

سلام و خداحافظ
صحنهي وقوع داستان «سلام و خدا حافظ» در يک خانهي کوچک سازماني راهآهن در شهر «پورت اليزابت» در افريقاي جنوبي است، و جريان داستان برگشتنِ زني است بعد از سالهاي دراز از «ژوهانسبورگ» به خانهي پدري و ديدار او با برادر. اين دو، شخصيتهاي بسيار متفاوتي دارند. برادر پايبند خانواده و نگهدار پدر عليل، و خواهر سرکش و بيزار از زندگي تلخ و پوچ خانواده و تسليم خود به هرچه پيش آيد. در طول اين شب ديدار، به پيشنهاد خواهر که انتظار پيداکردن پولهاي پنهان کردهي پدر را دارد، جعبهها و چمدانهاي بسياري را باز ميکنند و خرت و پرتهاي آنها را در ميآورند و نگاه ميکنند، و همزمان با اين کار، بستههاي خاطرات آنها و غمها و دردهايي که فرو خوردهاند و از همديگر پنهان داشتهاند، به تدريج گشوده ميشود. قدرت ديد و دريافت نويسنده از شکنجههاي خاموش در زندگي انسانهاي ساده، «سلام و خدا حافظ» را به صورت يکي از رقّتانگيزترين و با قدرتترين نمايشنامههاي عصر ما در آورده است.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














































