

انتشارات علمی منتشر کرد:
کلیّات شمس تبریزی یا دیوان کبیر یا دیوان شمس تبریزی، دیوانی مشتمل بر غزل (بیش از همه) و قصیده و قطعات فارسی و عربی و مَلمّع و ترجیعبند و رباعی از مولوی یا مولانا است. از برجستهترین آثار شعر عرفانی در قلمرو فرهنگ اسلامی و ادب پارسی به شمار میرود و جلوهگاه یکی از شگفتآورترین نمونههای روابط معنوی و روحانی میان دو انسان استثنائی است که عشق جنونآمیزشان به وحدت و یکی شدن میرسد تا جایی که مولوی غزل میگوید و در پایان نام شمس تبریزی را به عناوین مختلف میآورد.
شرح دیوان شمس تبریزی، اثری است که در جهت شناخت و فهم غزلیات مولانا گردآوری شده است. کریم زمانی در صد فصل و در جلد دوم این کتاب مانند جلد اول آن، به تشریح و تفسیر اشعار دیوان شمس تبریزی پرداخته و وزن، تفسیر ابیات، ارائۀ مراجع و کتب و اشاره به احادیث و آیات قرآن نیز در آن گنجانده شده است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲) اثر مولانا
کلیّات شمس تبریزی یا دیوان کبیر یا دیوان شمس تبریزی، دیوانی مشتمل بر غزل (بیش از همه) و قصیده و قطعات فارسی و عربی و مَلمّع و ترجیعبند و رباعی از مولوی یا مولانا است. از برجستهترین آثار شعر عرفانی در قلمرو فرهنگ اسلامی و ادب پارسی به شمار میرود و جلوهگاه یکی از شگفتآورترین نمونههای روابط معنوی و روحانی میان دو انسان استثنائی است که عشق جنونآمیزشان به وحدت و یکی شدن میرسد تا جایی که مولوی غزل میگوید و در پایان نام شمس تبریزی را به عناوین مختلف میآورد.
مولوی در غزلیّات بیشتر به جنبههای معنوی شعر پرداخته و به کلمات آنگونه که دیگر استادان غزل توجه داشتهاند- اعتنایی نداشته است. و نیز وحدت مضمون غزلیات او را در غزلیات دیگر استادان شعر پارسی کمتر میتوان یافت. در پایان ابیات غزلها، گاه تخلّص شاعر به عنوان «خاموش» یا «خَمُش» و گاه به صورت «خَمُش کن» آمده اما در بیشتر موارد به نام «شمس تبریز» و «شمس الحق تبریز» و گاه «صلاحالدین» تخلص کرده است.
شمس تبریزی که بود؟

مریدان مولانا و اهل قونیّه به سرزنش وی برخاستند و چون حاصلی نبردند بنای دشمنی با شمس گذاشتند و او را ساحر خواندند. شمس که از این رفتار آزرده شده بود، علیرغم اصرار و ابرام و عجز و نیاز مولوی در شوّال 643 از قونیه رفت. مولوی به جستجوی او برآمد و عاقبت گویا خبر او را در دمشق یافت و نامههای منظوم بدو نوشت که آخرالامر در دل شمس تأثیر کرد و ظاهراً مایل به بازآمدن به قونیّه گشت. یاران و مریدان مولانا هم که در نتیجۀ غیبت شمس و پژمردگی و دلتنگی مولوی از دیدار و گفتار و ارشاد او محروم مانده بودند، از کردۀ خود پشیمان شدند و از مولوی طلب عفو کردند.
از وی تألیفی موجود نیست، و مقالات شمس (تبریزی) حاصل گردآوری بعضی از یادداشتهایی است که مریدان از سخنان وی فراهم و تدوین کردهاند. مولانا غزلیّات خود را بهنام وی ساخته و بدین ترتیب کّلیات شمس را فراهم آورده است.
در کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲) چه میخوانیم؟
بریدههایی از کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲)
شمع جاودانِ ایزد متعال با افلاک و این دو شمع واژگون (خورشید و ماه) چه خواهد کرد؟ مسلماً بنیادش را بر کَنَد. چنانکه قرآن کریم نیز از محو و تاریکی ستارگان و خورشید خبر میدهد (مانند آیات آغازین سورۀ تکویر). پس همۀ معبودهای آفل که مورد پرستش مردم غافل است. به حکم یا هُو یا مَنْ لا هُو الّا هُو به نیستی و فنا روند.»
«شرابِ صِرف سلطانی بریزیم بخوابانیم عقلِ ذُوفنون را
شراب ناب شاهانۀ عشق را در جام قلبها میریزیم و بر عقلِ همه فنْ حریفِ دنیایی غلبه کنیم و آن را مقهور سازیم.
شرابِ صرف: شراب ناب. یکی از طُرق تهیۀ شراب ناب اینست که کوزهای دهانبسته را به درون خمرۀ شراب میاندازند. رفتهرفته شراب از تخلخل کوزه به صورت تصفیهشده به درون آن راه پیدا میکند. این نوع شراب، خالص از هرگونه دُرد و اضافه است؛ منظور از «شرابِ صرف» در اینجا عشق آسمانی است.»
خواندن کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
دربارۀ نویسندۀ کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲)
چندی بعد برهانالدین محقق ترمذی، از مشایخ صوفیّه و از مریدان بهاءالدین ولد در بلخ، از خراسان به قونیه آمد و جلالالدین جوان را تحت ارشاد و تربیت خویش گرفت و او را یک چند به حلب و دمشق فرستاد و تدریجاً با معارف صوفیه آشنایی تمام داد. تا چند سال پس از وفات ترمذی، جلالالدین همچنان در مسند تدریس مستقر بود تا آنکه شمس تبریزی در 642 به وی پیوست و از صحبت شمس انقلابی روحانی در وجود او پدید آمد و مسند تدریس و فتوی را ترک گفت.
تحول روحی مولانا و پیامدهای آن سبب نارضایی و خشم مریدان مولانا شد تا آنجا که شمس در 643 به دمشق سفر کرد و کوشید یکچند خود را از مولانا دور نگه دارد ولی موفق نشد و عاقبت در 644 به قونیّه بازگشت اما چندی بعد در 645 بهناگاه ناپدید شد. این شایعه که او به دست مریدان مولانا کشته شده است بیشک در عهد حیات مولوی وجود نداشته و بعدها به وجود آمده است؛ زیرا بعد از غیبت شمس، مولوی چند بار به جستجوی او به دمشق سفر کرد اما از گمشدۀ خود نشانی نیافت. بعد از آن مولانا مسند تدریس و فتوی را بهکلی ترک گفت و به تربیت صوفیّه و مراقبت باطن پرداخت.
ارتباط او با شیخ صلاحالدین زرکوب، خلیفه و شیخ مولویه که مردی زاهد و متعبّد بود و سپس تعلّق خاطرش به حسامالدین چلبی شاگرد و رفیق خویش، در این دوره از عمر (647 تا 672) او را سخت مشغول داشت. در واقع شماری از غزلیّات کلیات شمس به نام همین صلاحالدین زرکوب سروده شده است و مثنوی هم که مهمترین اثر عرفانی ادب فارسی است به خواهش و تشویق حسامالدین چلبی به وجود آمده است.

شعر او بیش از آنکه به فنون و صناعات شعری و آرایههای تصنّعی توجه داشته باشد در مثنوی به معنی و مقصودِ مورد نظر -که غالباً عارفانه و حکمتآموز است- و در کلیات شمس به بیرون ریختن عشق سوزنده متمایل است. در نثر، کلام وی در عین صراحت و سادگی، فصاحت تمام دارد و همه جا دور از ابهام است. همچنین در بیشتر موارد، به روش مشایخ صوفیّه، انشائش به آیات و احادیث و اخبار و اشعار آراسته است.
دربارۀ شارح کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲)

اگر از کتاب شرح دیوان شمس تبریزی (جلد ۲) خوشتان آمده، این کتابها را از دست ندهید
- جلدهای مختلف شرح جامع مثنوی اثر حضرت مولانا با تشریح و تفسیر کریم زمانی منتشر شده است. این کتاب یکی از بزرگترین آثار عرفانی و ادبی ایران زمین به شمار میرود.
شاید بپسندید







































