%10


دفعات مشاهده کتاب
1148
علاقهمندان به این کتاب
0
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات بزنگاه منتشر کرد:
هرچه اندوه و اشک بود، با یک سر برگرداندن اسفندیار مثل گرد و غبار مخمل قرآن روی طاقچه، از دلم فرو می ریخت. انگار هیچکس مرا نمی دید، من بودم که دو چشم داشتم برای دیدن یک خسار، برای دیدن یک قامت رعنا که در قبای سیاه، دلربا و بی مانند شده بود. با خودم فکر می کردم - همه زنان مجلس هم همین اندازه اسفندیار را دوست دارند؛ فکر می کردم باید آنقدر چشمانم را باز و بسته کنم تا این تصویر رویایی در خیالم حک شود و من مانند مشق های میرزاعباس، اوستاد اکابر حیدر، هر شب مرورش کنم. من در دوست داشتن گوی سبقت را ربوده بودم. هیچکس به قدر من او را نمی خواهد، من هستم که قلبم روحم، بدنم، حتی کف دست هایم برای دیدن اسفندیار، همه چشم شده است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786229967362
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
190 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
180 گرم
سال انتشار
1401
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














89٬100 تومان
99٬000
%10

























