کلیدر

کلیدر (5جلدی)(لوکس)

(239)

موجود نیست

دفعات مشاهده کتاب
20622

علاقه مندان به این کتاب
148

می‌خواهند کتاب را بخوانند
20

کسانی که پیشنهاد می کنند
71

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
2

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب کلیدر

انتشارات فرهنگ معاصر منتشر کرد:
کلیدر رمانی به قلم محمود دولت آبادی است. نام این رمان از روستایی در بخش سرولایت شهرستان نیشابور در پایکوه حیدری گرفته شده که حوادث برخی از قسمت‌های این رمان در آن رخ می‌دهد. زندگی عشایری شرح داده شده در رمان کلیدر و نیز نگاه سنتی به شخصیت‌های رمان آن را به صورت رمانی کلاسیک درآورده است. کلیدر، یک رمان عظیم روستایی است و حجیم‌ترین رمان فارسی به شمار می‌رود.
البته گمان نمی‌رود که دوباره چنین حادثه‌ای تکرار شود، زبانی فخیم و حماسی و بیش از شصت شخصیت که جملگی تمام و کمال پرداخته شده‌اند. رمانی در ستایش کار و زندگی و طبیعت، که خود دولت آبادی بارها گفته است «دیگر گمان نکنم که نیرو و قدرت و دل و دماغم اجازه بدهد که کاری کامل‌تر از کلیدر بکنم. کلیدر از جهت کمی و کیفی، کامل‌ترین کاری است که من تصور میکرده‌ام که بتوانم و شاید بشود گفت. در برخی جهات از تصور خودم هم زیادتر است. »
خلاصه داستان: مارال، دختر جوان کُرد، اسبش را به سوی زندان شهر می‌تازاند تا پدر و نامزدش، دلاور، را که هر دو در حبس‌اند ملاقات کند. شخصیت‌های اصلی داستان همگی به هنگام دیدار مارال از زندان شهر و بازگشت به نزد عمه‌اش، بلقیس، معرفی می‌شوند. بلقیس و شوهرش، کلمیشی، سه پسر و یک دختر به نام‌های خان‌محمد، گل‌محمد، بیگ‌محمد، و شیرو دارند. خشک‌سالی شدید امرار معاش این خانواده را که غالباً متکی بر چوپانی است، دشوار کرده و آنان را به دیمی‌کاری که محصول و سود قابل‌توجهی ندارد واداشته‌است. گل‌محمد، پسر دوم خانواده که به‌تازگی از خدمت اجباری سربازی بازگشته و همسر نیز دارد، عاشق مارال می‌شود و او را به همسری می‌گیرد. این ازدواج تخم عدوت و مخاصمه را در دل دلاور، نامزد سابق مارال، می‌کارد و ...
فروشگاه اینترنتی 30بوک

نقد و بررسی تخصصی نقد و بررسی تخصصی

اینفوگرافیک کتاب کلیدر

اینفوگرافیک کتاب کلیدر

معرفی کتاب کلیدر اثر محمود دولت آبادی

امتیاز در گودریدز: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆

کلیدر از سایت گودریدز امتیاز 4.3 از 5 را دریافت کرده است.

امتیاز در آمازون: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆

کلیدر از سایت آمازون امتیاز 4 از 5 را دریافت کرده است.

معرفی رمان کلیدر:

کلیدر رمانی به‌یادماندنی و معروف اثر محمود دولت‌آبادی رمان‌نویس برجستهٔ ایرانی است و حجیم‌ترین رمان ایرانی محسوب می‌شود که از محبوبیت بالایی برخوردار است. این اثر تکرارنشدنی که بر اساس داستان واقعی نوشته شده از پرخواننده‌ترین رمان‌های ادبیات ایران است. کتاب کلیدر داستان حماسی یک خانوادۀ کرد عشایر است که به‌تازگی به سبزوار خراسان نقل‌مکان کرده‌اند. فضای کلی داستان تحت‌تأثیر وقایع تلخ و ملتهب جنگ جهانی دوم بر ایران بین سال‌های 1325 تا 1327 اتفاق می‌افتد. این کتاب در ده جلد و سپس در پنج جلد در سال‌های 1357 تا 1363 در ایران منتشر شد و طی سال‌ها بارها تجدید چاپ شده است. دو جلد ابتدایی این رمان در یک مرحله و سه جلد بعدی در مرحلۀ بعد انتشار یافتند. از همین رو تا مدتی یک مجموعه سه‌جلدی برای کسانی که دو جلد آغازین را خریده بودند نیز منتشر می‌شد.

واکنش‌ها به رمان کلیدر:

• کتاب کلیدر در ایران از محبوبیت بی‌نظیری برخوردار شد و وقتی جلدهای پایانی‌اش منتشر شدند، سروصدای زیادی در محافل روشنفکری ایجاد کرد. سه جلد اول آن در سال‌های پرتلاطم قبل از انقلاب منتشر شدند و با وجود اوضاع سیاسی و اجتماعی متشنج آن زمان، کتاب کلیدر توانست به موفقیت تجاری خوبی دست پیدا کند. 

• دولت‌آبادی به‌خاطر ترسیم شخصیت‌های پیچیده که غالباً ماهیت اصلی خود را از طریق ویژگی‌های فیزیکی و ظاهری آشکار می‌کنند، تحسین منتقدان را به دست آورد. 

• کتاب کلیدر در دو مرحله منتشر شد. مرتبه اول دو جلد اول و مرتبه دوم سه جلد آخر به بازار عرضه شد. دو جلد اول پیش از انتشار سه جلد دوم، هرکدام حدود 20000 هزار نسخه فروخته بودند. بعد از انتشار کل مجموعه سه جلد دوم 7000 نسخه و نسخه 5 مجلدی 20000 نسخه فروخته بوندند. این آمار تنها پنج سال نخست بعد از انتشار را در بر می‌گیرد. کتاب کلیدر توانسته از رکورد حجیم‌ترین و پرفروش‌ترین و گران‌ترین حق‌تألیف را از آن خود کند. 

«کلیدر قله‌ای است که از مه بیرون‌زده..» - احمد شاملو

«کلیدر برترین رمانی است که تاکنون خوانده‌ام.» - محمدعلی جمال‌زاده

چرا باید رمان کلیدر را بخوانیم؟

کلیدر یک اثر باارزش ایرانی است که از نظر فرهنگ عامه و زبان اثری بسیار غنی است. خواندن این کتاب را به کسانی که از خواندن رمان‌های تاریخی لذت می‌برند و کسانی که به ژانر جنایی و عاشقانه علاقه‌مندان توصیه می‌کنیم. نویسنده برای نوشتن کتاب کلیدر از کلمات مشکل محلی و بومی بسیار استفاده کرده است؛ به همین علت مطالعه این کتاب اندکی مشکل است. همچنین به علت طولانی بودن کتاب، خواندن آن زمان زیادی به طول می‌انجامد و مطالعهٔ آن نیاز به صبر و شکیبایی دارد.

جملات درخشانی از کتاب کلیدر:

«گاه چنین است که جهنم هم دلچسب می‌نماید. فریب پیچ‌وتاب شعله به خود می‌کشاندت. می‌بلعدت. کدام کس توانسته آتش را زشت بشمرد؟ عشقِ سودایی همان آتش است. به خود می‌کشاندت، فرو می‌بلعدت، آتشت می‌زند، آتشت می‌کند. به آنکه در افتی، خود آتشی. خودِ آتش. بسوزد این خرمن. چگونه اما عشق می‌آید؟ من چه می‌دانم؟ نسیم را مگر که دیده است؟ غرش رعد را چه کسی پیش از غرش شنیده است؟ چشم کدام سر تاب باز نگاه آذرخش داشته است؟ از کجا می‌روید؟ در کجا جان می‌گیرد؟ در کدام راه پیش می‌رود؟ رو به کدام سوی؟ چه می‌دانم؟ دیوانه را مگر مقصدی هست؟ بگذار جهان برآشوبد!»

«درو با خستگی بیشتر از سر گرفته شده بود. حتی خود بلقیس هم مانده بود و نمی‌توانست این را از نظرها پوشیده بدارد. کارِ بی‌ثمر. این، صد بار خسته‌کننده‌تر است. از کله سحر، چهار پنج تا آدم زانو بر خاک سوده بودند و حال که به حاصل کارشان نظر می‌دوختند، جز مشتی پیخ روی چادرشب انباشته نشده بود. درویشی اگر بر کشتزاری بارآور گذر می‌کرد، سالارِ کشتگاه بیش از این در بارش می‌بست. اما دست اینکه خانوار کلمیشی ناچار بودند تخمی را که در زمین پاشیده‌اند از زمین جمع کنند. برای آن کس که دست در کار کشت و خاک دارد، این به صورت یک ناخوشی در می‌آید. تخمه از خاک باید برداشت، گرچه لازم افتد مثل چغوکان دانه‌دانه از زمین برچینش. اما این برای فرد فرد جمعی که روی چنین کشتگاهی کار می‌کنند،‌ حکم و حجت نیست. چنین حکمی تنها در دل دو تن نشسته بود: گل‌محمد و بلقیس. در مثل زیور چنین قیدی نداشت. کار برای او، چه در زمین و چه در میان حشم، حکم یک وظیفه را داشت.»

«خوگیری به کار، جزء سرشت پرورده زنان عشیره‌ای ما است. زیرا آن‌ها از زیر بال و پر مادر خود بدر نیامده‌اند، که دست و تن به کار می‌دهند. بیشترین سهم کار دامداری با ایشان است. گله‌بانی و چرا، خرید و فروش و پشم‌چینی با مرد. دوشیدن و تُلُم زدن، ماست و کمَه، قیماق و مِسکه و روغن گرفتن، با زن. افزون بر این، بافتن گلیم و جاجیم و شال و کلاه و سیاه‌چادر، بخشی دیگر از کار زنان است. زن به جای و در کار خود خبره و پخته است؛ سرد و گرم چشیده.»

«هوا گاوگم بود که به سوزن‌ده رسیدند. کوچه‌ها و دور و اطراف مثل همیشه خلوت بود. اینجا خانوار چندانی زندگی نمی‌کردند: اهل و اولاد خان‌عمو با چند خانوار دیگر. همیشه خویشاوند: خاله‌زاده، داماد، عمه‌زاده، خالوزاده. این گروه اندک روزها پراکنده بودند و شبها دور هم می‌آمدند، دمی می‌نشستند، پس برمی‌خاستند و رو به لانه‌های خود می‌رفتند. هر کدام در یک کف دست زمین تخم پاشیده بودند و در این فصل، باری به هر جهت آمده بودند ثمر کار خویش گرد آورند، بکوبند و مشتی آذوقه برای زمستانی که در پیش بود، مهیا کنند.»

کلیدر کجاست؟

کلیدر نام یک کوه و روستا در شمال شرقی ایران مابین شهرهای سبزوار، نیشابور و قوچان در خراسان است. محل رخداد داستان هم همان جاست. یک منطقه نسبتاً وسیع با دشت‌ها و روستاها و شهرهای کوچک اطرافش. این منطقه محل تولد خود دولت‌آبادی است و در بسیاری از آثارش به‌عنوان صحنه داستان از آن استفاده می‌شود. تنها تأثیر دولت‌آبادی از محل تولدش فقط آوردن نام دشت‌ها و کوه‌های محل تولدش نیست. در حقیقت شخصیت داستانی گل‌محمد بر اساس سرگذشت حقیقی گل‌محمد کلمیشی نوشته شده است. او مردی از اهالی کردهای کرمانج بود که در استان خراسان زندگی می‌کردند. او که ظاهراً به‌اتهام کشتن یک مأمور مالیات به زندان افتاده بود، از زندان گریخت و با گروهی از معترضان محلی علیه حکومت مرکزی مدتی جنگید و در همین جنگ‌ها کشته شد. مردم سبزوار گل‌محمد را قهرمانی مردمی می‌دانند و نامش آن‌قدر در فرهنگ عامه جا افتاده است که مادران عشایر لالایی او را برای فرزندشان می‌خوانند. یکی از اشعار مهم لوطی‌های خراسان (مردمی آوازه‌خوان که وظیفه داشتند رخدادهای مهم را در غالب شعر و ترانه به گوش مردم برسانند) نیز شعر گل ممد کلمیشی بود. دولت‌آبادی داستان او را طی 15 سال در ده جلد کتاب منتشر کرد.

خلاصۀ داستان کلیدر: (خطر لوث شدن داستان)

مارال دختر جوان کُرد که پیش‌تر در خراسان ساکن بوده تازگی به سبزوار آمده تا پدرش عبدوس و نامزدش دلاور را در زندان ملاقات کند. هر دوی آنها به جرم شرکت در قتل زندانی هستند. در طول این سال‌ها مارال و مادرش تنها زندگی می‌کردند و مادر او بعد از خشکسالی در اثر بیماری درگذشته است. حالا مارال تنها مانده و تصمیم می‌گیرد نزد عمه بلقیس و خانواده‌اش در کلاته سوزنده برود تا آنجا زندگی کند. خانواده همسرش، خانواده کلیمشی مثل بیشتر عشایر آن منطقه بین منطقه کلیدر و کلاته‌های مختلف آنجا ییلاق و قشلاق می‌کنند. خانواده عمهٔ مارال او را به‌خوبی می‌پذیرند. زمانی که مارال برای دروی محصول همراه خانواده می‌شود، پسر میانی عمه بلقیس، گل‌محمد، همراه دایی‌اش مدیار و چند نفر دیگر از اهالی طایفه به سمت طایفه دیگری به راه می‌افتند تا معشوقه مدیار، صوقی را بدزدند. صوقی خواهرزاده حاج حسین چارگوش علی و نامزد پسر او نادعلی است. در این ماجرا مدیار و حاج حسین چارگوش علی کشته می‌شوند. از طرفی خواهر گل ممد، شیرو، از غیبت مردان استفاده کرده و با معشوقه‌اش ماه درویش، جوانی که هرسال برای روضه‌خوانی و شمایل گردانی به سیاه‌چادرها می‌آید، فرار می‌کند. گل‌محمد وقتی خبردار می‌شود می‌کوشد او را برگرداند اما نمی‌تواند. سیل دیگری از مشکلات نیز بر سر آنها می‌ریزد. این بین در حین هیزم‌کشی مارال و گل‌محمد به یکدیگر دل می‌بازند و با وجود زن‌دار بودن گل‌محمد، عشقی میان آن‌ها شعله می‌کشد. بعداً خبر می‌رسد که نادعلی به خون‌خواهی پدرش برخاسته و می‌خواهد قاتلین او را پیدا کند. به دنبال یک سری اتفاقات دیگر چند مأمور نظمیه به سراغ چادرسیاه‌های خانواده کلمیشی آمده‌اند. این رخدادها گل‌محمد را مضطرب کرده‌اند. فشار روانی زیاد موجب می‌شود او مأمورین نظمیه را به قتل برساند. بعد از آن فراری می‌شود و ...

شخصیت‌های اصلی داستان کلیدر:

با اینکه بسیاری از شخصیت‌های رمان کلیدر شخصیت‌های واقعی هستند و هنوز هم کسانی در سبزوار هستند که این نام‌ها و شهرها و سرگذشتشان را به یاد بیاورند، به‌هیچ‌وجه نباید کتاب کلیدر را برابر با زندگی‌نامه گل‌محمد کلمیشی دانست. دولت‌آبادی هر جای رمانش که نیاز بوده از وقایع تاریخی کمک گرفته و هرکجا که روح چموش نویسندگی‌اش خواسته، اسب خیال را رها کرده و داستان را از ذهن و خیال خودش نوشته است. کتاب کلیدر یکی از قوی‌ترین نمونه‌های آثار رئالیستی ایرانی است. دولت‌آبادی می‌کوشد با استفاده از زبان محلی و استفاده از واژگان نامأنوس داستانش را بیشتر و بیشتر بومی کند. واژگانی که شاید برای ما ناآشنا باشند اما برای مردم بومی خراسان زبان روزمره‌شان است و مخلوطی از چند گویش محلی. دولت‌آبادی شخصیت‌های کتاب کلیدر را از دل تاریخ و جامعه بیرون می‌کشد. او هوشیار و آگاه است و به مسائلی مانند فقر، فساد و فحشا، سیاست و اقتصاد و تأثیرات متقابلشان بر یکدیگر آگاه است. دولت‌آبادی کاراکترهایش را به‌صورت غیرمستقیم و از طریق رفتار و منش آنها با خودشان و دیگران توصیف می‌کند. بیشتر از همه کاراکترها هم برای گل‌محمد این تکنیک را به کار می‌برد. گل‌محمد و یارانش که اهالی خانواده و طایفه‌اش هستند، همگی علیه زمین‌داران قیام می‌کنند و شجاعتشان آنها را تبدیل به قهرمانان روستا می‌کند.

گل‌محمد
گل‌محمد مهم‌ترین کاراکتر قصه پر شخصیت کلیدر است. کشاورزی نمی‌کند بلکه مرد سفر و حتی جنگ است. اما سختی روزگار و شرایط بد اقتصادی او را به دروگری می‌رساند. اما او چموش‌تر و تندخوتر از آن است که دل به کار پر صبری مانند کشاورزی و دروگری بدهد. گل‌محمد فرزند دوم خانواده‌اش است و شخصیتی بلندپرواز و جسور دارد. او فردی یاغی‌ است که از ارباب‌ها به زور می‌گیرد و به مردم فقیر و بی‌بضاعت کمک می‌کند. بسیاری از جوانان آن دوران که آوازۀ گل‌محمد را شنیده بودند آرزو داشتند که مثل او باشند. گل‌محمد در کلیدر شخصیتی پویا و جامع است و چون شخصیت اصلی داستان بوده دولت‌آبادی بیش از دیگر شخصیت‌هایش به او پرداخته و ویژگی‌های شخصیتی‌اش را به شیوه‌های مختلف بیان کرده است. شخصیت، زندگی،‌ تحول و دگرگونی‌های گل‌محمد یکی از ویژگی‌های اصلی رمان کلیدر است. گل‌محمد به دلیل موقعیت خاصش در رمان با اشخاص زیادی سروکار دارد. می‌توان گفت یکی از خصلت‌های بارز شخصیتی گل‌محمد متانت، خویشتن‌دار و سکوت اوست؛ خویشتن‌داری و سکوت در برابر دشنام‌ها و سرزنش‌های چندین بارۀ پدرش در مقابل چشم همگان. اما مهم‌ترین خصیصۀ گل‌محمد در رمان کلیدر تناقضات پیچیدگی‌ مختلف شخصیتی اوست. به طور کلی نوعی دوگانگی عاطفی در نحوۀ رفتار گل‌محمد با دیگر شخصیت‌ها مشهود است. 

مارال
مارال در کنار گل‌محمد یکی از شخصیت‌های مهم رمان کلیدر محسوب می‌شود. زن در رمان کلیدر هم در کنترل خانواده و هم زندگی گروه نقش بسزایی دارد اما مارال چهره‌ای معصوم و مظلوم از زن ایرانی را به نمایش می‌گذارد. مارال بعد از زندانی شدن پدر و نامزدش در میان محلۀ توپکالی‌ها به شدت احساس حقارت می‌کند و قصد دارد با هجرت بر این احساس حقارت غلبه کند. مارال بعدها با گل‌محمد ازدواج می‌کند و پس از تمام وقایع مرگبار رمان و با وجود تمام فشارها مارال باز هم تلاش می‌کند خودش را کنترل کند. 

زیور 
زیور همسر اول گل‌محمد است و کمی از حضور در این خانواده احساس حقارت می‌کند. در واقع نازایی اوست که باعث می‌شود همیشه در داستان احساس حقارت داشته باشد چون از نظر خودش فرزندآوری یکی از سرمایه‌های اصلی عشایر است. وقتی متوجه می‌شود نازا است در سوگ فرو می‌رود و بهت‌زده می‌شود. برای همین اکثر اوقات با بیشتر کار کردن سعی دارد این نقص را از نظر خودش بپوشاند. حتی به‌خاطر نازایی‌اش با ازدواج مجدد گل‌محمد مخالفتی نمی‌کند اما احساس حقارتش پس از ازدواج گل‌محمد و مارال تشدید شده و تبدیل به عقدۀ حقارت می‌شود و او از آن پس یک زندگی‌ بسیار منفعلانه‌ دارد و گوشه‌گیر می‌شود و تنها رفتارهای مهربانانۀ مارال است که حال و هوای زیور را عوض می‌کند. او حالا فرزند مارال و گل‌محمد را مثل فرزند خودش دوست دارد. زیور نماد نجات و شفاعت در رمان کلیدر است و حتی انتهای رمان پابه‌پای مردان می‌جنگد.

خان عمو
از آن‌جایی که خان عمو بزرگ خاندان حساب می‌شود علاقۀ زیادی به برتری طلبی دارد و این را پنهان نمی‌کند. خان عمو تحت هر شرایطی خودش را کنترل می‌کند و هیچ‌وقت اجازۀ بروز حقارت و شکست را به شخصیت خودش نمی‌دهد. 

بیگ محمد
بیگ محمد آخرین پسر خانوادۀ کلمیشی بود و همین باعث می‌شد همیشه احساس حقارت کند چون همیشه خودش را با برادرهای بزرگ‌ترش مقایسه می‌کرد. بیگ محمد در رمان نهایت تلاشش را می‌کند تا بر این احساس حقارت غلبه کند و آن‌قدر پیش می‌رود تا بی‌نهایت نزد پدر محبوب می‌شود. بیگ محمد دلاور، آرام و خوددار، زحمتکش و مهربان است. یکی از رویدادهای رمان که باعث بروز شدید احساس حقارتش می‌شود مخالفت حاجی سلطان در ازدواج با دخترش لیلی است. با این‌حال باز هم بیگ محمد تلاش می‌کند حتی شده با کمک برادرش به خواسته‌اش برسد.

دولت آبادی زنان عشایر را همان گونه که هستند از طریق شخصیت بلقیس به تصویر می‌کشد. زنانی صبور که جور همه را می‌کشند و وقتی مادر شوند فداکار و مهربان‌اند. زاییدن برایشان بسیار مهم است و زنی را با زاییدن یکی می‌دانند. پسران و برادر او، خان عمو و خان محمد و گل‌محمد همگی تندخویی و بی‌پروایی مردان عشایر را دارند. تنها کسی که خوی خانوادگی را به ارث نبرده است بیگ محمد کوچک‌ترین پسر خانواده است که به سربه‌راهی معروف است اما وقتی شرایط سخت می‌شود او هم خوی وحشی مردان خانواده‌اش را بروز می‌دهد. دولت‌آبادی به‌خوبی نشان می‌دهد که شخصیت‌های داستانش به‌خاطر رنج بسیار که کشیده‌اند، دست به ظلم می‌زنند.

اگر از خواندن کتاب کلیدر لذت بردید، از مطالعۀ کتاب‌های زیر نیز لذت خواهید برد:

• کتاب جای خالی سلوچ اثر دیگری از محمود دولت آبادی است که آن را در فاصلۀ بین انتشار جلد دوم و سوم کلیدر نوشت. جای خالی سلوچ داستان زندگی پر از رنج زنی به نام مِرگان است که سعی می‌کند پس از ناپدید شدن ناگهانی شوهرش، با وجود چهار بچه، زندگی‌اش را سرپا نگه دارد.

• کتاب دودمان جدیدترین اثر محمود دولت‌آبادی است. این کتاب در سال 1401 منتشر شد و داستان آدم‌هایی از قشر، طبقات و نسل‌های گوناگون است که سرنو‌شت‌شان در بزنگاه تظاهرات علیه حکومت پهلوی به‌‌هم گره می‌خورد. دولت‌آبادی در این اثرش از ستم، تحقیر، سرکوب، نابرابری و بی‌عدالتی صحبت کرده است. 

• کتاب سووشون اولین رمان سیمین دانشور که یکی از پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین رمان‌های ایرانی است. داستان سووشون در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم و در شهر شیراز بین سال‌های 1320 تا 1322 می‌گذرد و داستان زندگی زنی به نام زری است اما نویسنده گاه نیز از خط داستانی خارج شده تا بتواند داستان را کمی کامل‌تر برای مخاطب بازگو کند.

دربارۀ محمود دولت‌آبادی‌: نویسندهٔ سرشناس

عکس  نویسنده جلدی کلیدر

محمود دولت‌آبادی متولد 10 مردادماه 1319 و روستای سبزوار و صاحب اثر کلیدر است. او را بیشتر به‌خاطر همین رمان می‌شناسد. او داستان‌نویس، رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس سرشناس و موفقی است. او چندین بار برای کارگردان نامداری نیز بازی کرده است. او در مدرسه‌ای به نام مسعود سعد سلمان درس خواند و همان جا به ادبیات عامه و رمان‌های محلی خود مسلط شد. او مذهب و عقاید دینی را تحت عقاید پدرش آموخت و به‌واسطه او با ادبیات کلاسیک و شاعران نامی ایران آشنا شد. بعد از آنکه به دوران نوجوانی و جوانی رسید از سبزوار به مشهد رفت و در آنجا با دنیای سینما و ادبیات سینما آشنا شد. بعد از آن فعالیتش در حوزه تئاتر و سینما را افزایش داد و بعد از تسلط نسبی بر بازیگری، کار نوشتن را به‌طورجدی آغاز کرد. اولین داستانی که منتشر کرد داستان کوتاهی به نام نه شب بود. در طول سالیان به‌عنوان کارگردان و بازیگر کارش را ادامه داد و نوشتن را در کنار آن پیش می‌گرفت. بعداً در حول‌وحوش دهه 50 نوشتن کتاب کلیدر را آغاز کرد. دولت‌آبادی وقایع و تجربه‌های زیادی از کودکی خود قرض کرده است. او رنج و فقر دهقانان را به‌خوبی به تصویر می‌کشد. با اینکه دولت‌آبادی بسیار نویسنده چیره‌دست و قدرتمندی است و توصیفات بی‌نظیر و شخصیت‌پردازی فوق‌العاده‌ای دارد اما این‌گونه عمق در نوشتار تنها از تجربه‌ای واقعی بر می‌آید نه تخیلات نویسندگی. او از تجربیات بومی خود استفاده بسیاری می‌برد. کاراکترهایش کارهایی را می‌کنند که خود او تجربیاتش را تا حدی داشته است. تجربیاتی مانند کار سخت بر روی زمین‌های بیابانی، پینه‌دوزی هیزم‌شکنی فرش‌بافی و ... . دولت‌آبادی خود مخلوطی از جهان رمانش است، عشیره‌ای روستایی و شهری است و همه این چیزها را خودش دیده و حالا دارد برای ما تعریف می‌کند. سبک اصلی دولت‌آبادی رئالیسم است و بیشتر درباره فرهنگ روستایی می‌نویسد. چند ویژگی در ساختار کارهای او تکرار می‌شود. فقر شدید، گرسنگی مفرط، بیکاری و ... همگی درون‌مایه اغلب آثار او هستند. آثار محمود دولت‌آبادی بسیار معروف هستند؛ از معروف‌ترین آثار او می‌توان به جای خالی سلوچ، روز و شب یوسوف، از خم چنبر، تنگنا، آهوی بخت من و آوسنه بابا سبحان اشاره کرد.

نمایش کامل نقد و بررسی تخصصی

نظرات کاربران (28)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • نورالزهرا طایی نیا
    • پاسخ به نظر

    سلام ببخشید فرق کتاب لوکس و کتاب پالتویی در چی هست

  • تصویر کاربر

    • مهرناز بهروش
    • پاسخ به نظر

    داستانی بی‌نهایت گیرا و جذاب. شخصیت‌پردازی دولت‌آبادی توی کلیدر حرف نداره، شما با شخصیت‌ها عاشق می‌شی، می‌خندی، گریه می‌کنی.

  • تصویر کاربر

    • نوید همافر
    • پاسخ به نظر

    بهترین رمان ایرانی که به عمرتون خوندید می‌شه، با این کتاب نه تنها با خراسان آشنا می‌شید بلکه حوادث داستان شما رو به دل تاریخ می‌بره.

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10

بریده ای از کتاب (33)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

  • تصویر کاربر

    • سید مجتبی پژمان
    • 0

    گاه چنانست که آدمی از لحظه های شیفتگی و شوق به هراس می افتد. بیم نبودن رمان می شود. پنداری به بی دوامیشان ایمانی سمج دارد. رد. یقین به نیستی دم و این ،یقین پیشاپیش به نشانش میاید ، یقین ،بیم در لحظه های شوق به خود وانمی هلدش ،می ربایدش می دزددش. به بعد میبردش .آزارنده دم دیگر را به او می نمایاند.

  • تصویر کاربر

    • سید مجتبی پژمان
    • 0

    هر آدم نهری است که کله به خاشاک و سنگ میکوبد و راه خود می رود؛ همهمه و آوای دیگر نهرها نه که راه او برگردانند بلکه آهنگش را کندتر یا تندتر می کنند.

  • تصویر کاربر

    • سید مجتبی پژمان
    • 0

    برخاست شیرو؛ با آتشی در سینه بیرون آمد. به زیر آسمان. خاموش .همیشه هر چه را میتوان با آسمان گفت سفره دل می توان گشود سرما و گرمایش، تیرگی و روشنایی اش به یکسان بر همه جاریست. راهش بر هر چشمی باز است پیش او میتوان حجاب به یک سوزد پیش می توان گریست ،خندید ،نالید به شیون نعره زد و سرانجام همان بود که بوده ای بی شرم زدگی و سرافکندگی او تو را به تو پس میدهد. محرم بینا و گنگ.

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
عیدی