%10


دفعات مشاهده کتاب
1243
علاقهمندان به این کتاب
4
میخواهند کتاب را بخوانند.
2
کتاب را پیشنهاد میکنند
4
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
1
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات مهر و دل منتشر کرد:
خورشید گلوله ای بود سرخ و بی غیرت وسط آسمان. خاک مرموز معلق توی هوا جلو دید را می گرفت و نمی گذاشت که نور خورشید بیاید دیدار. کفایت پهن بود وسط حیاط و یک لایه خاک نشسته بود روش. گرد مرده. دور چشم اش صمغ بسته بود. در حیاط همان طور ولنگ و واز مانده بود. گاه گداری عابری پا شل می کرد تا آستانه ی در و کفایت پهن شده ی کف حیاط را دید می زد و می رفت. کفایت گاهی دست را می کوفت روی زمین و زیر لب چیزهایی می خواند، نامفهوم یا کسی را صدا می زد انگار. چشم هایش شده بود خون پتی ...
فروشگاه اینترنتی 30 بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786227612769
زبان کتاب
فارسی
جلد کتاب
شومیز
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحه
122 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
120 گرم
سال انتشار
1401
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
شهرام عالی پور
23 اسفند 1401
کتاب خوبی است...
0
0
12 اسفند 1401
کتاب خوبی است.زبان خوبی دارد....اسطوره ها را قشنگ باز آفرینی کرده است خصوصا در دو سه داستان اول..یک نکته جالب این است که داستان اول آن قسمت هایی که در زمان حال است ضرباهنگ را کند می کند آدم آخر کار میفهمد که نثر با قدم های دایا پیش می رود... دایا پیر شده کند خرکت میکند نثر دقیق کند میشدبا گام های او...اما فلش بک ها ضرباهنگ سریع دارند ...خیلی جالب بود این نکته...
0
0
11 اسفند 1401
داستان های این کتاب فوق العاده هستند. زبان قوی و حال و هوای جنوبی کار واقعن آدم را متحیر می کند. تا به حال از علی صفرزاده نخوانده بودم این کتاب را هم از انتشاراتی گرفتم این قدر عالی بود که توی یک شب همه اش را خواندم.
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














157٬500 تومان
175٬000
%10


























