کتاب «دندهی آدم» (Adam's Rib) از مجموعه داستانهای ادبیات پلیسی و کاوشگریهای روکو اسکیاوونه (Rocco Schiavone) اثر آنتونیو مانتزینی (Antonio Manzini) بازیگر، فیلمنامهنویس، کارگردان ایتالیایی است و اولینبار در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
این کتاب دومین رمان از مجموعهٔ «روکو اسکیاوونه» است؛ مجموعهای که نخستین بار با رمان «فرار سیاه» شکل گرفت و شخصیت روکو را به یکی از چهرههای شناختهشدهٔ داستان جنایی معاصر ایتالیا تبدیل کرد.
شش ماه پس از تبعید از رم محبوبش، معاون رئیس پلیس روکو اسکیاوونه در شهر سرد، ساکت و به شدت عقبماندهٔ آلپ، آئوستا، به یک روال عادی عادت کرده است: یک اسپرسو در خانه، صبحانه در میدان و یک نوشیدنی صبحگاهی در دفترش. اما دردسری بزرگ قرار است همه چیز را مختل کند. در این داستان روکو اسکیاوونه را به عنوان یکی از تندترین، پیچیدهترین و سرگرمکنندهترین ضدقهرمانهای داستانهای جنایی که در سالهای اخیر دیده شده، خواهید دید.
دربارهٔ کتاب
داستان «دنده آدم» در شهر آئوستا، شهری کوهستانی در شمال ایتالیا، آغاز میشود؛ جایی که روکو اسکیاوونه پس از تبعید از رم در آنجا مشغول به کار است. زندگی روکو ظاهراً وارد نوعی روزمرگی شده است، اما این روزمرگی خیلی زود با یک پروندهٔ غیرمعمول برهم میخورد. ایرینا، خدمتکار خانوادهٔ باودو، پس از ورود به خانه متوجه میشود چیزی درست نیست. او استر باودو را در حالی پیدا میکند که به نظر میرسد خودکشی کرده است. شوهر او، پاتریزیو باودو، نیز پس از بازگشت از ورزش صبحگاهی با جسد همسرش روبهرو میشود. در نگاه نخست، پرونده میتواند یک خودکشی ساده تلقی شود، اما روکو اسکیاوونه به جزئیاتی توجه میکند که برای دیگران چندان مهم به نظر نمیرسند.
روکو خیلی زود به این نتیجه میرسد که صحنهٔ مرگ بیش از اندازه حسابشده است. پیش از کشف جسد، گزارش یک سرقت نیز از خانه داده شده بود، اما هیچ نشانهٔ واضحی از ورود اجباری به خانه وجود ندارد. از سوی دیگر، آشفتگی موجود در اتاقها به شکلی غیرطبیعی و تقریباً نمایشی به نظر میرسد؛ گویی کسی عمداً تلاش کرده است تصویری مشخص از یک سرقت ایجاد کند. همین تناقضها باعث میشود روکو فرضیهٔ خودکشی را کنار بگذارد و احتمال قتل را جدی بگیرد. در نتیجه، آنچه ابتدا پروندهای ساده به نظر میرسید، به معمایی پیچیده تبدیل میشود که برای حل آن باید میان جزئیات صحنه، روابط شخصیتها و انگیزههای پنهان آنها ارتباط برقرار کرد.
با پیش رفتن تحقیقات، نقطهٔ قوت اصلی داستان یعنی شخصیت روکو اسکیاوونه بیشتر آشکار میشود. او کارآگاهی معمولی نیست و روشهایش همیشه با چارچوبهای رسمی پلیس هماهنگ نیست. بدبینی، طعنه، شهود قوی و نگاه متفاوت او به آدمها باعث میشود از جزئیاتی سرنخ بگیرد که ممکن است از چشم دیگران دور بمانند. نویسنده در کتاب «دنده آدم» نیز در کنار روند تحقیقات، تصویری از زندگی شخصی روکو، غربت او در آئوستا و زخمهایی که از گذشته با خود حمل میکند ترسیم کرده است.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«دندهی آدم» تریلری جنایی و معمایی است که نویسنده در آن از فضای سرد و کوهستانی آئوستا برای ساختن بستری متفاوت برای یک داستان پلیسی استفاده کرده و در کنار معما، از طنز تلخ، شخصیتپردازی و تضاد میان زندگی حرفهای و شخصی قهرمان داستان بهره میگیرد. منتقدان نیز ترکیب شخصیتپردازی عمیق و پیشرفت تدریجی پیرنگ را از نقاط قوت آثار او دانستهاند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- معمای جنایی چندلایه: یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب «دنده آدم»، طراحی پروندهای است که از همان ابتدا پاسخ روشنی ندارد. سرنخها بهتدریج کنار یکدیگر قرار میگیرند و خواننده نیز همراه کارآگاه مجبور میشود دربارهٔ آنچه میبیند دوباره فکر کند.
- شخصیتپردازی متفاوت روکو اسکیاوونه: روکو فردی بدخلق، طعنهزن، سرکش و گاهی غیرقابلپیشبینی است، اما در عین حال از هوش و شهود بالایی برخوردار است. تضاد میان ظاهر خشن و لایههای آسیبپذیر شخصیت او، باعث شده تا خواننده به سرنوشت خود کارآگاه نیز علاقهمند شود.
- فضاسازی سرد و کوهستانی: سرمای هوا، برف، سکوت و فاصلهٔ آئوستا از رم، بخشی از حالوهوای داستان را شکل میدهند. روکو نیز که دلبستهٔ رم است، با این محیط سرد و کوهستانی رابطهٔ خوبی ندارد. این تضاد میان شخصیت و محیط، فضای خاصی به روایت میبخشد.
- ترکیب تعلیق و طنز تلخ: مانتزینی اجازه نمیدهد فضای جنایی داستان کاملاً سنگین و یکنواخت شود. رفتارها و واکنشهای روکو، طعنههای او و نگاه بدبینانهاش به اطرافیان، نوعی طنز تلخ به روایت اضافه میکند.
- توجه به زندگی شخصی کارآگاه: روکو با خاطرات گذشته، رابطهاش با رم و فقدان همسرش درگیر است و همین مسائل بر نحوهٔ نگاه او به جهان اثر میگذارند. بنابراین خواننده همزمان با حل یک معما، با زندگی و ویژگیهای شخصی مردی آشنا میشود که در مرکز داستان قرار دارد.
- پایانی غافلگیرکننده: یکی از جذابیتهای اصلی رمان «دنده آدم» این است که مسیر حل پروندهٔ آن به شدت جذاب و متفاوت است و نتیجهگیری پرونده غیرمنتظره و رضایتبخش است. همین ویژگی باعث میشود خواننده هنگام دنبال کردن سرنخها نتواند خیلی زود پایان ماجرا را حدس بزند.
بازخوردها به کتاب دنده آدم
- یک کارآگاه ایتالیایی که پروندهاش را از دل آگاتا کریستی به راه حلی رضایتبخش و غیرمنتظره» میرساند، این اثر همراهی خاطرهانگیز در جرم و جنایت است. کایرکاس ریویوز (Kirkus Reviews)
- سرگرمکننده... خوانندگان مشتاقانه منتظر دیدن آثار بیشتری از این شخصیت جذاب و پیچیده خواهند بود. پابلیشرز ویکلی (Publishers Weekly)
- مانتزینی ترکیبی فوقالعاده از شخصیتپردازی عمیق با داستانی عمیقتر نوشته است. بوکلیست (Booklist)
- وقتی شروع به خواندن کتاب «دنده آدم» کردم، نمی توانستم دست از خواندن آن بکشم. (Venerdì di Repubblica)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب انتخابی مناسب برای علاقهمندان به رمانهای جنایی، داستانهای معمایی و پلیسی و آثاری است که در کنار کشف یک جرم، به شخصیت کارآگاه نیز اهمیت میدهند. اگر از مطالعهٔ داستانهایی با پروندههای قتل مشکوک، سرنخهای پراکنده، فضای سرد و رازآلود و شخصیتهای غیرکلیشهای لذت میبرید، این رمان میتواند انتخاب جذابی باشد. همچنین خوانندگانی که به ادبیات جنایی ایتالیا و داستانهای پلیسی اروپایی علاقه دارند، احتمالاً از فضای متفاوت این اثر استقبال خواهند کرد.
چرا رمان «دنده آدم» را بخوانیم؟
- برای مطالعهٔ یک معمای جنایی جذاب: اگر از مطالعهٔ داستانهایی لذت میبرید که نویسنده اطلاعات را بهتدریج در اختیار خواننده قرار میدهد، این رمان گزینهٔ مناسبی برای شما است. ماجرا با مرگی آغاز میشود که در ابتدا خودکشی به نظر میرسد، اما جزئیات صحنه پرسشهای بیشتری ایجاد میکنند. روکو اسکیاوونه با توجه به همین تناقضها پرونده را از زاویهای متفاوت بررسی میکند و خواننده نیز در جریان تحقیقات قدمبهقدم با او همراه میشود. این ساختار باعث میشود میل به کشف حقیقت تا پایان داستان حفظ شود.
- برای آشنایی با یکی از کارآگاهان متفاوت ادبیات جنایی معاصر: روکو اسکیاوونه شخصیتی نیست که بتوان او را در قالب یک پلیس بینقص و قانونمدار خلاصه کرد. او خلقوخوی تندی دارد، با بسیاری از اطرافیانش مشکل پیدا میکند و روشهای خاص خودش را برای حل پروندهها دارد. در عین حال، هوش، شهود و لایههای عاطفی شخصیتش باعث میشود به کارآگاهی قابلتوجه تبدیل شود. همین تضاد، یکی از مهمترین دلایلی است که مجموعهٔ روکو اسکیاوونه را از بسیاری از مجموعههای پلیسی معمولی جدا میکند.
- برای لذت بردن از فضای جنایی متفاوت: بسیاری از داستانهای پلیسی در شهرهای بزرگ اتفاق میافتند، اما مانتزینی آئوستا را به مرکز داستان میآورد؛ شهری کوچک و کوهستانی که سرمای آن تقریباً به یکی از عناصر روایی اثر تبدیل میشود. این انتخاب باعث شده فضای داستان با بسیاری از رمانهای جنایی شهری تفاوت داشته باشد. برف، سرما و فاصله از رم، احساس انزوا و بیگانگی روکو را نیز تقویت میکنند و فضای خاصی برای پرونده به وجود میآورند.
- برای ترکیبِ جالب معما با طنز تلخ: خواندن یک داستان جنایی لزوماً به معنای روبهرو شدن با روایتی کاملاً تاریک نیست. مانتزینی با استفاده از شخصیت روکو و واکنشهای کنایهآمیز او، در دل ماجرا فضایی طنزآلود ایجاد میکند. این طنز نهتنها به جذابیت روایت افزوده، بلکه شخصیت اصلی را باورپذیرتر و داستان را از نظر لحن متنوعتر کرده است. به همین دلیل، این کتاب میتواند برای کسانی که از ترکیب جنایت، تعلیق و طنز سیاه لذت میبرند، انتخاب مناسبی باشد.
کتاب «دندهی آدم» را باید خواند چون این رمان نمونهای جذاب از داستان جنایی شخصیتمحور است که معما را با طنز تلخ، فضاسازی و زندگی شخصی یک کارآگاه متفاوت ترکیب میکند. آنتونیو مانتزینی با قرار دادن روکو اسکیاوونه در محیط سرد و کوهستانی آئوستا، شخصیتی میسازد که هم درگیر پروندهای پیچیده است و هم با گذشته و شرایط زندگی خودش دستوپنجه نرم میکند. آنتونیو مانتزینی از نویسندگانی است که در کنار فعالیت در سینما و تلویزیون، در ادبیات جنایی ایتالیا نیز جایگاه قابلتوجهی پیدا کرده است. او نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان و بازیگر است و شخصیت روکو اسکیاوونه مهمترین بخش شهرت ادبی او به شمار میرود.
دربارهٔ مجموعه
مجموعهای که با نام «ادبیات پلیسی امروز جهان» در نشر قطره عرضه میشود، بهمثاله تلاشی است برای آشنا کردن علاقهمندان جدی این ژانر با چشمانداز گسترده و متنوع آن در آغاز سدهٔ بیستویکم و معرفی گونههای فرعی متعدد و متفاوتش که هر کدام جنبهای از این ژانر پُرمخاطب را آشکار میسازند. مجموعهٔ «ادبیات پلیسی امروز جهان» شامل چندین زیر مجموعه است. «افقهای دیگر» یکی از این مجموعههاست که میکوشد دریچهای بگشاید بر قلمروهای جغرافیایی تازه، عرصههای اجتماعی نوین و بسترهای فرهنگی جدیدی که به ادبیات پلیسی امروز جهان راه یافتهاند.
دربارهٔ نویسنده
آنتونیو مانتزینی بازیگر، فیلمنامهنویس، کارگردان ایتالیایی در ۱۹۵۶ به دنیا آمد و نویسندهٔ دو رمان جنایی با محوریت معاون رئیس پلیس، روکو اسکیاوونه است. رمان «فرار سیاه» (Black Run) اولین رمان از این مجموعه است که به انگلیسی نیز ترجمه شد. او در ایتالیا زندگی میکند. او را جانشین شایسته و بهحق آندرآ کامیلری پلیسینویس برجسته و نامدار ایتالیایی دانستهاند. ماجراهای روکو اسکیاوونه به زبانهای مختلفی از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، پرتغالی و کالاتان ترجمه شدهاند و سریالی نیز با اقتباس از آن ساخته شده است.
معرفی کتابهای مشابه
اگر از مطالعهٔ «دنده آدم» لذت بردهاید و به دنبال آثار مشابه میگردید، بهتر است هنگام انتخاب کتاب بعدی آثاری را انتخاب کنید که کارآگاه یا شخصیت اصلی پررنگی داشته باشند، پروندهٔ معمایی را با شخصیتپردازی ترکیب کنند و فضای جغرافیایی مشخصی داشته باشند. ادامه دادن مجموعهٔ «روکو اسکیاوونه» بهترین گزینه است؛ زیرا «دنده آدم» دومین جلد این مجموعه است. اگر به داستانهای جنایی اروپایی علاقه دارید، جستوجو میان آثار پلیسی ایتالیایی و دیگر رمانهای جنایی شخصیتمحور نیز میتواند انتخابهای مناسبی پیش روی شما قرار دهد. در ادامه چند اثر جذاب با حالوهوای مشابه به شما معرفی کردهایم.
- نقطهٔ برگشت اثر آندرهآ کامیلری
کتاب «نقطهٔ برگشت» (Il giro di boa) اثر آندرهآ کامیلری یکی از رمانهای مجموعهٔ کاوشگریهای کمیسر مونتالبانو است که داستانی جنایی و معمایی را با فضای اجتماعی و شخصیتپردازی جذاب درهم میآمیزد. در این رمان، کمیسر سالوو مونتالبانو هنگام شنا با جسدی روبهرو میشود که احتمال دارد متعلق به یکی از مهاجران غیرقانونی باشد و همزمان، ورود گروهی از مهاجران به منطقه اتفاقات دیگری را رقم میزند؛ مونتالبانو بهتدریج ارتباط میان این وقایع ظاهراً بیربط را کشف میکند. «نقطهٔ برگشت» از نظر فضای جنایی، حضور یک کارآگاه با شخصیت متمایز، کشف تدریجی حقیقت، استفاده از طنز در کنار اتفاقات تلخ و توجه به مسائل اجتماعی، شباهتهای قابلتوجهی با «دنده آدم» دارد؛ به همین دلیل، میتواند انتخابی مناسب برای خوانندگانی باشد که از رمانهای پلیسی ایتالیایی و کارآگاهان شخصیتمحور لذت میبرند.
شباهتها با کتاب دندهی آدم:
- فضای جنایی و معمایی
- حضور کارآگاه شخصیتمحور
- تحقیقات مرحلهبهمرحله برای کشف حقیقت
- ترکیب طنز با وقایع تلخ و جنایی
- توجه به مسائل اجتماعی در کنار پروندهٔ جنایی
- فضای ایتالیایی و حالوهوای متفاوت داستان
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «دنده آدم» لذت خواهید بُرد، چون آندرهآ کامیلری نیز مانند آنتونیو مانتزینی، در کنار معما، به شخصیت کارآگاه، مسائل اجتماعی و جنبههای تلخ و گاه طنزآمیز زندگی توجه دارد. اگر از همراه شدن با روکو اسکیاوونه در روند کشف حقیقت لذت بردهاید، احتمالاً حضور کمیسر مونتالبانو و شیوهٔ متفاوت او برای رسیدن به پاسخ نیز برایتان جذاب خواهد بود؛ ضمن اینکه «نقطهٔ برگشت» با فضای ایتالیایی و روایت معمایی خود میتواند تجربهای نزدیک به همان حالوهوای جنایی و شخصیتمحور را برای شما رقم بزند.
- کفشهای ایتالیایی اثر هنینگ مانکل
کتاب «کفشهای ایتالیایی» (Italienska skor) اثر هنینگ مانکل رمانی تأملبرانگیز و شخصیتمحور است که داستان فِردریک وِلین، جراح بازنشستهای را روایت میکند که پس از سالها انزوا در جزیرهای دورافتاده در مجمعالجزایر استکهلم، با بازگشت زنی از گذشتهاش ناچار میشود دوباره با زندگی، خاطرات و انتخابهای گذشته روبهرو شود. این اثر برخلاف بسیاری از آثار جنایی مشهور مانکل، بیشتر بر تنهایی، گذشته، پشیمانی، روابط و امکان دوباره آغاز کردن تمرکز دارد. با وجود تفاوت ژانری، «کفشهای ایتالیایی» با «دنده آدم» از نظر شخصیتمحوری، فضای سرد و شمالی، حضور شخصیتهایی که با گذشته و زخمهای شخصی خود درگیرند و تأکید بر لایههای روانی و عاطفی داستان شباهتهایی دارد.
شباهتها با کتاب دندهی آدم:
- شخصیتپردازی عمیق و چندلایه
- فضای سرد و زمستانی
- رویارویی شخصیت اصلی با گذشته
- تأکید بر تنهایی و انزوا
- پرداختن به روابط و زخمهای عاطفی
- روایت شخصیتمحور در کنار فضای رازآلود
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «دنده آدم» لذت خواهید بُرد، چون هر دو اثر خواننده را به دنیای شخصیتی پیچیده و متفاوت میبرند که گذشتهٔ او تأثیر مستقیمی بر زندگی امروزش دارد. البته «کفشهای ایتالیایی» برخلاف «دنده آدم» یک رمان جنایی و معمایی نیست و بیشتر بر سفر درونی شخصیت اصلی، تنهایی، پشیمانی و مواجهه با گذشته تمرکز دارد؛ اما اگر در «دنده آدم» علاوه بر پروندهٔ جنایی، از فضای سرد، شخصیتپردازی و وجه انسانی داستان لذت بردهاید، احتمالاً این رمان آرامتر و تأملبرانگیز نیز برایتان جذاب خواهد بود.
سخن پایانی
کتاب «دندهی آدم» نمونهای از یک رمان جنایی است که تلاش نمیکند جذابیت خود را فقط از پیچشهای داستانی بگیرد. پروندهٔ مرگ استر باودو، صحنهٔ مشکوک جرم و تلاش روکو اسکیاوونه برای رسیدن به حقیقت، ستون اصلی داستان را شکل میدهند؛ اما آنچه کتاب را متمایز میکند، شخصیتپردازی و لحن خاص آنتونیو مانتزینی است. خواننده در طول داستان با کارآگاهی روبهروست که نه قهرمانی بینقص است و نه انسانی ساده و قابلپیشبینی است.
از سوی دیگر، فضای آئوستا و سرمای حاکم بر داستان، به رمان هویتی مستقل میبخشد. تضاد میان رمِ محبوب روکو و شهر کوهستانی محل مأموریتش، بخشی از شخصیت او را شکل میدهد و به روایت عمق بیشتری میبخشد. در کنار این فضا، طنز تلخ، تعلیق، سرنخهای گمراهکننده و پایانی غیرمنتظره باعث میشوند کتاب برای علاقهمندان به داستانهای معمایی و پلیسی تجربهای سرگرمکننده و متفاوت باشد. پیچیدگی شخصیت روکو و ترکیب شخصیتپردازی با پیشرفت تدریجی داستان، آن را به اثری متفاوت و خواندنی تبدیل کرده است.
در نهایت، مطالعهٔ این کتاب فرصتی برای آشنایی با یکی از مجموعههای موفق جنایی معاصر ایتالیاست؛ مجموعهای که شخصیت اصلی آن بعدها به تلویزیون نیز راه پیدا کرد. آنتونیو مانتزینی با پیشینهای در بازیگری، فیلمنامهنویسی و کارگردانی، نگاه تصویری و نمایشی خود را وارد داستان کرده و توانسته پروندهٔ جنایی را در کنار شخصیتپردازی و فضاسازی پیش ببرد. اگر به رمانهای پلیسی، معماهای قتل، کارآگاهان غیرمتعارف و داستانهای جنایی اروپایی علاقه دارید، این اثر میتواند انتخابی ارزشمند برای خرید و مطالعه باشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
قفل در تنها با یکبار چرخش کلید باز شد. ایرینا با خودش فکر کرد عجیب است، خیلی عجیب. همیشه باید کلید را سه دور تمام در قفل میچرخاند تا در باز شود. معمولاً هفتهای سه بار به خانهٔ باودوها میرفت، اما در طول یک سال گذشته هرگز پیش نیامده بود وقتی میرسید، کسی خانه باشد. ایرینا معمولاً ساعت ده میرسید و آقای باودو خیلی پیش از آن خانه را به مقصد محل کارش ترک کرده بود. خصوصاً جمعهها که سپیده نزده برای دوچرخهسواری از خانه خارج میشد. سینیورا باودو هم همیشه برای خرید خواروبار میرفت و محال بود قبل از ساعت یازده برگردد. برنامهاش آنقدر دقیق بود که ایرینا میتوانست حتی ساعت مچیاش را با آن تنظیم کند. شاید سینیورا استر هم قربانی ویروس جدید گوارشی شده بود که قربانیهایش در آئوستا کمکم از تعداد قربانیان طاعون سیاه در قرون وسطی پیشی میگرفت. ایرینا وارد آپارتمان شد و نسیمی از هوای سرد و برفی را نیز همراه خود به داخل برد. همانطور که کلیدها را دوباره در کیف دستیاش جا میداد، با صدای بلند گفت: «سینیورا استر، منم ایرینا! هوای سردوبرفی قشنگیه، اینطور نیست؟ ... سینیورا، خونه نیستید؟» صدایش که بر اثر کشیدن بیستودو سیگار در روز کلفت و دورگه شده بود، به شیشههای دودی در ورودی برخورد کرد و پژواک آن در خانه پیچید. «سینیورا، امروز خرید نرفتید؟»