کتاب وقتی همهچیز از هم میپاشد (توصیههایی قلبی برای زمانهای سخت) یکی از آثار کلاسیک و پرفروشِ پما چودرون (Pema Chödrön) راهب بودایی آمریکایی است. این کتاب اولینبار در سال 1996 منتشر شد.
نویسنده این کتاب را براساس تجربیات شخصی خودش در زندگی بهعنوان یک راهب نوشته است و در این کتاب به مسائلی مانند غلبه بر مشکلات زندگی، احساس معنویت و رشد شخصی پرداخته و اثری تأمل برانگیز دربارهٔ بهآغوش کشیدن درد و مبارزه کردن با آن همراه با صراحت و کنجکاوی است. نویسنده در این کتاب با آموزههای بودایی شما را تشویق میکند به جای فرار از تردیدها یا پرتکردن حواس خود به روشهای ناسالم، ترسهای خود را بپذیرید و با آنها روبهرو شوید. این کتاب با عناوین «وقتی همه چیز به هم میریزد» و «زیستن در روزگار سخت» نیز ترجمه شده است.
دربارهٔ کتاب
«وقتی همهچیز از هم میپاشد» (When Things Fall Apart) راهنمایی دلسوزانه برای مواجهه با درد، عدم قطعیت و تغییر اجتنابناپذیر زندگی بدون فرار از آنهاست. چودرون با تکیه بر آموزههای بودایی در این کتاب نشان میدهد که لحظات فروپاشی با تجربهٔ فقدان، ترس، دلشکستگی و سردرگمی شکل میگیرند و نشانهای بر شکست نیستند، بلکه فرصتهای قدرتمندی برای بیداری هستند. او به جای جستجوی امنیت، کنترل زندگی یا شادی مداوم، خوانندگان را دعوت میکند تا در زمان حال و با ناراحتی حضور داشته باشند و درد عاطفی را به عنوان دریچهای به سوی آگاهی عمیقتر و آزادی درونی ببینند.
در سراسر کتاب، چودرون تأملات عملی در مورد چگونگی پرورش ذهنآگاهی، شفقت و شجاعت در بحبوحه رنج را به خوانندگان کتاب «وقتی همهچیز از هم میپاشد» یاد میدهد. او بر یادگیری کنار آمدن با ترس، رها کردن هویتهای ثابت و نرم شدن نسبت به خود و دیگران تأکید میکند. در نهایت، نویسنده در این کتاب از هم پاشیدن را به عنوان بخشی ضروری از رشد معنوی بازتعریف میکند و نشان میدهد که قدرت واقعی از مواجهه با زندگی دقیقاً همانطور که هست، به دست میآید.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«وقتی همهچیز از هم میپاشد» ترکیب نادری از صداقت عاطفی، عمق معنوی و خرد عملی است. پما چودرون مستقیماً با وضوح و دلسوزی به درد انسان میپردازد و نشان میدهد که چگونه حتی وقتی همه چیز از هم میپاشد، باز هم میتوان دروازههایی برای رسیدن به بینش و رشد یافت. این کتاب به دلیل تواناییاش در قابل فهم کردن آموزههای بودایی برجسته است و به خوانندگان راههایی را برای مقابله با چالشهای زندگی نشان میدهد که هم عمیقاً انسانی و هم بلافاصله در زندگی واقعی قابل اجرا باشند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• پذیرش درد و عدم قطعیت: قدرت اصلی کتاب در امتناع آن از آسیبشناسی رنج نهفته است. نویسنده با ترس، اضطراب، غم و سردرگمی به عنوان بخشهای طبیعی انسان بودن رفتار میکند، نه مشکلاتی که باید از بین بروند.
• ارائه قابل فهم فلسفه بودایی: چودرون از آموزههای بودایی مانند ناپایداری، عدم دلبستگی و شفقت الهام گرفته بهطوری که بدون آموزش قبلی در فلسفهٔ بودیسم میتوانید مطالب آن را درک کنید. او ایدههای پیچیده معنوی را به زبان روزمره و تجربیات قابل درک ترجمه کرده است.
• تأکید بر شفقت به خود به جای قضاوت: یکی از ویژگیهای بارز کتاب، چالش ملایم اما قاطع آن با انتقاد شدید از خود است. نویسنده به طور مداوم خوانندگان را تشویق میکند تا نسبت به خود، به ویژه در لحظات شکست یا فروپاشی عاطفی، نرمش نشان دهند.
• راهنماییهای عملی در تجربه زیسته: این کتاب تأملات و شیوههای ملموس مانند ذهن آگاهی، کنار آمدن با ناراحتی و مشاهده واکنشها را نشان داده که خوانندگان میتوانند بلافاصله آنها در زندگی واقعی به کار ببرند.
• نگاهی ضدفرهنگی به قدرت و تابآوری: این کتاب به جای ترویج سرسختی، کنترل یا جلوگیری از بروز احساسات، به سراغ قدرت و تابآوری رفته و نشان میدهد که اجازه دادن به خودمان برای بیقراری، عدم اطمینان و در معرض احساسات قرار گرفتن میتواند منجر به ارتباط عمیقتر با خود و دیگران شود.
بازخوردها به کتاب «وقتی همه چیز از هم میپاشد»
• شاید چیزی که پیام پما در این کتاب را بهشدت فراگیر و محبوبِ مردم تمام ادیان کرد، جهانی بودن آن باشد. هر یک از ما شکستن دِل و درد را تجربه کردهایم. پما در کتاب وقتی همهچیز از هم میپاشد نحوهٔ تعامل ما با احساسات دردناک را نشان داده تا بتوانیم زندگی شادتری داشته باشیم. مجلهٔ اُپرا (Opera Magazine)
• اگر در زندگی با دوران چالشبرانگیزی روبهرو شدهاید، این کتابی است که به دردتان میخورد. این کتاب به شما نشان میدهد که چگونه میتوانید با خودتان مهربان باشید و احساسات دلسوزانهای را نسبت به درد خود و دیگران پرورش دهید. لایون رور (Lion Roar)
• پما چودرون یکی از آن معلمان معنوی است که حکمت باستانی را برای پیروزیها و مصیبتهای روزانهٔ ما توصیه میکند... کتابی فوقالعاده عاقلانه و بسیار کاربردی. مجلهٔ معنویت و سلامت (Spirituality & Health Magazine)
• کتاب چودرون مملو از توصیههای مفیدی است در مورد اینکه چگونه بودیسم به دیگران کمک میکند با واقعیتهای تلخ زندگی مدرن از جمله ترس، ناامیدی، خشم و احساس اینکه بر زندگی کنترلی نداریم کنار بیایند... چُدرُن نشان میدهد که دیدگاه بودایی چقدر میتواند در نظم بخشیدن به زندگیهای بینظم مؤثر باشد. پابلیشرز ویکلی (Publishers Weekly)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب برای افرادی مناسب است که در حال گذر از آشفتگیهای عاطفی، فقدان، عدم قطعیت یا گذارهای اساسی زندگی هستند و احساس میکنند که نیاز به حفظ ظاهر، آنها را تحت الشعاع قرار داده است. این کتاب با کسانی صحبت میکند که از سرزنش خود، کمالگرایی یا خودسازی مداوم خسته شدهاند و به دنبال راهی انسانیتر برای مواجهه با ترس و درد هستند. خوانندگانی که احساس گیر افتادن، شکستگی یا سردرگمی میکنند، در این کتاب صدایی ثابت و دلسوز خواهند یافت که به آنها کمک میکند در زمانی که زندگی بسیار شکننده به نظر میرسد، در لحظه حال و پذیرا باشند.
چرا کتاب «وقتی همهچیز از هم میپاشد» را بخوانیم؟
• چون کمک میکند تا از فرار از درد دست بردارید: یکی از قدرتمندترین دستاوردهای کتاب، این است که نشان میدهد اجتناب، تنها رنج را تشدید میکند. پما چودرون توضیح میدهد که وقتی سعی میکنیم از ترس، غم یا اضطراب فرار کنیم، اغلب با افزودن مقاومت و خودداوری، آنها را تقویت میکنیم. این کتاب با هدایت ملایم خوانندگان به حضور در کنار ناراحتی، نوعی شجاعت عاطفی را آموزش میدهد که باعث کاهش تضاد درونی میشود. این رویکرد درد را به حداقل نمیرساند. در عوض باعث میشود که کمتر طاقتفرسا باشد.
• چون نحوه درک شما از شکست، فقدان و فروپاشی تغییر میدهد: این کتاب لحظات فروپاشی را به عنوان نقاط عطف ضروری به جای شکستهای شخصی، بازتعریف میکند. نویسنده در کتاب «وقتی همهچیز از هم میپاشد» نشان میدهد که فروپاشی اغلب نشاندهنده انحلال یقینهای کاذب و خودانگارههای سفت و سخت است و فضایی برای آگاهی عمیقتر ایجاد میکند. خواندن این کتاب میتواند به ویژه برای افرادی که سختی را به عنوان اثبات بیکفایتی میبینند، رهاییبخش باشد.
• چون یاد میگیرید چطور نسبت به خودتان دلسوز باشید: دلیل اصلی خواندن این کتاب، چالش مداوم آن با خود-انتقادی شدید است. پما چودرون تأکید میکند که قضاوت در مورد خودمان در لحظات ضعف، تنها رنج را عمیقتر میکند. خوانندگان از طریق تأملات او یاد میگیرند که چگونه با مهربانی به جای مجازات، با درد خود روبرو شوند. این تغییر به سمت خود-دلسوزی میتواند اساساً نحوه عبور از بحرانهای عاطفی و الگوهای طولانی مدت را تغییر دهد.
• چون پیچیدگیهای انسانی را واقعی جلوه داده است: برخلاف بسیاری از کتابهای خودیاری، کتاب «وقتی همه چیز فرو میپاشد» به فرمولها یا زبان انگیزشی متکی نیست. راهنماییهای آن ظریف، واقعبینانه و مبتنی بر تجربه زیسته است. پما چودرون در شیوهها و تأملاتش مانند ذهنآگاهی و مشاهده واکنشها به پیچیدگی احساسات انسانی احترام میگذارد. این امر، کتاب را به ویژه برای خوانندگانی که نسبت به راهحلهای سریع تردید دارند اما همچنان خواهان بینش معنادار و کاربردی هستند، ارزشمند میکند.
کتاب «وقتی همهچیز از هم میپاشد» را بخوانید، چون روشی اساساً متفاوت برای ارتباط با درد، ترس و عدم قطعیت دارد و آنها را مشکلاتی نمیبیند که نیاز به حل شدن داشته باشد، بلکه آنها بخشی اساسی از زندگی و زنده بودن میداند. نویسنده در این کتاب به شما یاد نمیدهد که چطور احساسات خود را کنترل کنید، بلکه به شما یاد میدهد که چگونه در زمان ناپایداری زندگی، در زمان حال بمانید و نشان میدهد که لحظات فروپاشی میتوانند به منابعی برای شفافیت، شفقت و قدرت درونی تبدیل شوند. این کتاب مستقیماً به زمانهایی میپردازد که احساس گمگشتگی یا غرق شدن در زندگی دارید و دیدگاهی آرام و منطقی ارائه میدهد که به خوانندگان کمک میکند تا در بحبوحه سختیها، از جنگیدن با خود دست بردارند.
دربارهٔ نویسنده
پما چودرون در سال 1936 در نیویورک به دنیا آمد و راهب آمریکایی است که در صومعهٔ گامپو در کیپ برتون فعالیت میکند. او همچنین اولین صومعهٔ بودایی تبتی در آمریکایی شمالی است. چدرُن در خانوادهای کاتولیک بهدنیا آمد و در مزرعهای در نیوجرسی بزرگ شد. او مدرک کارشناسیاش را در رشتهٔ ادبیات انگلیسی از کالج سارا لارنس و مدرک کارشناسی ارشدش را در آموزش ابتدایی از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی دریافت کرد. او در طی سفرهای مکررش به لندن در طی چندین سال با لاما چیم رینپوچه به مطالعه پرداخت و هنگامی که در ایالات متحده بود با تروگنپا رینپوچه در سانفرانسیسکو به تحصیل پرداخت. در سال 1974 او یک راهب بودایی شد و دورههای مختلفی را تحتنظر رانگونگ ریگپهدورجه گذراند.
او اولین راهب آمریکایی است که به بودیسم تانتری مسلط شد. در سال 1994 او به «سندرم خستگی مزمن» مبتلا شد اما به تدریج وضعیت سلامتیاش بهبود یافت. در همین دوره او با زیگار کنگترول رینپوچه آشنا شد و او را بهعنوان معلم خود برگزید. در همان سال او دومین کتابش با عنوان «از همان جایی که هستی شروع کن» را نوشت. در سال 2016 او برندهٔ جایزهٔ جهانی Bikkhuni از انجمن بودایی چینی شد. و تاکنون کتابهای پرفروش زیادی نوشته است که از جمله این کتابها میتوان به کتاب «با تردید و تغییر زیبا زندگی کنید» اشاره کرد.
سخن پایانی
چگونه وقتی که ظاهراً همهچیز در حال از هم پاشیدن است به زندگیکردن ادامه دهیم، زمانی که مدام ترس، اضطراب و درد بر ما غلبه میکند؟ پاسخ پما چودرون به این سؤال این است که شاید همهچیز دقیقاً برعکس آن چیزی باشد که فکر میکنیم یا انتظار داریم. او در کتاب تحسینشده و محبوبش، وقتی همهچیز از هم میپاشد، با کمک آموزهها و خِرد بودایی به شما نشان میدهد که حرکت به سمت موقعیتهای دردناک و پذیرفتن آنها میتواند قلب شما را بر روی چیزی بگشاید که اصلاً حتی تصورش را هم نمیکردید.
او با اقتباس از خِرد بودایی، ابزارهایی در اختیارتان قرار میدهد که میتواند زندگیتان را برای همیشه تغییر دهد و رنجها و الگوهای منفی شما را به آسایش و شادی بی حد و حصر تبدیل کند. «وقتی همهچیز از هم میپاشد» راه رسیدن به قدرت درونی، کنترل یا مقاومت نیست، بلکه نشان میدهد چطور باید نسبت به مشکلات از خودمان انعطاف و نرمی نشان دهیم که درواقع، ما را دعوت میکند تا به ناراحتیها پناه ببریم، با ترس بنشینیم و کشف کنیم که حتی فروپاشی نیز میتواند وقار آرام خود را داشته باشد.
نویسنده در این کتاب معنای تابآوری را از نو تعریف کرده و نشان میدهد تابآوری به معنای بیتزلزل ایستادن نیست، بلکه به معنای یادگیریِ تابآوریِ آرام در هنگام وزش بادهای زندگی است. چودرون با بینشهای متفاوت خود از خوانندگان میخواهد تا نوع جدیدی از شجاعت را در زندگی روزمره خود به کار گیرند؛ شجاعتِ حضور در لحظه، نرم شدن با خود و مواجهه با شکستهای اجتنابناپذیر زندگی. کتاب «وقتی همهچیز از هم میپاشد» آرامشی خاص به همراه دارد و از ما میخواهد دست از مبارزه با زندگی برداریم و شروع به زندگی کردن کنیم.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
ترس واکنشی طبیعی به نزدیکترشدن به حقیقت است. قدم گذاشتن در سفری معنوی شبیه سوارشدن در قایقی بسیار کوچک و رفتن به اقیانوس در جستوجوی سرزمینهای ناشناخته است. چنانچه با تمام وجود برای انگیزهیافتن ممارست کنیم، دیر یا زود با ترس هم مواجه میشویم. تا جایی که میدانیم، وقتی به افق برسیم، از لبهٔ جهان پرت میشویم. مانند همهٔ کاوشگران، ما نیز بهسوی کشف چیزی میرویم که در جایی انتظارمان را میکشد؛ بدون آنکه بدانیم شهامت مواجهشدن با آن را داریم یا نه. اگر به بودیسم علاقهمند شویم و تصمیم بگیریم ببینیم چه برای گفتن دارد، خیلی زود متوجه میشویم راههای گوناگونی برای ادامهٔ مسیرمان میتوانیم در پیش بگیریم. با مراقبهٔ باطنی، تمرین ذهنآگاهی را آغاز میکنیم تا بدانیم چگونه به تمامی کارها و افکارمان آگاه باشیم. با تمرینات ذن، با آموزههایی دربارهٔ پوچی آشنا میشویم و خود را به چالش میکشیم تا به شفافیتی بی حد و حصر و گشوده از ذهن متصل شویم. آموزههای وجرهیانه ما را با این ایده آشنا میکنند که از انرژی تمامی موقعیتها استفاده کنیم و هر چه بر سر راهمان میآید را جزئی جداییناپذیر از بیداردلی بدانیم. هریک از این روشها میتوانند ما را مجذوب خود کنند و موتور محرکی برای اشتیاقمان باشند تا بیشتر کاوش کنیم، اما چنانچه بخواهیم به سطوح عمیقتری برویم و بدون شک و تردید خود را به تمرین و ممارست وادار کنیم، بهناچار زمانی فرامیرسد که ترس را تجربه کنیم.