

مغز باشخصیت
انتشارات شمعدونی منتشر کرد:
همه ما دارای ویژگیهایی متفاوتی هستیم. خجالتی، اجتماعی، ترسو، بیپروا؟ خلاق، هنرمند، ماجراجو، سرسخت، حساس، شجاع، مهربان، خیالپرداز، خودخواه، مسئولیتناپذیر یا وظیفهشناس هستید؟ هزاران سال است که درباره این موضوع بحث شده که آیا تفاوتهای بین افراد، ذاتی است یا همه ما مانند صفحهای سفید متولد میشویم؟ در قرن گذشته روانشناسی فرویدی این ایده را رواج داد که ریشه گرایشهای روانی ما را میتوان در تجربههای دوران کودکی جستجو کرد. اما در سالهای اخیر علم ژنتیک و علوم اعصاب شواهد محکمی ارائه دادهاند که پایه و اساس چنین ویژگیهایی دستکم در زیست-شناسی ذاتی ماست. بیشک، تمام والدینی که بیش از یک فرزند دارند، میدانند که فرزندانشان از همان ابتدا با هم تفاوتهایی دارند و این نظریه درباره ویژگیهای ذاتی، اغلب به معنی پذیرفتن تأثیر ژنها است. در واقع، کلمات «ذاتی» و «ژنتیکی» اغلب بهجای یکدیگر استفاده میشوند. چنین گفتههایی این باور را منعکس میکند که بسیاری از ویژگیهای روانشناختی ما فقط مربوط به شیوه تربیت ما نیست، بلکه دستکم تا حدی «در دیاناِی DNA ما» وجود دارد. موضوع این کتاب نیز همین است، آیا اساساً چنین ادعایی ممکن است؟ چگونه میتوان طبیعت فردی در ژنوم ما رمزگذاری شده باشد؟
فروشگاه اینترنتی 30بوک
دربارهٔ کتاب
.
کتاب «مغز باشخصیت» به دو بخش اصلی تقسیم شده است. در بخش اول مروری بر ریشه تفاوتهای ذاتی در بروز استعدادهای انسانی را خواهید خواند. به این ترتیب که نویسنده با بررسی شواهد حاصل از مطالعات دوقلوها و فرزندخواندگی، آثار ژنتیکی بر ویژگیهای روانی انسان، آناتومی مغز و عملکرد مغز را بررسی کرده است. این مطالعات اثر طبیعت و پرورش را جداگانه و بهعنوان عوامل مؤثر بر تنوع جمعیتی نشان میدهد. هدف این پژوهشها این است که نشان دهد چه چیزی افراد را آنگونه که هستند، کرده است.سپس کتاب با جزئیات بیشتری به تنوع ژنتیکی میپردازد، اینکه این تنوع از کجا ناشی میشود و چه نوع اثراتی میتواند داشته باشد. علاوه بر این، نویسنده نشان داده است که چگونه تفاوتهای توالی دیانای در نهایت بر ویژگیهای مورد علاقه ما تأثیر میگذارد. در این بخش، مکانیسمهای اصلی خودآرایی مدار مغز بررسی شده است تا بفهمیم چگونه تحتتأثیر تنوع دستورالعملهای ژنتیکی قرار میگیرد.
پس از آن، در بخش دومِ کتاب «مغز باشخصیت» با توجه به چارچوب وسیعی که وجود دارد، برخی از حوزههای خاص روانشناسی انسان بررسی شده است. این حوزهها شامل شخصیت، ادراک، هوش و تمایلات جنسی میشود. این ویژگیهای متنوع به شیوههای مختلف بر زندگی ما تأثیر میگذارد و بنابراین انتخاب طبیعی با تنوع ژنتیکی موثر بر آنها بسیار متفاوت رفتار میکند. علاوه بر اینها، در این کتاب ژنتیک اختلالات شایع رشدی مانند اوتیسم، صرع و اسکیزوفرنی نیز بررسی شده است.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
.
«مغز باشخصیت» نشان میدهد که چگونه شخصیت، هوش، تمایلات جنسی، ترجیحات و حتی آسیبپذیریهایمان عمیقاً ریشه در نحوهٔ سیمکشی مغزمان دارند. او توضیح میدهد که اگرچه ژنتیک به ما یک طرح کلی میدهد، اما تفاوتهای واقعی بین افراد از نحوهٔ پیشرفت برنامهٔ رشد مغز ناشی میشود. این کتاب دیدگاه تازهای در مورد بحث قدیمی ذات در مقابل تربیت ارائه کرده و نشان میدهد که سیمکشی بیولوژیکی مغز نه کاملاً ثابت است و نه صرفاً توسط محیط شکل میگیرد. همچنین این کتاب نشان میدهد که چگونه تفاوتهای سیمکشی مغز بر اختلالات روانشناختی تأثیر میگذارد و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی آن را بررسی میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:• سیمکشی ذاتی مغز: این کتاب بر این ایده تمرکز دارد که تفاوتهای فردی از سیمکشی عصبی ایجاد شده در طول رشد و نه فقط در ژنها یا محیط به تنهایی حاصل میشوند.
• ادغام ژنتیک، علوم اعصاب و رشد: میچل ژنتیک مولکولی، فرآیندهای عصبی-رشدی و ویژگیهای روانشناختی را به روشی قابل فهم به هم پیوند میدهد.
• نقش نویز رشدی: این کتاب برجسته میکند که چگونه تغییرات تصادفی در رشد مغز (فراتر از واریانس ژنتیکی)، حتی در میان افراد از نظر ژنتیکی یکسان به فردیت کمک میکند.
• طبیعت در مقابل تربیت: این کتاب به جای قراردادن ژنتیک و محیط در مقابل هم، سیمکشی را به عنوان واسطهای ارائه میدهد که از طریق آن ژنها و رشد (از جمله محیط) با هم تعامل دارند.
• پوشش اختلالات عصبی و روانی: نویسنده از طریق لنز سیمکشی به شرایطی مانند اوتیسم، اسکیزوفرنی و صرع پرداخته و در مورد اهمیت تفاوتهای سیمکشی توضیح داده است.
• پیامدهای اجتماعی و اخلاقی: میچل فقط به علم بسنده نمیکند، او امکان پیشبینی یا اصلاح سیمکشی مغز و سوالات اخلاقی مطرح شده را بررسی میکند.
• نثر واضح و جذاب برای افراد غیرمتخصص: کتاب «مغز باشخصیت» قابل فهم است و علوم اعصاب پیچیده را برای مخاطبان گسترده قابل فهم میکند.
افتخارات و جوایز
.
از زمان انتشار «مغز باشخصیت» در سال ۲۰۱۸، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:• یکی از بهترین کتابهای پابلیشرز ویکلی (Publishers Weekly) در سال ۲۰۱۸
• یکی از بهترین کتابهای مغز از نظر مجلهٔ فوربز (Forbes)
بازخوردها به کتاب «مغز باشخصیت»
.
• روایت شفاف و بهروزی از ذهن انسان... میچل با در نظر گرفتن پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و فلسفی انباشت اکتشافات علمی، الگوی آنچه را که واقعاً طبیعت انسان را تعریف میکند، تغییر میدهد. تیفانی جونگ (Tiffany Jeung)• کتاب «مغز باشخصیت» بهترین راهنمایی است که در سالهای اخیر برای تقاطع علوم اعصاب، روانشناسی و ژنتیک یافتهام... اگر در مورد چگونگی تبدیل شدن مغز ما به آنچه که هستیم سؤالی دارید، احتمالاً پاسخی روشنگرانه و درخور در این کتاب خواهید یافت. کارل زیمر (Carl Zimmer)
• مطالعهای خوب برای هر کسی در هر سنی که علاقهمند به دانستن چگونگی تبدیل شدن به چیزی باشد که هستیم... بیایید کتابهایی مانند «مغز باشخصیت» را در اسرع وقت به دست دانشآموزان برسانیم تا بحث عمومی آگاهانه در مورد مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی پیرامون دانش ژنتیک با رشد بیوقفه آن دانش همگام باشد. ریچارد هایر (Richard Haier)
• طبیعت در مقابل تربیت، تمایزی دیرینه و چند قرنی است، اما علوم اعصاب و ژنتیک ما را به سطح جدیدی از پیچیدگی درک آن میبرند. ما فراتر از این درک رفتهایم که طبیعت و تربیت جداییناپذیرند و اکنون در حال کسب بینشهایی در مورد سهم طبیعت و چگونگی امکانپذیر ساختن طبیعت هستیم. کتاب میشل، با توضیحات روشن و اساسی از نور جدیدی که زیستشناسی بر یک سؤال قدیمی میافکند، نقطه عطفی جدید در این بحث است. استیون پینکر، استاد روانشناسی جانستون، دانشگاه هاروارد (Steven Pinker, Johnstone Professor of Psychology, Harvard University)
• چه چیزی شما را شما کرده است؟ آیا ژنهایی برای هوش یا تمایلات جنسی وجود دارد؟ شخصیت شما چقدر توسط ژنها و چقدر توسط محیط تعیین میشود؟ در کتاب «مغز باشخصیت» کوین میشل متخصص برجستهٔ ژنتیک، ما را به سفری جذاب به علم طبیعت و پرورش، و سلامت و همچنین در شرایط عصبی-رشدی مانند اوتیسم و اسکیزوفرنی میبرد. این کتاب جذاب و مرتبط با همهٔ ماست. سارا جین بلیکمور (Sarah-Jayne Blakemore)
• چه چیزی باعث میشود افراد از یکدیگر متفاوت باشند و زیستشناسی چقدر در آن نقش دارد؟ کوین میشل شجاعانه به برخی از سیاسیترین سؤالات در علم میپردازد و روایتی روشن، منطقی و بهروز از آنچه میدانیم و نمیدانیم ارائه میدهد. گری مارکوس (Gary Marcus)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
.
این کتاب برای خوانندگانی مناسب است که در مورد علم پشت فردیت و رفتار انسان کنجکاو هستند. این کتاب بهویژه مناسب دانشجویان، متخصصان روانشناسی، علوم اعصاب، ژنتیک و آموزش و کسانی است که میخواهند بفهمند چگونه زیستشناسی بر شخصیت، هوش و سلامت روان افراد تأثیر میگذارد. این کتاب همچنین برای خوانندگانی مناسب است که به بحث طبیعت در مقابل تربیت علاقه دارند و همچنین والدین، معلمان و پزشکانی که به دنبال دیدگاهی تازه در تفاوتهای رشد و شرایطی مانند اوتیسم یا اسکیزوفرنی هستند.چرا کتاب «مغز باشخصیت» را بخوانیم؟
.
• ریشههای بیولوژیکی فردیت را توضیح میدهد: میشل نشان میدهد که تفاوتهای ما فقط مربوط به تربیت یا DNA نیست، بلکه از نحوه رشد منحصر به فرد هر مغز، حتی قبل از تولد، ناشی میشوند. او مفهوم نویز رشدی را معرفی میکند، تغییرات تصادفی کوچک در طول تشکیل مغز که حتی دوقلوهای یکسان را متمایز میکند. خواندن این کتاب به شما کمک میکند تا پیچیدگی تنوع انسانی را درک کنید و بفهمید که چرا هیچ دو نفر، حتی با ژنها و محیطهای مشابه، هرگز واقعاً شبیه به هم نیستند. • بحث طبیعت در مقابل تربیت را از نو تعریف میکند: میشل به جای اینکه طبیعت و تربیت را به عنوان نیروهای رقیب معرفی کند، نشان میدهد که چگونه آنها از طریق سیمکشی مغز با هم کار میکنند. او نشان میدهد که چطور ژنها طرح اولیه را ارائه میدهند، اما رشد، تجربه و شانس، چگونگی آشکار شدن آن طرح اولیه را تعیین میکنند. با خواندن این کتاب، درک عمیقتری از چگونگی ظهور صفات، استعدادها و آسیبپذیریها به دست خواهید آورد. این درک میتواند نحوه تفکر شما در مورد هوش، رفتار و حتی سلامت روان را تغییر دهد.
• علم را به مسائل و اخلاق دنیای واقعی متصل میکند: میشل در کتاب «مغز باشخصیت» تنها نحوه سیمکشی مغز را توضیح نداده، او همچنین بررسی میکند که وقتی این سیمکشی اشتباه پیش میرود چه اتفاقی میافتد و آن را به شرایطی مانند اوتیسم، اسکیزوفرنی و صرع مرتبط میکند. سپس به پیامدهای اخلاقی و اجتماعی پیشبینی یا تغییر رشد مغز میپردازد. برای همین این کتاب برای خوانندگانی که به آینده علوم اعصاب، ژنتیک و جامعه علاقهمند هستند، بسیار جذاب خواهد بود.
• این کتاب قابل فهم، جذاب و تأملبرانگیز است: با وجود مسائل علمی، نثر میشل واضح و جذاب است. او علوم اعصاب پیچیده را به مثالهای قابل فهم و استدلالهای قانعکننده ترکیب کرده و آن را حتی برای خوانندگانی که پیشینه علمی ندارند، قابل فهم میسازد. این کتاب فقط حقایق را به شما نمیآموزد، بلکه به شما نشان میدهد که چطور باید دربارهٔ معنای انسان بودن متفاوت فکر کنید.
کتاب «مغز باشخصیت» را بخوانید، زیرا توضیحی پیشگامانه از آنچه ما را منحصربهفرد کرده، ارائه میدهد. نویسنده در این کتاب از طریق فرآیندهای ملموس و بیولوژیکی سیمکشی مغز ما را تعریف کرده است. او از طریق ترکیب ژنتیک، علوم اعصاب و روانشناسی نشان میدهد که چگونه فردیت پدیدار میشود و به خواننده کمک میکند تا خود و دیگران را عمیقتر درک کند. این کتاب ایدههای سادهانگارانه در مورد طبیعت در مقابل تربیت را به چالش میکشد و خواننده را تشویق میکند تا در مورد چگونگی همکاری زیستشناسی، تصادفی بودن وقایع و تأثیر محیط بهطور انتقادی فکر کنند.
دربارهٔ نویسنده
.
کوین جی میشل دانشمند برجستهٔ علوم اعصاب و وبلاگنویس محبوب علمی و دانشیار مؤسسهٔ ژنتیک اسمورفیت و مؤسسهٔ علوم اعصاب در کالج ترینیتی دوبلین است. او در نوشتنِ کتاب «آیندهٔ مغز: مقالاتی از دانشمندان برجسته علوم اعصاب جهان» (The Future of the Brain: Essays by the World’s Leading Neuroscientists) مشارکت داشته و وبلاگ محبوبی با عنوان «سیمکشی مغز» (Wiring the Brain) را اداره میکند و اکنون در ایرلند زندگی میکند.معرفی کتاب مشابه: مغز سبک مغز (The Idiot Brain)
.
کتاب «مغز سبک مغز» اثر دکتر دین برنت (Dean Burnett) دانشمند علوم اعصاب و مدرس بریتانیایی است. در این کتاب شوخطبعانه و آموزنده، برنت به بررسی ویژگیهای عجیب و غریب، نقصها و شگفتیهای مغز انسان که افکار، احساسات و رفتارهای روزمره ما را شکل میدهند، میپردازد. او از طریق طنز و توضیحات قابل فهم، به موضوعاتی مانند حافظه، اضطراب، تصمیمگیری و خودفریبی میپردازد و نشان میدهد که چگونه مغز ما اغلب برخلاف منافع ما عمل میکند. او استدلال میکند که اگرچه مغز انسان اندامی خارقالعاده است که قادر به انجام کارهای قابل توجه است، اما عمیقاً ناقص نیز هست و پر از تمایلات و تعصبات غیرمنطقی است که ما را به طرز شگفتانگیزی، اما دیوانهکنندهای، انسان میکند.در این کتاب برنت درست مانند کتابِ «مغز باشخصیت» علوم اعصاب و روانشناسی را به هم پیوند میدهد تا توضیح دهد چه چیزی فردیت و نقص انسان را هدایت میکند. هر دو نویسنده از طنز، وضوح و علم استفاده میکنند تا ایدههای پیچیده در مورد مغز را برای خوانندگان عمومی قابل فهم کنند. از جمله ویژگیهای مشترک هر دو کتاب میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• چگونه مغز، رفتار انسان را شکل میدهد: هر کتاب توضیح میدهد که چگونه عملکرد درونی مغز بر ما و نحوه عمل ما تأثیر میگذارد. هر دو روشن میکنند که رفتار و شخصیت از نحوه ساخت و عملکرد مغز ناشی میشود.
• علوم اعصاب را قابل فهم و سرگرمکننده میکنند: برنت از طنز و حکایات واقعی و میشل از قیاسهای واضح و توضیحات متفکرانه استفاده میکند. هر دو هدفشان بیرون آوردن علوم اعصاب از آزمایشگاه و وارد کردن آن به زندگی خوانندگان است و به افراد غیرمتخصص کمک میکنند تا درک کنند که مغز چگونه فردیت، احساسات و تفکر را تعریف میکند.
• توهم کنترل کامل بر ذهن را به چالش میکشند: هر دو نویسنده نشان میدهند که ما همیشه بر فرآیندهای ذهنی خود مسلط نیستیم. آنها نشان میدهند که بسیاری از آنچه انجام میدهیم و احساس میکنیم از مکانیسمهای عصبی پنهان ناشی میشود.
• منحصر به فرد بودن و نقص انسان را ستایش میکنند: با وجود تمرکز علمیشان، هر دو کتاب لحنی انسانگرایانه دارند. هر دو نویسنده، به روشهای مختلف، علوم اعصاب را به تجلیلی از آنچه ما را به طور متمایز انسان میکند، تبدیل میکنند.
سخن پایانی
.
نویسنده در کتاب «مغز باشخصیت» مسیرهای پیچیدهای که ما را تبدیل به انسان میکند، مشخص کرده است. او خواننده را دعوت میکند تا به زیر سطح شخصیت و رفتار نگاه کند و معماری خاموش ذهن را که توسط ژنها، شانس و توسعه شکل گرفته است، ببیند. استدلال میشل مبنی بر اینکه فردیت از سیمکشی مغز آغاز میشود، هم فروتنانه و هم رهاییبخش است و به ما نشان میدهد که تنوع، نقصی در طبیعت نیست، بلکه یکی از هوشمندانهترین طرحهای آن است.با پیشروی صفحاتِ کتاب «مغز باشخصیت» مرزهای بین علم و فلسفه از بین میرود. این کتاب ما را مجبور میکند تا مفهوم دیرینه اراده آزاد و هویت را زیر سوال ببریم و از خود بپرسیم واقعاً چه مقدار از کنترل خودمان را به دست داریم. با این حال، میشل در این کتاب دیدگاهی جبرگرایانه ندارد. در عوض، او تعاملی میان غیرقابل پیشبینی بودن بین زیستشناسی و تجربه برقرار میسازد. او با این دیدگاه به خواننده نشان میدهد که فردیت یک شگفتی طبیعی به پیچیدگیِ خود مغز است و باید کشف شود.
در انتها باید گفت که کتاب «مغز باشخصیت» خوانندگان خود را با حسی از شگفتی و کنجکاوی رها میکند. این کتاب نحوه تفکر ما در مورد تفاوت را تغییر میدهد و به ما نشان میدهد که هر ذهنی نقشه سیمکشی و یک امضایی نامرئی از پیچیدگی زندگی را به همراه خود دارد. برای دانشجویان علوم، این کتاب درسی جذاب در ژنتیک و رشد عصبی است؛ برای باقی خوانندگان، یادآوری عمیقی از اهمیت همدلی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
.
پژوهشگران آکادمیک شیفته یافتن مسائلی دور از عقل هستند؛ چیزهایی که با تجربه روزمره ما در تعارض است و نشان میدهد که ما چقدر در فهم نحوه عملکرد مغز خود اشتباه میکنیم. البته نتیجه تحقیق ما یکی از آن موارد نیست. نتایج حاصل از مطالعات دوقلوها اصلاً با شهود و تجربه معمول ما در تضاد نبوده است. این مطالعات دقیقاً درباره آن دسته از ویژگیهایی است که ما در جایگاه والد تا حد زیادی بهعنوان عامل ذاتی و باطنی در فرزندانمان در نظر میگیریم. اگر نتایج با این تجربه مطابقت داشته باشد، نباید تعجب کنیم.آیا منظور ما این است که فرزندپروری و تربیت فرزندان اهمیتی ندارد؟ البته که نه. حتی به این معنا هم نیست که والدین بر رفتار فرزندانشان هیچ نقشی ندارند؛ البته که نقش دارند. عشق، تشویق، حمایت، نظم و انضباط، انتظارات و توقعات، همه و همه تأثیر بسیار مهمی بر زندگی کودکان دارد. آنها دید ما به موقعیتهای زندگی، انتظاراتی که از خودمان داریم و نیز انتخابهای ما را شکل میدهند. حرف ما این است که والدین نمیتوانند تأثیری چشمگیر و تعیینکننده بر ويژگیهای رفتاری یا استعدادهای زمینهای فرزندانشان داشته باشند. هر چند این ویژگیها فقط بخشی از آن چیزی است که بر رفتار واقعی افراد تأثیر میگذارد.
شاید بپسندید














از این مترجم








































