%10


دفعات مشاهده کتاب
945
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات سمت روشن کلمه منتشر کرد:
مادرم با عجله وارد شد و تا من را در این حالت دید اخم غلیظی کرد و گفت: حسابت را بعدا می رسم الان بیا ، نرسیده می خواهند تو را ببینند.ترسیدم اما فوت بزرگی کردم و سردی کف دستم را به صورت گرمم انتقال دادم و با مادر وارد اتاق سیمانی که کولر آنجا را بسیار سرد کرده بود شدم. با دیدن چهره ی مردی که لباس سفید بلند پوشیده بود و سرش هم پایین بود حدس زدم داماد باشد. صورتش را بلند کرد و من همان لحظه فهمیدم که زندگی چقدر می توانست زیبا باشد و من ندیدم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786227792652
زبان کتاب
فارسی
جلد کتاب
شومیز
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحه
144 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
150 گرم
سال انتشار
1401
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














36٬000 تومان
40٬000
%10

























