجا توضیح میدهد که چطور شرایط آبوهوایی، خطرهای ارتفاع، مسائل مالی، فشارهای شخصی و چالشهای اجرایی بارها مسیر پروژه را دشوار میکنند. ارزش کتاب در این است که خواننده را با تصویری واقعیتر از پشتکار روبهرو میکند؛ پشتکاری که به معنای نادیده گرفتن خطر نیست، بلکه مستلزم ارزیابی شرایط و ادامه مسیر با وجود موانع است.
- برای آشنایی با نقش رهبری و کار تیمی: یکی از نکات مهمی که از تجربهٔ پورجا میتوان دریافت این است که برنامهریزی، تقسیم مسئولیت، اعتماد میان اعضای گروه و تصمیمگیری در شرایط بحرانی اهمیت زیادی دارند. بنابراین پورجا در کنار داستان زندگیاش بر رهبری، درستکاری و همکاری بهعنوان ویژگیهای کلیدی در موفقیت پروژههای بزرگ تأکید کرده است. قرار گرفتن در ارتفاعات مرگبار، مواجهه با خطر، تلاش برای رسیدن به قله و تصمیمهایی که گاهی در شرایطی حساس گرفته میشوند، به روایت حالوهوایی ماجراجویانه بخشیده است.
- برای بازنگری در مفهوم محدودیت: شاید اصلیترین دلیل خواندن این اثر، ایدهای باشد که از عنوان آن نیز مشخص است: «ورای ممکن». پورجا با تجربه خود این پرسش را مطرح میکند که مرز میان چیزی که دشوار است و چیزی که واقعاً غیرممکن است کجاست. البته کتاب وعده نمیدهد که هر هدفی بدون توجه به شرایط قابل تحقق است؛ بلکه تجربهای را روایت میکند که در آن باور به هدف، آمادگی، ریسکپذیری حسابشده و تلاش مستمر در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
کتاب «ورای ممکن» را باید خواند چون که مفهوم موفقیت را در قالب یک تجربه واقعی و ملموس بررسی میکند. خواننده به جای مواجه شدن با مجموعهای از توصیههای کلی درباره انگیزه و پشتکار، با داستان فردی روبهرو میشود که برای تحقق یک هدف بسیار دشوار، باید با محدودیتهای جسمانی، شرایط خطرناک کوهستان، مسائل مالی، فشار روانی و چالشهای مدیریتی مقابله کند. همین ویژگی باعث میشود مفاهیم مطرحشده در کتاب، از جمله اراده، رهبری، تابآوری، برنامهریزی و اعتماد به تواناییهای فردی، در بستر یک داستان واقعی معنا پیدا کنند.
دربارهٔ نویسنده
نیرمال پورجا که با نام نیمز یا نیمسدای نیز شناخته میشود کوهنورد نپالی بریتانیایی بود که در ۱۹۸۳ به دنیا آمد و در ۲۰۲۶ درگذشت. او پیش از دنبال کردن حرفه کوهنوردی، در ارتش بریتانیا در تیپ گورخاها و بعدها در سرویس قایقهای ویژه (SBS)، واحد نیروهای ویژه نیروی دریایی سلطنتی، خدمت کرد. پورجا به تمام ۱۴ قله هشت هزار متری - قلههای بالای ۸۰۰۰ متر یا ۲۶۰۰۰ فوت - را در مدت زمان شش ماه و شش روز با کمک کپسول اکسیژن بین آوریل و اکتبر ۲۰۱۹ صعود کرد که در آن زمان رکورد محسوب میشد. کریستین هاریلا و تنجن شرپا در سال ۲۰۲۳ این رکورد را شکستند. پورجا همچنان رکورد سریعترین صعود به تمام قلههای هشت هزار متری بدون اکسیژن کمکی را با دو سال و ۱۵۰ روز در اختیار دارد.
پورجا اولین فردی بود که در عرض ۴۸ ساعت به قلههای اورست، لوتسه و ماکالو رسید. در سال ۲۰۲۱، او و تیمی متشکل از نه کوهنورد نپالی دیگر اولین صعود زمستانی K2 را به پایان رساندند. پورجا که به عنوان یکی از موفقترین کوهنوردان نسل خود و همچنین به عنوان چهرهای برجسته در کوهنوردی مدرن در ارتفاعات بالا شناخته میشود. در ژوئیه ۲۰۲۶، پورجا و ۹ کوهنورد دیگر در بهمنی در سمت پاکستانی برودپیک جان باختند.
معرفی کتابهای مشابه
اگر از مطالعهٔ «ورای ممکن» لذت بردهاید و به دنبال آثار مشابه میگردید، بهتر است برای پیدا کردن اثری با حالوهوای مشابه به دنبال زندگینامهها و خاطرات غیرداستانی افرادی باشید که در شرایط دشوار به دستاوردی استثنایی رسیدهاند؛ بهخصوص آثاری که در آنها ماجراجویی با موضوعاتی مانند تابآوری، هدفگذاری، رهبری، بقا و عبور از محدودیتها ترکیب شده است. همچنین توجه به سبک روایت اهمیت دارد؛ مثلاً اگر بخش ماجراجویانه و پرتنش کتاب برایتان جذابتر بوده، سراغ خاطرات ماجراجویان و ورزشکاران بروید؛ اگر بیشتر به جنبه انگیزشی و شخصی علاقه داشتهاید، زندگینامههایی با تمرکز بر مسیر رشد و غلبه بر موانع انتخاب مناسبتری هستند. در ادامه چند کتاب با حالوهوای مشابه به شما معرفی کردهایم.
- در هوای رقیق اثر جان کراکائور
در هوای رقیق (Into Thin Air: A Personal Account of the Mt. Everest Disaster) اثر جان کراکائور (Jon Krakauer)، روایتی غیرداستانی و نفسگیر از فاجعهٔ اورست در سال ۱۹۹۶ است که نویسنده در آن تجربهٔ شخصی خود از صعود به قله و مواجهه با طوفانی مرگبار را روایت میکند. کراکائور در این کتاب از خطرهای کوهنوردی در ارتفاعات بسیار زیاد، فشار جسمی و روانی، تصمیمگیری در شرایط بحرانی و تلاش انسان برای بقا سخن میگوید؛ موضوعاتی که آن را به کتاب «ورای ممکن» نزدیک میکند. هر دو اثر، روایتهایی واقعی از کوهنوردی در ارتفاعات هیمالیا هستند و در کنار هیجان صعود، بر اراده، تابآوری، مواجهه با خطر و مرز تواناییهای جسمی و ذهنی تأکید دارند.
شباهتها با کتاب ورای ممکن:
- روایت واقعی از کوهنوردی در ارتفاعات هیمالیا
- مواجهه با خطر و شرایط مرگبار
- تمرکز بر تابآوری و اراده
- عبور از محدودیتهای جسمی و روانی
- تصمیمگیری در شرایط بحرانی
- روایت پرتنش و ماجراجویانه
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «ورای ممکن» لذت خواهید برد، چون در هوای رقیق نیز شما را به قلب یکی از سختترین و خطرناکترین تجربههای کوهنوردی میبرد و با ماجرایی واقعی و تکاندهنده روبهرو میکند. اگر در «ورای ممکن» از مطالعهٔ تلاش نیرمال پورجا برای عبور از مرزهای معمول توانایی انسان لذت بردهاید، در کتاب جان کراکائور نیز میتوانید هیجان صعود، خطر ارتفاع، فشار روانی و تلاش برای بقا را از زاویهای متفاوت تجربه کنید.
- بر فراز اورست اثر مارک انگلس
کتاب «بر فراز اورست» (Off the Front Foot) اثر مارک انگلس (Mark Inglis) در قالب روزنوشت، مسیر شگفتانگیز زندگی انگلس را روایت میکند؛ کوهنوردی که پس از از دست دادن هر دو پای خود در اثر سرمازدگی، نهتنها به فعالیتهای ورزشی بازگشت، بلکه در سال ۲۰۰۶ موفق شد به قلهٔ اورست صعود کند. شباهت این اثر با کتاب «ورای ممکن» در تمرکز هر دو بر کوهنوردی، عبور از محدودیتهای جسمی و روانی، اراده، تابآوری و تلاش برای دستیابی به هدفی بسیار دشوار است؛ با این تفاوت که داستان انگلس بهطور ویژه بر غلبه بر فقدان هر دو پا و بازگشت او به قله تمرکز دارد.
شباهتها با کتاب ورای ممکن:
- کوهنوردی و صعود به قلههای مرتفع
- غلبه بر محدودیتهای جسمی و روانی
- اراده و پشتکار برای رسیدن به هدف
- تابآوری در برابر شرایط دشوار
- مواجهه با خطر و سختیهای کوهستان
- روایت واقعی و الهامبخش از زندگی یک کوهنورد
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «ورای ممکن» لذت خواهید برد، چون «بر فراز اورست» نیز خاطرات انسانی است که حاضر نمیشود محدودیتها مسیر زندگیاش را تعیین کنند. اگر در کتاب نیرمال پورجا از تلاش برای عبور از مرزهای معمول توانایی و رسیدن به قلههای دستنیافتنی لذت بردهاید، داستان مارک انگلس نیز با روایت مبارزه با سرمازدگی، از دست دادن هر دو پا، بازگشت به ورزش و سرانجام صعود به اورست، همان حس اراده، شجاعت و غلبه بر موانع را در شکلی متفاوت به شما منتقل میکند.
سخن پایانی
شاید کتاب «ورای ممکن» تنها داستان صعود نباشد، بلکه درباره لحظهای است که انسان تصمیم میگیرد مرزهایی را که برای خودش تعیین کرده، دوباره تعریف کند. این کتاب که خاطراتی غیرداستانی و ماجراجویانه از داستان زندگی، دوران خدمت نظامی و مسیر شگفتانگیز نیرمال پورجا در کوهنوردی است، تبدیل به روایتی الهامبخش درباره اراده، رهبری، تابآوری و عبور از محدودیتها شده است. پورجا در این کتاب از پروژهای سخن میگوید که زمانی برای بسیاری غیرممکن به نظر میرسید اما او توانست در نهایت این پروژه را به پایان رساند و رکوردی تاریخی به جا گذاشت.
پورجا در کنار روایت حضورش در ارتفاعات مرگبار هیمالیا، از خاطرات کودکیاش در نپال، تجربه حضور در هنگ گورخا و نیروهای ویژه بریتانیا، شکلگیری شخصیتش و عواملی که او را برای مواجهه با موقعیتهای دشوار آماده کردند نیز سخن میگوید. این اثر در ژانر خاطرات، زندگینامه، ماجراجویی، سفرنامه و ادبیات کوهنوردی قرار میگیرد و برای مخاطبانی که به داستانهای واقعی درباره موفقیت، ریسکپذیری و غلبه بر موانع علاقه دارند، جذاب است. یکی از نقاط قوت اثر این است که موفقیت را از زاویهای کاملاً عملی بررسی میکند و نشان میدهد که دستیابی به یک هدف بزرگ، به مجموعهای از تواناییها نیاز دارد و قدرت جسمانی تنها یکی از اجزای این مسیر است.
در نهایت، اگر به زندگینامههای واقعی، کتابهای انگیزشی، داستانهای ماجراجویانه و روایتهای مربوط به غلبه بر محدودیتها علاقه دارید، این اثر میتواند برایتان بسیار جذاب باشد. کتاب «ورای ممکن» مخاطب را با تجربهای واقعی از مواجهه با ترس، خطر، فشار و شکستهای احتمالی همراه میکند و همزمان تصویری از اهمیت هدفگذاری و کار تیمی به دست میدهد. این کتاب بهویژه برای کسانی مناسب است که دوست دارند در کنار یک روایت پرهیجان، درباره ظرفیتهای فردی و معنای واقعی پشتکار نیز تأمل کنند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
من آنتیبیوتیک بودم.
در حدود دهسالگی به بیماری سل دچار شدم که بیماری بسیار مهلک و شایعی در نپال بود، ولی موفق شدم با سلامت بر آن چیره شوم. وقتی پزشک در حال توضیح دادن عوارض بلندمدت بیماری سل بود، به خودم گفتم: «آره! مشکلی نیست!» هیچ چیزی نمیتوانست مرا از زندگی کردن بازدارد و بهراحتی همهٔ مشکلات را پس میزدم، در حالی که پس از بیماری، در میان درختان و مسافتهای طولانی برای تفریح میدویدم.
از سنین پایین به قدرت مثبتاندیشی ایمان داشتم و هرگز به خودم اجازه ندادم هیچ بیماریای مرا از پا بیندازد. احساس میکردم که آنتیبیوتیکی انسانی هستم، به این دلیل که به خودم اعتماد داشتم و میدانستم که قدرت ترمیم و بهبودی از هر نوع بیماریای را دارم. من ایمان داشتم. همان روحیه مرا به سمت ارتش بریتانیا سوق داد، جایی که نیروی مقاومت و پایداری در برابر فشار بسیار بالایی داشتم. این باور و نیروی خاص، از هر طرف مرا مانند یک میدان انرژی احاطه کرد و بهسرعت آموختم که اگر جنگجویی به تواناییهای خودش قاطعانه باور داشته باشد، هر چیزی ممکن است. به تمامی این نیرو در زمانی که یک سرباز گورخا میشدم نیاز داشتم.
مراحل انتخابی هر داوطلب در هنگ گورخاها از ابتدا بسیار سخت و طاقتفرسا بود و من از رفقایم همه نوع داستانی شنیده بودم. قبل از اینکه هر داوطلب بین هفده تا بیستویک سالگی حتی وارد روند انتخابی شود، باید از یکسری آزمونهای پرچالش فیزیکی و ذهنی عبور میکرد. مثلاً، هر داوطلبی که بیش از چهار دندانش پر شده بود، رد میشد. دندانهای مصنوعی و حتی داشتن دهان بزرگ باعث میشد که داوطلبها خط بخورند.