%20


شب های روشن
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
204٬000 تومان
255٬000
دفعات مشاهده کتاب
6927
علاقهمندان به این کتاب
81
میخواهند کتاب را بخوانند.
13
کتاب را پیشنهاد میکنند
6
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
1
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات نگاه منتشر کرد:
بیراه نیست اگر فیودور داستایوسکی را تأثیر گذارترین نویسندۀ تاریخ ادبیات داستانی از ابتدا تا امروز به حساب بیاوریم. این نویسنده نابغه که رمانها و داستانهایش در سراسر جهان بارها و بارها تجدید چاپ شده، طیف وسیعی از خوانندگان ادبیات را در هر جای گیتی مفتون نوشتهها و اندیشههایش کرده است.
شبهای روشن داستان زندگی و روزگار مردی جوان است در سن پترزبورگ؛ جوانی که در جدال با بیقراری های درونیاش، اتفاقی با دختری که در انتظار معشوقهاش است آشنا میشود. شبهای روشن داستان عشقی یک سویه و رنج و حرمان و تنهایی است؛ سرراستی روایت در شب های روشن این کتاب را به یکی از آثار محبوب داستایوسکی تبدیل کرده است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786222675691
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
96 صفحه
نوبت چاپ
3
وزن
98 گرم
سال انتشار
1403
کتاب «شبهای روشن» با عنوان انگلیسی (White Nights) اثر فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoyevsky) نویسندهٔ نامدار و شهیر روسی است و اولینبار در سال 1848 منتشر شد و یکی از اولین آثار این نویسنده محسوب میشود. داستایوفسکی استاد نوشتن داستانهایی با مضامین روانشناسانه است و شاید عالیترین نمونۀ آن را در کتاب «جنایت و مکافات» خوانده باشید. این نویسنده در کتاب شبهای روشن به پیچیدگیهای روان انسانی تنها و اولین مواجهاش با عشق پرداخته است. این کتاب روایتی از یک رؤیاپرداز بینام است که غوطهور در اندیشههای خود در خیابانهای سنپترزبورگ به زنی برخورد میکند که به انتظار معشوق قدیمیاش ایستاده است.
دربارهٔ کتاب
داستان «شبهای روشن» در شهر خودِ نویسنده یعنی سنپترزبورگ میگذرد، شهری که نویسنده جوانی خود را در آنجا گذرانده است. این کتاب داستان کلیشهای مردی است که عاشق دختری شده که دلداده مرد دیگری است. بااینوجود، داستایوفسکی در سبک تکرارنشدنی خود، آن را باظرافت و طراوت خاصی بیان میکند که از داستان یک اثر منحصربهفرد میسازد. داستان دربارۀ راوی جوان (و طبق معمول نوشتههای داستایوفسکی: بینام) است که عاشق خیالپردازی است. او تنها در خانهای در سنپترزبورگ زندگی میکنند و ازقرارمعلوم هیچ دوست و خانوادهای ندارد و تمام عمرش را بدون ارتباط خاصی با دیگران سر کرده است.
فقط خدمتکار مسنی به نام ماترونا و چند رهگذر که هرازگاهی در راه محل کار، سلامی با آنها میکند. او تنها در خیالات خودش هر روز و هر ساعت با دیگران ارتباط برقرار میکند. راوی داستان، یک شب با دختری جوان به نام ناستنکا آشنا میشود. دختر یتیم است و پیش مادربزرگ بداخلاقش زندگی میکند. گویی دخترک و راوی به یک اندازه تنهایند. این دو فوراً با هم دوست میشوند و این دوستی، دستکم از طرف راوی، خیلی زود، یعنی در چهار شب و یک روز، به عشق بدل میشود. غافل از اینکه ناستنکا نامزد مردی دیگر است.
جوانک میکوشد دل دختر را به دست بیاورد اما در آخرین لحظات نامزد دختر از سفر طولانیاش بر میگردد و رویای عشق پاک جوان خیالباف به قهقرا کشیده میشود. جوان از خواب مستی عشق بیدار میشود و به انزوای خود بر میگردد. نبوغ داستایوفسکی در اینجا، زمانی که خلائی که شخصیت اصلی داستان در آن دستوپا میزد را پاره میکند، آشکار میشود. قهرمان از سازگاری با واقعیت زندگی روزمره عاجز است و در احساس تنهایی و ناکامی فرورفته است. سبک او در این داستان بسیار ساده ولی روشن و پر احساس داستایوفسکی، تمام لرزش ها و دلهره های درونی را بازتاب میدهد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«شبهای روشن» کوتاهترین و ماندگارترین اثر داستایوفسکی حاوی مضامین عمیق اگزیستانسیال است. داستایوفسکی در بیشتر کتابهایش عقیده دارد عشق با زندگی انسان پیوند عمیقی خورده است و عشق است که میتواند حقیقیترین شادیها را نمایان کند و عمیقترین زخمها را شفا دهد. بر خلاف دیگر آثار او، شخصیت اصلی و راوی این داستان، فردی شاد است. ویژگیای که بهندرت در آثار او یافت میشود، برای همین این کتاب را خامترین کتاب او میدانند اما بااینوجود هنوز کتابی عالی با داستانی عالی است که بهترین دریچه برای آشنایی با داستایوفسکی و سبک داستاننویس و طرز فکر و عقاید و روشنبینیهای اوست. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- تمرکز بر روانشناسی شخصیتها: داستایوفسکی در این داستان افکار، احساسات و تردیدهای درونی شخصیت اصلی را بهطور عمیق به نمایش گذاشته است.
- نقد اجتماعی و اخلاقی: او در داستان «شبهای روشن» به نوعی به بررسی رفتارهای انسانی، از جمله حسادت، تعلق، انزوا و انتظار پرداخته است.
- زبان و نثر دقیق: داستایوفسکی در این داستان از دیالوگها و روایت کوتاه، دروننگرانه و گیرایی استفاده کرده که مخاطب را جذب میکند.
- تضادهای درونی و بیرونی: داستایوفسکی در این داستانها کشمکشهای ذهنی شخصیت و ارتباط آنها با محیط و جامعه را به تصویر کشیده است.
اقتباس از رمان «شبهای روشن»
تا به امروز، فیلمهای متعددی از شبهای روشن اقتباس شده است. یکی از این فیلمها به کارگردانی فرزاد موتمن با بازی مهدی احمدی و هانیه توسلی است.
در سال ۱۹۵۷ کارگردانی ایتالیایی، لوکینو ویسکونتی، فیلمی اقتباسی از شبهای روشن ساخت. ویسکونتی در این فیلم به لایههای مختلفی از رمان شبهای روشن پرداخته و توانسته است به خوبی احساسات مختلف درون داستان را منتقل کند. مارچلو ماسترویانی و ماریا شل از بازیگران این فیلم کلاسیک هستند.
روبر برسون از کارگردانان صاحب سبک فرانسه است که در سال ۱۹۷۱ فیلمی با نام چهار شب یک رویابین با اقتباس از شبهای روشن ساخته است. او پیش از این فیلم اقتباسهایی از دیگر کتابهای داستایوفسکی نیز انجام داده است و از پیچیدگیهای آثار این نویسنده آگاهی دارد. او تلاش کرده است در این فیلم نیز بخشی از این پیچیدگیها را نمایش دهد با اینکه شبهای روشن نسبت به دیگر آثار داستایوفسکی از پیچیدگی کمتری برخوردار است.
در سال ۲۰۰۶ آمریکا نیز فیلمی اقتباسی از این کتاب را به کارگردانی ویتالی سومین ساخت. ویتالی سومین در این فیلم کمی داستان شبهای روشن را تغییر داده و داستان را به زندگی امروزی منتقل کرده است؛ اما او به مفاهیم و مضامین درون کتاب وفادار باقی مانده است.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب یکی از سادهترین کتابهای داستایوفسکی محسوب میشود اما همزمان ویژگیهای داستاننویسی داستایوفسکی را در دل خود دارد. اگر قصد دارید که بیشتر با داستایوفسکی و آثار او آشنا شوید، بهتر است مطالعهٔ آثار نویسنده را از این کتاب شروع کنید. این کتاب همچنین مناسب علاقهمندان به ادبیات روسیه یا داستانهای عمیق روانشناختی است. همچنین طرفداران فیودور داستایوفسکی از مطالعهٔ این داستان زیبا بسیار لذت خواهند بُرد. اگر به داستانهای کوتاه تأملبرانگیز با فضای تاریک، طنز سیاه و شخصیتهای پیچیده نیز علاقه دارید از مطالعهٔ این داستان پُرمعنا غافل نشوید.
چرا رمان «شبهای روشن» را بخوانیم؟
- شناخت روانشناسی شخصیتها: داستایوفسکی با مهارت شخصیتها را از درون تحلیل میکند، افکار و تردیدهای آنها را به تصویر میکشد و به مخاطب کمک میکند رفتارها و تصمیمات انسانی را بهتر درک کند. این شناخت، خواننده را قادر میسازد تا در زندگی روزمره و تعاملاتش با دیگران دقیقتر و با همدلی بیشتری عمل کند.
- نقد رفتارهای انسانی و اجتماعی: داستایوفسکی در این داستانبه بررسی اخلاقیات، حسادت، انزوا و امید میپردازد و مخاطب را به اندیشیدن درباره ارزشها و رفتارهایش وادار میکنند. این نقد اجتماعی، فرصتی برای تفکر و یادگیری از تجربههای دیگران فراهم میآورد.
- نثر جذاب و روایت گیرا: سبک داستانسرایی کوتاه و دقیق داستایوفسکی خواندن را آسان و لذتبخش میکند. دیالوگها طبیعی و رواناند و روایت کوتاه اما پرمغز است، بنابراین مخاطب از ابتدا تا انتها با داستان همراه میشود و همزمان تجربهای آموزنده و سرگرمکننده دارد.
- تضادهای درونی و درک احساسات انسانی: با مواجهه با کشمکشهای ذهنی شخصیت، خواننده میتواند پیچیدگیهای احساسات و انگیزههای انسانی را درک کند. این تجربه، هم همدلی و هم درک عمیقتری از روابط انسانی ایجاد میکند و ذهن مخاطب را برای تحلیل بهتر زندگی و رفتارهای انسانی آماده میسازد.
کتاب «شبهای روشن» را بخوانید، چون یک داستان عاشقانهٔ ساده نیست بلکه مانند یک داستان روانشناسانه است که به تحلیل رفتارها و احساسات شخصیتها میپردازد. نویسنده در این کتاب بهطور عمیق به تحلیل مفاهیمی چون عشق، خیال و واقعیت، انزوا، جدایی و روابط انسانی میپردازد و به ما کمک میکند تا بینش گستردهتری نسبت به این مسائل پیدا کنیم. این کتاب با وجود حجم کم خود، درسهای بزرگی بر جای گذاشته است تا ما یاد بگیریم که عشق همیشه یک روند آرام و دلنشین ندارد. در این داستان خواهید دید که عشق چطور میتواند پیچیده باشد و چطور میتواند ما را به سوی وفاداری و تصمیمات سخت سوق دهد.
دربارهٔ نویسنده
فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی که نام او در ایران بهصورت فیودور، داستایِوفسکی و داستایِوسکی نیز نوشته و یا خوانده میشود، بزرگترین نویسندهٔ ادبیات روسی است. امروزه نام او بیشتر داستایوفسکی تلفظ یا نوشته میشود. داستایوفسکی یکی از بزرگترین رماننویسان و روانشناسان ادبی جهان است. درونمایه آثار او بیشتر مسائل عمیق سیاسی، اجتماعی و مذهبی است و زندگی شخصیتهای داستانهایش عموماً تحت لقای روانشناسی شکنجه شکلگرفته است. زندگی او به طور عمده به دو بخش کلی تقسیم میشود. قبل و بعد از زندانی شدنش. او فرزند یک پزشک بود و در سال 1821 در مسکو متولد شد.
پدرش او را به آکادمی مهندسی نظامی سنپترزبورگ فرستاد و او در سال 1843 از همان آکادمی فارغالتحصیل شد. اما ازآنجاییکه روح او از ابتدا قرین ادبیات بود، بلافاصله از سمت افسری استعفا داد و تن به زندگی بسیار بیثبات بهعنوان یک نویسنده داد. اولین کتاب او که در ایران با دو نام «مردم فقیر» و یا «بیچارگان»، ترجمه شده است در سال 1846 منتشر و با تحسین منتقدان روبهرو شد. در سال 1847 اون در محافل سوسیالیستی بهقصد مخالفت با نظام رعیتداری به فعالیت پرداخت. این محفل در 23 آوریل 1849 گریبان او را گرفت و او بهخاطر مشارکت در تبلیغات سوسیالیستی غیرقانونی یک گروه سوسیالیستی دستگیر شد.
او بعد از گذراندن هشت ماه در زندان، به جرم عضویت در این گروه، به اعدام محکوم شد اما بعداً مشخص شد که این ماجرا نوعی نمایش بهخاطر تنبیه روانی و شکنجه روحی زندانیان بوده است. تجربیات او درباره این اعدام ساختگی در کتاب ابله منعکس شده است. او چهار سال در یک اردوگاه کار اجباری دوران محکومیتش را گذراند و بعد از آن هم چهار سال خدمت نظامی پشت سر گذاشت. دوره محکومیت راسکولنیکوف در سیبری نیز که در انتهای کتاب جنایت و مکافات آمده، بر اساس تجربه خود داستایوفسکی در زندانی مشابه در سیبری است.
سخن پایانی
داستايفسکی کتاب «شبهای روشن» را در ۲۶ سالگی نوشت، یعنی زمانی که هر جوانی بنا به مقتضيات سنیاش در عالم روياها و خيال پردازیها به سر میبرد. او در این کتاب اميد را در دل خواننده میپروراند، آن هم با شخصيتی منزوی و تنها که هيچ دوستیای با کسی ندارد. اما اين اميد به مويی بند است و خواننده در حالت تعليق زمانی که گمان میکند گل اميد میرود که شکوفا شود، رشته پاره میشود و جز ياس و نوميدی چيزي برايش باقی نمیماند.
«شبهای روشن» شرح اشتیاق جوانی رؤیا پرداز است که زندگی را در تنهایی به سر میکند و به دنبال گمشده ای که با او همزبانی کند، هر سو می رود. تا عاقبت در کنار آبراه با دوشیزهای گریان، که او نیز عاشقی شیدا و تنهاست، آشنا میشود و خیال میکند که ایام تنهاییاش به سر آمده. در گفتههای جوان، که شرح رؤیاهای شبانه اوست، صدای خود نویسنده محسوس است. از این روست که داستان به زبان اول شخص نوشته شده و رنگ حدیث نفس دارد.
روایت داستان «شبهای روشن» مخاطب را تحتتأثیر قرار میدهد. گویی که در یک منظره رؤیایی نشستهایم چرا که داستان در زمان شبهای سپید روسیه رخ میدهد. از مهمترین نکات شبهای روشن، بینام بودن شخصیت اصلی آن است. ما با همه چیز زندگی یک مرد آشنا میشویم جز نامش. داستایوفسکی چنان ماهرانه مرد جوان را توصیف میکند که بیاطلاعی از اسم او لحظهای خواننده را اذیت نمیکند. داستایوفسکی این رمان را پیش از تبعید به سیبری نوشته است به همین خاطر بلوغ دیگر آثار او را ندارد. اما خواننده میتواند از آن بهعنوان یک عاشقانه کوتاه و خواندنی و متفاوت لذت ببرد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
به یک پیادهروی طولانی رفتم، و طبق معمول فراموش کردم کجا هستم، تا اینکه خود را ناگهان در دروازههای شهر یافتم. فوراً احساس کردم سبکبار شدهام، از مانع عبور کردم و بین زمینهای کشاورزی و مرغزارها به راهم ادامه دادم بدون آنکه خسته شوم و احساس کردم که انگار باری از دوشم برداشته شده است. تمام رهگذران چنان نگاه دوستانهای به من میانداختند که گویی با من سلام و علیک میکنند و به نظر میرسید از چیزی خشنودند. همهشان سیگار برگ میکشیدند. و من از اینکه هرگز سیگار برگ نکشیده بودم، خشنود بودم. گویی چنان بود که خود را در ایتالیا یافته باشم. تأثیر طبیعت بر شهرنشین نیمه بیماری مثل من چنان قوی بود که در بین دیوارهای شهر تقریباً احساس خفگی به من دست میداد.
در طبیعت اطرافِ پترزبورگ چیز وصفناپذیری وجود دارد که با رسیدن بهار با تمام قدرت بهشتیاش جلوهگری میکند، زمانی که با برگ درختان و با گلها خود را میآراید... بههرحال نمیتوانم از به یاد آوردن دختری ظریف و نحیف خودداری کنم، که گاهی اوقات آدم بدون آنکه خودش بفهمد با حس ترحم به او مینگریست و بعضی اوقات با عشقی دلسوزانه؛ بااینوجود او ناگهان در آنی، گویا صرفاً با شانس، بهصورتی بیان نشدنی زیبا و دلپسند جلوه میکرد.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














204٬000 تومان
255٬000
%20
















































