کشفم کن

(0)
نویسنده:

2,200,000ریال

1,980,000 ریال

دفعات مشاهده کتاب
758

علاقه مندان به این کتاب
4

می‌خواهند کتاب را بخوانند
1

کسانی که پیشنهاد می کنند
1

کسانی که پیشنهاد نمی کنند
1

نظر خود را برای ما ثبت کنید

توضیحات کتاب کشفم کن

انتشارات کتاب مجازی منتشر کرد:
شاید امروز دنیا روی آفتابی‌اش را نشان داده باشد.
شاید گوی بزرگ زرد رنگ توی ابرها بریزد. رقیق و زرده‌ی تخم مرغ مانند توی آبی‌ترین آبی آسمان محو شود روشن و درخشان از امید واهی و وعده‌های دروغین خاطرات خوش خانواده‌ی واقعی، صبحانه‌های دلچسب، پنکیک‌هایی که توی بشقاب روی هم چیده شده و رویش شیره‌ی افرا ریخته‌اند، در دنیایی که دیگر وجود ندارد
یا شاید این طور نباشد
شاید امروز هوا تاریک و بارانی باشد باد زوزه بکشد و چنان سوزی داشته باشد که پوست بندبند انگشت آدم را بسوزاند شاید برف می‌آید، شاید باران میبارد، نمیدانم شاید یخبندان باشد تگرگ ببارد. طوفان رو به وخامت بگذارد تا گردباد شود و زمین بلرزد و دهان باز کند تا برای خطاهایمان جا باز شود.
فروشگاه اینترنتی 30بوک

نقد و بررسی تخصصی نقد و بررسی تخصصی

اینفوگرافیک کشفم کن

معرفی کتاب کشفم کن اثر طاهره مافی

امتیاز در گودریدز: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆

کشفم کن از سایت گودریدز امتیاز 4.1 از 5 را دریافت کرده است.

امتیاز در آمازون: ☆ ☆ ☆ ☆ ☆

کشفم کن از سایت آمازون امتیاز 4.5 از 5 را دریافت کرده است.

جوایزی که کتاب کشفم کن از آن خود کرده است:

• برندهٔ جایزهٔ بهترین کتاب علمی-تخیلی نوجوانانِ گودریدز در سال 2013

معرفی رمان کشفم کن:

مجموعه داستان‌های پادآرمان‌شهری خردم کُن اثر طاهره مافی نویسنده ایرانی- آمریکایی است. جلد اول این مجموعه با عنوان «خردم کن» در سال 2011 منتشر شد و اولین کتاب از این مجموعهٔ شش‌گانه است. جلد دوم این مجموعه با نام «کشفم کن» در سال 2013 منتشر شد. مجموعهٔ خردم کن در دنیایی روایت می‌شود که در آن جامعه از هم جدا شده و یک دولت دیکتاتوری کنترل جامعه را به دست گرفته است و داستان آن حول محور دختری به نام جولیت می‌گردد که قدرتی مرگبار دارد. در جلد دوم این مجموعه، جولیت از تشکیلات فرار کرده و حالا دیگر کسی نمی‌تواند از او به‌عنوان سلاح استفاده کند. اما گذشتۀ جولیت را رها نمی‌کند و او از آینده‌اش وحشت دارد و می‌داند از حالا باید تصمیم‌هایی بگیرد که زندگی‌اش را تغییر خواهند داد. تصمیم‌هایی که ممکن است او را مجبور کند بین قلبش و زندگی فرد موردعلاقه‌اش، یکی را انتخاب کند.

واکنش‌های جهانی به رمان کشفم کن:

«دنیای کشفم کن وحشتناک اما منحصربه‌فرد است. شخصیت‌های آن شوروشوق جالبی دارند و نثر جسورانه و مبتکرانهٔ طاهره مافی احساسات‌تان را برمی‌انگیزد.» - رنسوم ریگز، نویسندهٔ کتاب خانهٔ دوشیزه پرگرین برای بچه‌های عجیب‌وغریب

«داستان و شخصیت‌های این کتاب باشکوه هستند و به‌خوبی به آن‌ها و اهداف‌شان فکر شده است. طاهره مافی ثابت کرد که یک نویسندهٔ چیره‌دست است.» - مجلهٔ کتاب نیویورک

«تجارب جولیت خواننده را هیجان‌زده می‌کند و ماجراهای عاشقانه‌اش آن‌ها را مجذوب خواهد کرد.» - مجلهٔ اسکول‌لایبرآری

«برای دور دوم آماده‌اید؟ جنگ بین حکومت و شهروندانش در این کتاب دیستوپیایی شدت می‌گیرد. طرفداران با اسرار افشاشده در این جلد، به شدت هیجان‌زده خواهند شد.» - بوک‌لیست

«زمان جنگ رسیده و امکان ندارد بتوانید یک لحظه این کتاب را زمین بگذارید. دنبالهٔ مجموعهٔ دیستوپیایی طاهره مافی، شما را به‌شدت غافلگیر خواهد کرد.» - شلف اِورنس

چرا باید کتاب کشفم کن را بخوانیم؟

مجموعهٔ خردم کن داستانی فانتزی و جذاب دارد. رویدادها و پیچش‌های این مجموعهٔ آخرالزمانی خواننده را به شدت درگیر خود می‌کند. سبک منحصربه‌فرد نویسنده کتاب را خواندنی کرده است. این مجموعه‌ای است که طرفداران مشتاق داستان‌های هیجانی و عاشقانه مانند «ناهمتا» اثر ورونیکا راث و «بازی‌های گرسنگی» اثر سوزان کالینز نباید آن را از دست بدهند. مجموعه داستان‌های هیجان‌انگیز پادآرمان‌شهری خردم کن مناسب نوجوانان، جوانان و تمام کسانی است که به مطالعهٔ کتاب‌های فانتزی و دیستوپیایی علاقه دارند. خواندن این مجموعه را با جلد اول آن شروع کنید.

جملات درخشانی از کتاب کشفم کن:

«نوبتی سراغ مجتمع‌های تدارکات می‌روند. هیچ‌وقت همان اقلام را برنمی‌دارند و هیچ‌وقت به یک تعداد برنمی‌دارند، و تا حد امکان از انبارهای مختلف برمی‌دارند. هر چه مجتمع دورتر باشد، ماموریت پیچیده‌تر می‌شود. این مجتمع خاص از همه نزدیک‌تر است، و بنابراین ماموریت تا اندازه‌ای می‌شود گفت از همه ساده‌تر است. همین توجیه می‌کند که چرا به من اجازه داده شد همراهشان بیایم. همه‌ی کارها و دوندگی‌ها انجام شده. برندن می‌داند چطور سیستم الکتریکی را به هم بریزد تا تمام حسگرها و دوربین‌های امنیتی از کار بیفتند؛ کنجی رمز ورود را با تعقیب سایه‌به‌سایه‌ی سربازی که عددهای درست را وارد کرد راحت به دست آورد. همه این‌ها به ما یک بازه‌ی زمانی 30 دقیقه‌ای می‌دهد تا در نهایت سرعت ممکن هرچه لازم داریم را توی محل تحویل بیندازیم، بیشتر روز آن‌جا منتظر می‌مانیم تا آذوقه‌های سرقتی را بارِ وسایل نقلیه‌ای کنیم که اقلام را می‌برند. روشی که استفاده می‌کنند جالب است. در مجموع 6 ون‌اند، ظاهر هرکدام اندکی متفاوت است، و همه طوری زمان‌بندی شده‌اند که در زمان‌های متفاوت برسند. به این ترتیب، احتمال این‌که همه دستگیر شوند کمتر است، و امکان این‌که دست‌کم یکی از ون‌ها بدون مشکل به نقطه‌ی امگا برگردد بیشتر می‌شود. کسل آنچه به نظر می‌رسید 100 تا نقشه‌ی احتمالی مختلف در صورت بروز خطر باشد خلاصه‌وار ترسیم کرد.»

«زمین دوروبرش را نگاه می‌کند. دهانش باز می‌ماند از بی‌عدالتی، خشونت، ترفندهای حساب‌شده برای کسب‌ قدرت که هیچ‌کس و هیچ‌چیز جلودارش نیست و فقط با خون ضعیف‌ها سیراب می‌شود، جیغ‌های اکراه و بی‌میلی. انگار زمین فکر کرده بود یواشکی نگاهی بیندازد ببیند این همه مدت چکار می‌کردیم و هولناک است که چقدر ناامید و سرخورده شده. آدام دارد می‌دود. مثل برق‌وباد از میان جمعیتی رد می‌شود که هنوز له‌له می‌زنند برای هوا و توضیح دلیل لرزش زمین زیر پایشان، کسل را می‌گیرد و به زمین میخکوب می‌کند. فریاد می‌کشد و زن‌ها و مردهای گروه را صدا می‌زند و سرش را می‌دزدد. از مقابل گلوله‌ای سرگردان جاخالی می‌دهد، کسل را بلند می‌کند سرپا شود، افرادمان شروع کرده‌اند به دویدن. سربازهای طرف مقابل که سعی دارند بدوند و از یکدیگر جلو بیفتند پایشان به هم گیر می‌کند و می‌افتند و دست‌و‌پایشان توی هم گره می‌خورد و نمی‌دانم چقدر دیگر باید مقاومت کنم، چقدر دیگر این باید ادامه پیدا کند تا کافی باشد.»

«طوری نفس می‌کشد انگار عقل از سرش پریده و طوری نگاهم می‌کند انگار چیزی در وجودش شکسته، انگار بیدار شده و دیده است کابوس‌هایش فقط کابوس بودند، هرگز وجود نداشتند، و این فقط یک خواب بد بود که زیادی واقعی به نظر می‌رسید اما حالا بیدار است و جایش امن است و همه‌چیز روبه‌راه می‌شود و من فرو می‌ریزم. فرو می‌ریزم توی قلبش و من خودِ مصیبتم. مرا می‌کاود، چشم‌هایم را می‌کاود، در جست‌وجوی بله‌ها یا نه‌ها یا شاید اشاره‌ای که ادامه بدهد یا نه و من فقط می‌خواهم در او غرق شوم، تا وقتی از هم بپاشم، تا وقتی فقط استخوان‌هایم باقی بماند و خودم در فضای جدیدی شناور شوم که فقط مال ماست. چرخ می‌خورم، سرگیجه می‌گیرم و سرد و گرم می‌شود، درد اشتیاقی است که به تک‌تک سلول‌های تنم هجوم می‌آورد، کمبودی چنان مبرم، نیازی چنان شدید که با همه چیز، با تمام لحظه‌های شادی که فکر می‌کردم به خود دیده‌ام برابری می‌کند. پشت به دیوار می‌دهم. انگار دنیا دارد قل می‌خورد و صاف از لبه‌ی صخره‌ای می‌افتد پایین.»

تحلیلی بر مجموعهٔ خردم کن‌:

مجموعه داستان‌های خردم کن خطوط و بخش‌های مختلفی دارد که مانند دفترچه خاطراتی خط خورده با هم تداخل دارند. طاهره مافی در مجموعه داستان‌های خردم کن ابرقهرمانی فراموش‌نشدنی را با قدرتی ماوراء‌الطبیعی به تصویر کشیده است که در طول کتاب سعی می‌کند یاد بگیرد چطور باید قدرتش را کنترل کند و درگیر شورشی می‌شود که اصلاً برایش برنامه نریخته اما به مرور شجاع‌تر می‌شود و جایگاه خود را پیدا می‌کند. نویسنده در این کتاب پذیرش خود، اعتماد و عشق را به تصویر کشیده و نشان می‌دهد جولیت در طول داستان چطور با خود و قدرت عجیب و غریبش کنار می‌آید و در انتها توانایی‌های عجیبش را در این دنیای آخرالزمانی می‌پذیرد.

خلاصه‌ای از جلد اول مجموعهٔ خردم کن:

در جلد اول این مجموعه با نام «خُردم کن» با جولیت آشنا می‌شوید، دختری هفده ساله که برای داشتن قدرتی کشنده و غیرقابل پیش‌بینی در یک آسایشگاه محبوس شده است. جولیت در آسایشگاه حبس شده چون سه سال قبل پسر کوچکی را در فروشگاهی با لمس مرگبار و غیرمعمولش به کشتن داده است. حتی خانوادهٔ جولیت از او متنفرند و زمانی که جولیت را به آسایشگاه می‌بردند پدر و مادرش حتی نیم نگاهی به او نمی‌اندازند. جولیت حالا هیچ‌کس را ندارد و پس از سپری کردن 264 روز در یک سلول انفرادی، مجبور می‌شود سلول خود را با پسری به نام آدام کنت شریک شود. جولیت به‌خاطر وحشت از خودش تا حدی دیوانه هم شده است. او بارها و بارها خواب یک پرنده را می‌بیند و در یک دفترچۀ کوچک، خاطراتش را می‌نویسد. آدام، جولیت را به یاد کسی می‌اندازد ولی جولیت با خودش فکر می‌کند که امکان ندارد تابه‌حال آدام را دیده باشد. او به آدام سوراخ‌سنبه‌های آسایشگاه را نشان می‌دهد. ناگهان یک روز جولیت از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند آدام او را لمس کرده اما هنوز نمرده است!

خلاصهٔ داستان کشفم کن:

کافی بود جولیت یک بار وارنر را لمس کند تا او بمیرد. اما مصونیت اسرارآمیز وارنر در برابر قدرت مرگبار جولیت، او را متزلزل و گیج کرده است و متعجب است که چرا تنها مکانیسم دفاعی‌اش در برابر شخصی که بیشتر از همه می‌خواهد به او صدمه بزند، شکست خورده است. او و آدام کنت توانستند از زندان بگریزند و به گروهی از شورشیان بپیوندند که بسیاری از آن‌ها قدرت‌های خاص خودشان را دارند. جولیت بالاخره می‌تواند فعالانه با دولت مبارزه کند و سعی کند دنیای شکسته‌اش را نجات دهد. و شاید این متحدان جدید بتوانند کمکش کنند تا راز ایمنی آدام و وارنر را نسبت به پوست کُشندهٔ خود روشن کند.

اگر از خواندن کتاب کشفم کن لذت بردید، از مطالعۀ کتاب‌های زیر نیز لذت خواهید برد:

• کتاب ملکه‌ی سرخ اثر ویکتوریا آویارد نویسندهٔ آمریکایی است. این کتاب داستان دختری به نام مِر بارو است. دنیایی که مِر در آن زندگی می‌کند در تفاوت رنگ خون خلاصه شده است، آن‌هایی که خون نقره‌ای دارند و کسانی که خون سرخ دارند. آن‌هایی که مانند مِر خون سرخ دارند باید تا آخر عمر در خدمت برگزیدگان باشند. تا این‌که پیچش سرنوشت مِر را به قصر سلطنتی می‌کشاند.

• کتاب لور اثر الکساندر برکن نویسندهٔ آمریکایی است. این کتاب داستانی از جنگ خدایان است. هر کسی هر هفت سال یک بار، یک هفته وقت دارد تا خدایان فانی را شکار کند و قدرتشان را به چنگ بیاورد و این جنگ تا زمان زنده ماندن آخرین خدا به تلاش ادامه خواهد داد. لور نمی‌‌خواست وارد این جنگ شود اما گذشتهٔ تاریک و آیندهٔ پرترس و سرنوشتش او را دوباره به این بازی می‌‌کشاند.

دربارۀ طاهره مافی‌: نویسندهٔ ایرانی-آمریکایی

کشفم کن

طاهره مافی نویسندۀ ایرانی- آمریکایی در سال 1988 متولد شد. او نویسندۀ داستان‌های نوجوانان و کتاب‌های علمی- تخیلی است. مافی در شهر کنتیکت آمریکا در خانواده‌ای ایرانی به دنیا آمد و کوچک‌ترین فرزند خانواده است. طاهره در سن 12 سالگی همراه با خانواده‌اش به کالیفرنیای شمالی نقل‌مکان کرد. اولین رمانش خردم کن در سال 2011 منتشر شد. کتاب دیگرش «وسعت بسیار بزرگ دریا» در سال 2018 منتشر شد و در فهرست جایزۀ ملی کتاب برای ادبیات نوجوان قرار گرفت.

نمایش کامل نقد و بررسی تخصصی

نظرات کاربران (0)

نظر شما در مورد این کتاب

امتیاز شما به این کالا:

نظرات دیگر کاربران

بریده ای از کتاب (0)

بریده ای از این کتاب

بریده های دیگر کاربران

عیدی