

انتشارات نیماژ منتشر کرد:
خیرگی روایتی است بهمثابه دوربینی که بهطور تصادفی به دست دختری به نام پرینسا میافتد که برای کار و زندگی اولینبار به زادگاهش آمده است. پرینسا با همین دوربین، تدریجاً، شاهد چشماندازی میشود که زندگیاش را تحتالشعاع قرار میدهد؛ چشماندازی که در اصل قهوهخانهای است که مالکش آن را جزیره مینامد. جزیره متعلق به فردی است به نام جانلنین، و ساکنانی دارد که به آنها «اهالی» میگویند. اهالی، انسانهای تنهایی هستند که با نگاهی متحیر به عناصر نامشابه بین درون و بیرونخود چشم دوختهاند. این، درواقع به معنای رها بودن در اسارت یا، همانگونه که در جایی از رمان آمده، «خمیر آویزان» است. آنها «رابینسون کروزو»هایی هستند که برخلاف او، به میل خود راهی سفر نشدهاند اما با میل خود پا به «جزیره» گذاشتهاند: جزیرهی جانلنین.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده








































