ناجورها

نشر:

450,000ریال

405,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
198

دفعات پیشنهاد کتاب
1

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
3

کسانی که کتاب را نپسندیدند
0

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب ناجورها

انتشارات آنیما منتشر کرد:
فرداش با چند تا از بچه ها رفتیم به دیدنش. هرچی ریختیم خورد و شنگول نشد. وسطای صحبت به یه گوشه خیره می شد و حرفای نامربوطی می زد. آخر شب که بچه ها در حال رفتن بودن؛ مچ دستمو گرفت و آروم گفت؛ «می شه امشب پیشم بمونی؟ می ترسم...»
نصف شب با صدای خش خش از خواب پریدم. توی تاریکی زانوهاشو بغل کرده بود و به گوشه ای از اتاق نگاه می کرد.
گفتم: «بگیر بخواب رضا. دیوونه بازی در نیار.»
برگشت و به صورتم زل زد. چشماش مثل چشای یه گربه سیاه توی تاریکی برق می زد. یکهو ترس افتاد به جونم. دستشو گرفتم و اروم گفتم:
«بخواب رضاجان. هیچی نیست.»
دستشو کشید و با صدای لرزون گفت:
« نمی بینیش؟ لباس سفید تنشه. همین جاس. جلومون وایساده...»
فروشگاه اینترنتی 30بوک

دفعات مشاهده کتاب
198

دفعات پیشنهاد کتاب
1

کسانی که می‌خواهند کتاب را بخوانند
0

کسانی که کتاب را پسندیدند
3

کسانی که کتاب را نپسندیدند
0

  • نظر شما در مورد این کتاب

    نظرات دیگر کاربران

    • تصویر کاربر

      • وحیده باغبانی
      • پاسخ به نظر

      برای حامد ابراهیم پور دغدغه مند عزیز قلمت استوار و تنوردلت گرم مرد شریف کاش همه ما ذره ای چون تو دچار دغدغه های هم بودیم سبز باشی و سبز بمانی و هر روز جوانه بزنی. بی گزند هیچ تبری ارادتمند وحیده باغبانی (بهار)

  • بریده ای از این کتاب

    بریده های دیگر کاربران