

مردی به نام اوه
انتشارات وشیتا منتشر کرد:
دوست داشتن یک نفر مثل رفتن به یک خونه جديده. اولش شما عاشق همه چیزهای جدید خونه نو می شید هر روز صبح که از خواب بلند می شید از همه چیزهایی که متعلق به شماست شگفت زده می شید و انگار یه جورایی می ترسید کسی یکدفعه از راه برسد و به شما بگه به اشتباه بزرگ صورت گرفته و شما نباید تو همچین خونه محشری زندگی کنید اما کم کم دیوارهای خونه ترک می خورند، چوب های این جا و آن جا می شکنند و شما این بار کم کم عاشق خونه می شوید نه به خاطر کمالاتش بلکه به خاطر نقص هایش همه سوراخ سنبه هایش را بلدید اینکه وقتی هوا بیرون سرده چطور کلید رو توی قفل بچرخونید که گیر نکنه کدوم تکه های کفپوش وقتی با روش می ذارید سر می خوره و چطور باید در کمدهای لباس رو باز کنید که صدا نده همه اینها رازهای کوچیکی اند که باعث می شن خونه رو متعلق به خودتون بدونید.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم





















































