

آیا ما برده ژن هایمان هستیم (رشد)
انتشارات جوانه رشد منتشر کرد:
پرسش از ماهیت انسان و کیستی و چیستی او پرسشی به درازای تاریخ تفکر بشری است و علیرغم پیشرفتهای شگرف در همه حیطههای دانش بشر، پرسشهای بنیادین، همچون طبیعت، تربیت و جبر و اختیار حل نشده و پاسخی شایسته و بایسته و مورد توافق دریافت نکردهاند و انسان همچنان موجودی ناشناخته باقی مانده است!
هر بار که با گسترش دانش در حوزهای، امیدها برای رسیدن به پاسخی قطعی افزایش یافته، با عمیقتر شدن دانش در همان حیطه، پرسشهای قبلی در سطحی پیچیدهتر مجدداً مطرح شده است. نمونههای اخیر این ادعا را میتوان در پیشرفتهای شگفت انگیز علوم اعصاب و ژنتیک، که موضوع کتابِ آیا ما برده ژنهایمان هستیم است، به خوبی مشاهده کرد. گویی آدمی، این موجود پرسشگر، در گردباد پرسشگریهای مداوم و پیوسته خود هر بار از جایی که هست برگرفته و به سطحی بسیار بالاتر پرتاب میشود.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
معرفی کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم؟ اثر دنیس آر. الکساندر
واکنشهای جهانی به کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم:
«کتاب «آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم؟» یک کتاب کامل دربارهٔ ژنها، ژنومها و ژنتیک است. نویسنده در این کتاب از نحوهٔ تعامل ژنتیک در زمینهٔ سلامت روان، تحصیلات، هوش، فرم بدن، و وفادارایهای مذهبی و سیاسی میگوید اما مسئلهٔ مهمتری هم وجود دارد. ارادهٔ آزاد و تکنیکهای ژنتیکی با هدف ارتقای انسان که علم مدرن را فراگرفته است. کتابی خواندنی و بسیار قابل تأمل.» - برایان هیپ، استاد سابق کالج سنت ادموند
«این کتاب روشن، عالمانه، طنز و روشنگر است. این کتاب نتایج چشمگیر مطالعات انجمن گستردهٔ ژنوم است و بر این نکته تأکید میکند که چگونه ژنهای بیشمار ما هر کدام سهم کوچکی در شکلگیری ما به عنوان یک فرد دارند. ژنها، محیطها و ذهنها بهطور جدانشدنی بر روند زندگی ما تأثیر میگذارند. دکتر الکساندر واقعاً به ما کمک میکند تا بیشتر در مورد خودمان بفهمیم، ژنتیک خود را قدر بدانیم و از غنای مطلقبودن یک انسان چندوجهی شگفتزده شویم.» - گریم فینلی، دانشگاه اوکلند
چرا باید کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم را بخوانیم؟
جملات درخشانی از کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم:
«آزمایشهای مندل چندین یافتهٔ مهم را نشان دادند. برخی صفات در گونههایی از گیاه نخودفرنگی که مندل آزمایشهای خود را با پرورش آنان شروع کرد در بسیاری از نسلها ثابت بود. امروزه گفته میشود آن نخودفرنگیها از نظر ژنتیکی، ردهٔ خالصی داشتند. این عامل مهمی در موفقیت او بود. هنگامی که مندل نخودفرنگیهایی را که صفاتِ گوناگونی داشتند، بهصورت ضربدری با هم بارورسازی کرد، نسل بعدی نخودفرنگیها صفات گسسته به ارث برده بودند. یعنی بذر این نخودفرنگیها چروکیده یا صاف و خود گیاه نیز بلند یا کوتاه بود. نخودفرنگیهای دورگه، فقط یکی از دو ویژگیای را که در نسل قبلی آنان وجود داشت نشان دادند که با ایدهٔ «ترکیب وراثتی» که در آن صفات مختلف با یکدیگر ادغام میشوند در تناقض بود. همچنین مندل متوجه شد که برخی صفات در نخودفرنگیها «غالب» و برخی از آنان «مغلوب» هستند. وقتی مندل نخودهای بلند را با نخودهای کوتاه بارورسازی کرد، نسبت گیاهان بلند به کوتاه پس از دو نسل تقریباً سهبهیک شد. بلندی قد نخودفرنگیها یک صفت غالب و کوتاهی یک ویژگی مغلوب بود، اما اگر مندل دو نخودفرنگی بلند را با هم پیوند میزد، فقط گیاهان بلند به دست میآورد و به همین ترتیب اگر نخودهای کوتاه را با کوتاه پیوند میزد، فقط نخودفرنگیهای کوتاهقد به دست میآورد.»
«یکی از سردرگمیهای رایج در رسانهها ایدهٔ وجود یک ژن خاص برای برخی از ویژگیهای پیچیدهٔ انسانی است، مانند ژن بدجنسی، ژن پرخوری، ژن شوخطبعی یا ژن لیبرال که باعث میشود شما روزنامهٔ گاردین بخوانید و حتی ایدهٔ عجیبوغریبی مانند «ژنِ ژنباوری» را قبول کنید. ادعا این است که کسی که ژن «ژنباوری» دارد این گرایش در او وجود دارد که رفتارها را ناشی از ژنها بداند. برخی از عنوانهایی که در رسانهها دربارهٔ این موضوع میبینیم شامل: «دلیل شادبودن: ژن خوشبختی در DNA انگلیسیهاست» (صفحهٔ اول روزنامهٔ تایمز) (۲) یا «ژن مِیبارگی کشف شد» (اخبار بیبیسی) (۳)، «تحقیقی، ارتباط گسترش دین و مذهب با «ژن دینداری» را نشان میدهد» (هافینگتون پست) (۴)، «تحقیقی نشان میدهد که چگونه تشخیص دهید مرد زندگی مشترکتان، ژنهای حمایتگری دارد یا نه» (مجلهٔ دیجیتال) (۵)، «تحقیقی در نوجوانان وجود ژن خوشبختی را نشان می دهد» (نیوساینتیست) (۶)، «علم استرس: آيا فرزند شما «ژن نگرانی» دارد؟» (تایمز) (۷)، «موفقیت در آزمون ممکن است بهدلیل تعدادی از ژنها باشد» (تایمز) (۸) و همچنین بسیاری از عناوین دیگر.»
تحلیلی بر کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم:
اگر از خواندن کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم لذت بردید، از مطالعۀ کتابهای زیر نیز لذت خواهید برد:
• کتاب ژن (تاریخ خودمانی) اثر سیدارتا موکرجی پزشک و سرطانشناس آمریکایی هندیتبار است که یک بار نیز برندهٔ جایزهٔ پولیتزر شد. این کتاب تاریخچهٔ ژن و تحقیقات ژنتیکی از ارسطو گرفته تا کریک، واتسون و فرانکلین را شرح میدهد و سپس به دانشمندان قرن بیستویکم میرسد که نقشهٔ ژنوم انسانی را ترسیم کردند.
• کتاب رفتار: بررسی زیستشناختی بهترین و بدترین رفتارهای انسان اثر رابرت ام. ساپولسکی استاد زیستشناسی و عصبشناسی است که با نوشتن کتاب «چرا گورخرها زخم معده نمیگیرند» به شهرت رسید. نویسنده در این کتاب از فرآیندهای بیولوژیکی مختلفی که بر رفتار انسان تأثیر میگذارند میگوید.
دربارۀ دنیس آر. الکساندر: نویسندهٔ کتاب آیا ما بردهٔ ژنهایمان هستیم

شاید بپسندید







































