جوامع فقیر و ضعیف چگونه میتوانند از دام فقر رهایی یابند؟ کتاب «چین چگونه از تله فقر گریخت» (How China Escaped the Poverty Trap) پژوهشی متفاوت اثر یوئن یوئن انگ (Yuen Yuen Ang) استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه جانز هاپکینز است و اولینبار درسال ۲۰۱۶ منتشر شد.
این کتاب یکی از آثارهای تحسینشده و تغییردهندهٔ بازی عنوان شده و الگوی جدیدی را در اقتصاد سیاسی توسعه مطرح میکند و نگاهی نو به ظهور چین میاندازد. اقتصاددانان بهطور سنتی توضیح دادهاند که چگونه جوامع فقیر و ضعیف میتوانند از دام فقر بگریزند اما یوئن یوئن انگ مکاتب فکری و فرضیات اساسی این اقتصاددانان را رد کرده و در عوض الگوی جدیدی را مبتنی بر سیستمهای تطبیقی توضیح داده که واقعیت وابستگی متقابل و ظرفیت بشریت برای نوآوری را در بر میگیرد.
دربارهٔ کتاب
کتاب «چین چگونه از تله فقر گریخت» پژوهشی در حوزهٔ اقتصادی سیاسی و توسعه است که توضیح میدهد چین چگونه از یک اقتصاد فقیر در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ به یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان تبدیل شد. چین، با وجود تعلق کامل سیاسی به یک ایدئولوژی تکحزبی تحت فرمانروایی حزب کمونیست و برخلاف باورها و معیارهای رایج در نظام بازار آزاد، در زمانی کوتاهتر از نیمسده به یکی از مهمترین قدرتهای اقتصادینظامی جهان تبدیل شد، به پیشرفتهایی چشمگیر دست یافت و از تلهٔ فقر گریخت. بیشتر کسانی که رشد اقتصادی چین را بررسی کردهاند، چه نویسندگان عام، چه پژوهشگران متخصص و حتی خود چینیها، در بیان چگونگی رسیدن چین به این دستاوردهای قابلتوجه دچار سردرگمی شدهاند.
نویسنده در این کتاب نشان میدهد که چطور موفقیتهای این کشور تعادل ژئوپلیتیکی قدرت را در جهان دگرگون ساخته، سلطهٔ تاریخی غرب را به چالش کشیده و از دیدگاه نظری نیز، باورهای موجود دربارهٔ مقایسهٔ اقتصادهای بازارمحور و برنامهمحور را دچار تردید کرده است. انگ در این کتاب با ترکیب دیدگاه اصلی خود با بیش از از ۴۰۰ مصاحبه با بوروکراتها و کارآفرینان چینی، به طور سیستماتیک فرآیند پیچیدهای را که چین را تنها در ۳۵ سال از یک مرداب کمونیستی به یک نیروی عظیم جهانی تبدیل کرد، بازسازی میکند. برخلاف تصورات غلط رایج، او نشان میدهد که آنچه باعث تحول بزرگ چین شد، کنترل متمرکز و اقتدارگرایانه نبود، بلکه بداههپردازی هدایتشده بود.
تحلیل او دو درس کلی در مورد توسعه را آشکار میکند. اول، تغییر دگرگونکننده نیاز به یک سیستم حکمرانی تطبیقی دارد که بازیگران سطح پایین را قادر میسازد تا راهحلهای جدیدی برای مشکلات در حال تحول ایجاد کنند. دوم، نشان میدهد که اولین قدم برای خروج از دام فقر، استفاده از آنچه دارید است؛ مهار منابع موجود برای راهاندازی بازارهای جدید، حتی اگر این به معنای سرپیچی از هنجارهای جهان اول باشد. کتاب «چگونه چین از دام فقر گریخت» که جسورانه و با دقت تحقیق شده است، مسیر کاملاً جدیدی از تفکر را برای محققان، متخصصان و هر کسی که به دنبال ایجاد سیستمهای تطبیقی است، میگشاید.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«چگونه چین از دام فقر گریخت» پژوهشی برجسته در حوزهٔ اقتصاد سیاسی، توسعه و حکمرانی است که با بررسی مسیر تحول اقتصادی چین، دیدگاههای رایج دربارهٔ رابطهٔ میان رشد اقتصادی و حکمرانی را به چالش میکشد. انگ استدلال میکند که توسعه از آنچه ما فکر میکنیم بسیار متفاوت است. او با تکیه بر پژوهش گسترده و بیش از ۴۰۰ مصاحبه با مقامات و کارآفرینان چینی این کتاب را نوشته است. این کتاب با ارائهٔ نگاهی متفاوت به تجربهٔ چین، نهتنها برای شناخت رشد اقتصادی این کشور، بلکه برای فهم چگونگی خروج جوامع فقیر از تلهٔ فقر اهمیت دارد و یکی از مهمترین آثار در حوزهٔ جامعهشناسی به شمار میرود. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- به چالش کشیدن نظریههای سنتی: یکی از برجستهترین ویژگیهای کتاب این است که انگ دو پاسخ رایج به مسئلهٔ توسعه را کافی نمیداند. او بهجای جستوجوی یک علت واحد، توسعه را فرایندی پیچیده و پویا میبیند که در آن نهادها و بازارها همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند و در طول زمان تغییر میکنند.
- معرفی مفاهیم جدید: انگ برای توضیح یکی از سازوکارهای مهم رشد چین از مفهوم خاصی استفاده میکند. در این الگو، دولت اهداف کلی را تعیین میکند، اما اجرای سیاستها میتواند متناسب با شرایط هر منطقه تغییر کند و از دل این تجربهها، راهکارهای موفقتر انتخاب شوند.
- تأکید بر نقش نهادهای بهظاهر ضعیف: انگ برخلاف دیدگاه رایجی که نهادهای ضعیف را مانعی برای توسعه میداند، نشان میدهد برخی از نهادهایی که بر اساس معیارهای کشورهای توسعهیافته ضعیف یا حتی نامطلوب تلقی میشوند، ممکن است در مراحل ابتدایی توسعه کارکردی متفاوت داشته باشند.
- توجه به همتکاملی دولت و بازار: انگ در کتاب «چگونه چین از دام فقر گریخت» توضیح میدهد که بازارها و نهادها در طول زمان بهصورت متقابل تحول پیدا میکنند. این دیدگاه، تصویری پیچیدهتر و واقعبینانهتر از مسیر توسعه اقتصادی را برای خواننده میسازد.
- اتکا به مطالعهٔ موردی چین و شواهد گسترده: این کتاب استدلالهای خود را با بررسی فرایند تحول اقتصادی چین و نمونههایی از مناطق مختلف این کشور پیش میبرد. بیش از ۴۰۰ مصاحبه با مقامات دولتی و کارآفرینان چینی نیز به پژوهش انگ عمق میبخشد و کمک میکند توضیح او از رشد چین به سازوکارهای واقعی تصمیمگیری، نوآوری محلی و سیاستگذاری نزدیک شود.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «چین چگونه از تله فقر گریخت» در سال ۲۰۱۶، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:
- برندهٔ جایزه کتاب پیتر کاتزنشتاین (PETER KATZENSTEIN) در سال 2017
- بهترین کتاب سال ۲۰۱۷ به انتخاب فارن افیرز (FOREIGN AFFAIRS)
- برندهٔ جایزهٔ بهترین کتاب ویویان زلیزر (VIVIAN ZELIZER) 2018 در جامعه شناسی اقتصادی
بازخورد به کتاب چین چگونه از تله فقر گریخت
این کتاب واقعاً ایدههای متحولکنندهای برای تحلیل و اجرای توسعهٔ اجتماعی-اقتصادی دارد و باید تأثیر عمدهای در بسیاری از علوم اجتماعی داشته باشد. کمیته جایزه بهترین کتاب در جامعهشناسی اقتصادی زلیزر (Zelizer Best Book in Economic Sociology Prize Committee)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب انتخابی مناسب برای دانشجویان و پژوهشگران رشتههایی مانند اقتصاد، اقتصاد سیاسی، علوم سیاسی، جامعهشناسی، مطالعات توسعه و سیاستگذاری عمومی و همچنین خوانندگانی است که میخواهند دربارهٔ مسیر رشد اقتصادی چین و سازوکارهای توسعه در کشورهای فقیر و درحالتوسعه بیشتر بدانند. کسانی که به موضوعاتی مانند رشد اقتصادی، حکمرانی، رابطهٔ دولت و بازار، توسعهٔ نهادی، فقر و تلهٔ فقر، اقتصاد چین و نظریههای توسعه علاقه دارند، احتمالاً از این کتاب لذت خواهند برد؛ بهویژه خوانندگانی که به دنبال توضیحی متفاوت از نظریههای سنتی توسعه هستند و میخواهند بدانند چگونه بازارها و نهادهای حکومتی میتوانند در فرایندی متقابل و تکاملی یکدیگر را تغییر دهند.
چرا کتاب «چگونه چین از دام فقر گریخت» را بخوانیم؟
- برای درک بهتر راز رشد اقتصادی چین: کشور چین در چند دهه توانست از کشوری عمدتاً فقیر به یکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شود؛ اما توضیح این تحول با یک عامل ساده مانند آزادسازی اقتصادی یا اصلاحات سیاسی امکانپذیر نیست. یوئن یوئن انگ تلاش میکند سازوکارهای پشت این تحول را بررسی کند و نشان دهد چگونه اصلاحات، آزمایش سیاستهای جدید، ابتکار عمل محلی و گسترش بازارها در کنار یکدیگر به رشد اقتصادی کمک کردند. مطالعهٔ کتاب به شما کمک میکند تصویری دقیقتر و پیچیدهتر از مسیر توسعهٔ چین به دست آورید.
- برای آشنایی با رابطهٔ دولت و بازار: یکی از مهمترین پرسشهای کتاب «چگونه چین از دام فقر گریخت» این است که آیا برای دستیابی به رشد اقتصادی ابتدا باید حکمرانی خوب و نهادهای مدرن وجود داشته باشند یا رشد اقتصادی میتواند زمینهٔ شکلگیری نهادهای بهتر را فراهم کند. انگ این دوگانهٔ ساده را به چالش میکشد و توضیح میدهد که دولت و بازار میتوانند در طول زمان همدیگر را شکل دهند. این دیدگاه برای کسانی که دربارهٔ سیاستگذاری اقتصادی و نقش دولت در توسعه مطالعه میکنند، اهمیت ویژهای دارد.
- برای شناخت مفاهیم جدید: انگ برای توضیح تجربهٔ چین از مفاهیم جدیدی استفاده کرده و روشی را معرفی میکند که در آن حکومت مرکزی اهداف و جهت کلی را تعیین میکند، اما مقامات محلی برای اجرای سیاستها و پیدا کردن راهحلهای مناسب آزادی عمل دارند. این شیوه باعث میشود سیاستها در عمل آزموده شوند و نمونههای موفق امکان گسترش پیدا کنند. آشنایی با این مفهوم یکی از جذابترین بخشهای کتاب برای خوانندگانی است که به نوآوری در سیاستگذاری و شیوههای متفاوت ادارهٔ اقتصاد علاقه دارند.
- برای به چالش کشیدن تصور رایج دربارهٔ نهادها: یکی از نکات بحثبرانگیز کتاب این است که نشان میدهد کشورهای فقیر لزوماً برای آغاز فرایند توسعه به نهادهایی کاملاً مشابه کشورهای ثروتمند نیاز ندارند. انگ نشان میدهد برخی نهادهایی که از دیدگاه معیارهای متعارف ممکن است ناکارآمد یا ضعیف به نظر برسند، در مرحلهای خاص از توسعه میتوانند کارکردهای مفیدی داشته باشند. این استدلال به خواننده کمک میکند مفهوم توسعهٔ نهادی را بهعنوان فرایندی وابسته به زمان، شرایط و مرحلهٔ توسعه درک کند.
- برای نگاه کردن به مسئلهٔ فقر از زاویهای متفاوت: این کتاب ورای مسئلهٔ چین، پرسشی گستردهتر مطرح میکند: کشورهای فقیر چگونه میتوانند نخستین گامهای خروج از فقر را بردارند؟ انگ تلاش میکند از تجربهٔ چین درسهایی دربارهٔ ایجاد بازار، آزمایش سیاستها، سازگاری نهادی و استفاده از ظرفیتهای موجود استخراج کند. بنابراین، این کتاب برای خوانندهای که میخواهد دربارهٔ دلایل تداوم فقر، مسیرهای توسعه و امکان تغییر در جوامع کمبرخوردار فکر کند، دریچهای برای بازاندیشی دربارهٔ خودِ مفهوم توسعه است.
کتاب «چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت» را باید خواند چون اثری مهم برای کسانی است که میخواهند دربارهٔ رشد اقتصادی چین و توسعهٔ کشورهای فقیر اطلاعات بیشتری کسب کنند. این کتاب با بررسی رابطهٔ میان دولت، بازار و نهادها نشان میدهد که توسعه الزاماً از یک مسیر ازپیشتعیینشده پیروی نمیکند و ممکن است کشورها در شرایطی که هنوز از نظر نهادی توسعهیافته نیستند، مسیر رشد را آغاز کنند. انگ با تکیه بر شواهد تاریخی، اقتصادی و مصاحبههای گسترده، تجربهٔ چین را به مسئلهای عمومیتر تبدیل میکند. اگر به اقتصاد چین، توسعهٔ اقتصادی، حکمرانی، اقتصاد سیاسی، رابطهٔ دولت و بازار و نظریههای توسعه علاقه دارید، این کتاب میتواند یکی از کتابهای ارزشمند برای مطالعه باشد.
دربارهٔ نویسنده
یوئن یوئن انگ استاد کرسی اقتصاد سیاسی آلفرد چندلر در دانشگاه جانز هاپکینز است و پژوهشهایش بر حکمرانی در شرایط پیچیده، چگونگی سازگاری جوامع با تغییرات و اختلالات بزرگ و تحول سیاسی و اقتصادی چین تمرکز دارد. او در سنگاپور به دنیا آمده و در کالج کلرادو تحصیل کرد و در سال ۲۰۱۰ مدرک دکترایش را در رشتهٔ علوم سیاسی از دانشگاه استنفورد دریافت کرد. او در آثار خود همچنین به موضوعاتی مانند چندقطبیشدن جهان و تأثیر هوش مصنوعی بر جوامع و حکومتها پرداخته است.
نخستین کتاب او، «چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت» (How China Escaped the Poverty Trap)، در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات دانشگاه کرنل منتشر شد و مبنایی برای بخش مهمی از پژوهشهای بعدی او قرار گرفت. این کتاب جوایز معتبری از جمله جایزهٔ پیتر کاتزنشتاین در اقتصاد سیاسی و جایزهٔ ویویانا زلیزر در جامعهشناسی اقتصادی را دریافت کرده است. انگ در ادامه با انتشار کتاب «عصر طلایی چین» (China’s Gilded Age) در سال ۲۰۲۰، پژوهش خود دربارهٔ اقتصاد سیاسی چین و سازوکارهای تحول جوامع را گسترش داد و آثارش در حوزههای علوم سیاسی، جامعهشناسی و اقتصاد مورد تقدیر قرار گرفتهاند.
معرفی کتابهای مشابه
اگر از مطالعهٔ «چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت» لذت بردهاید و به دنبال آثار مشابه میگردید، بهتر است هنگام انتخاب کتاب بعدی به موضوع و رویکرد پژوهشی آن توجه کنید و سراغ آثاری بروید که در حوزههای اقتصاد سیاسی، توسعهٔ اقتصادی، حکمرانی، فقر، رابطهٔ دولت و بازار، اصلاحات نهادی و اقتصاد کشورهای درحالتوسعه نوشته شدهاند. کتابهایی که با استفاده از دادهها، مطالعات موردی و شواهد تاریخی به این پرسش میپردازند که چرا برخی کشورها رشد میکنند و برخی دیگر در فقر باقی میمانند، احتمالاً بیشترین شباهت را به اثر یوئن یوئن انگ دارند. همچنین کتابهایی با در حوزهٔ اقتصاد توسعه، اقتصاد سیاسی توسعه، تلهٔ فقر، نهادها و توسعه، دولت و بازار، رشد اقتصادی، اصلاحات اقتصادی و توسعهٔ چین میتوانند به همین اندازه برایتان جذاب باشند. در ادامه چند کتاب نیز به شما معرفی کردهایم که امیدواریم آنها را مطالعه کرده و لذت ببرید.
کتاب «رولت سرخ» (Red Roulette: An Insider’s Story of Wealth, Power, Corruption and Vengeance in Today’s China) از دزموند چام، خاطراتی سیاسی و اقتصادی و روایتی افشاگرانه از سازوکارهای قدرت، ثروت و روابط سیاسی در چین معاصر است. چام که از کودکی در شرایطی نسبتاً فقیر در چین بزرگ شده، بعدها به دنیای تجارت وارد شد و همراه با همسرش، ویتنی دوان، به حلقههای قدرتمند اقتصادی و سیاسی چین راه یافت؛ او در این کتاب از تجربههای شخصی خود برای توضیح رابطه میان حزب کمونیست، سرمایهداران، کارآفرینان، مقامات دولتی و شبکههای ارتباطی استفاده میکند. «رولت سرخ» و «چین چگونه از تله فقر گریخت» هر دو برای شناخت چین معاصر و رابطه میان تحول اقتصادی، ساختار سیاسی و فعالیتهای تجاری اهمیت دارند؛ با این تفاوت که یوئن یوئن انگ رویکردی دانشگاهی و تحلیلی دارد، در حالی که دزموند چام تجربهای شخصی و از درون ساختار قدرت روایت میکند. «رولت سرخ» همچنین از سوی اکونومیست و فایننشال تایمز در میان کتابهای برتر سال قرار گرفته و به پرفروشترین کتاب نیویورکتایمز تبدیل شده است.
شباهتها با کتاب چین چگونه از تله فقر گریخت:
- بررسی تحولات اقتصادی و سیاسی چین
- تمرکز بر رابطه دولت و بخش خصوصی
- بررسی نقش ساختار قدرت در اقتصاد
- توجه به شبکههای ارتباطی و روابط سیاسی
- بررسی ظهور ثروت و سرمایهداری در چین
- ارائه تصویری متفاوت از مسیر توسعه اقتصادی چین
- پرداختن به تأثیر سیاست بر فعالیتهای تجاری
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «چین چگونه از تله فقر گریخت» لذت خواهید بُرد، چون هر دو اثر به شما کمک میکنند چین را از زاویهای فراتر از آمار رشد اقتصادی بشناسید و با رابطه پیچیده میان اقتصاد، سیاست، دولت، بازار و قدرت در این کشور آشنا شوید.
- چرا ملتها شکست میخورند اثر دارون عجماغلو و جیمز رابینسون
کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» (Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty) از دارون عجماوغلو و جیمز ای. رابینسون، یکی از آثار شناختهشده در زمینهٔ اقتصاد سیاسی و توسعه است که به بررسی دلایل تفاوت کشورها از نظر ثروت، فقر، قدرت و رفاه میپردازد. نویسندگان با بررسی نمونههای تاریخی و تجربهٔ کشورهای مختلف استدلال میکنند که کیفیت نهادهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی در تعیین مسیر توسعه دارد. این کتاب با «چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت» شباهتهای موضوعی مهمی دارد؛ هر دو اثر میکوشند رابطهٔ میان نهادها، دولت، اقتصاد، قدرت سیاسی و توسعه را توضیح دهند و به این پرسش پاسخ دهند که چرا برخی کشورها موفق میشوند رشد پایداری ایجاد کنند، درحالیکه برخی دیگر در فقر باقی میمانند. بااینحال، عجماوغلو و رابینسون بیشتر بر نقش ساختارهای نهادی و توزیع قدرت تأکید دارند، درحالیکه یوئن یوئن انگ با تمرکز بر تجربهٔ چین، فرایند تدریجی و همتکاملی دولت و بازار را بررسی میکند.
شباهتها با کتاب چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت:
- بررسی دلایل فقر و ثروت کشورها
- تمرکز بر رابطهٔ نهادها و توسعهٔ اقتصادی
- بررسی نقش دولت و ساختارهای سیاسی
- تحلیل رابطهٔ قدرت سیاسی و اقتصاد
- بررسی عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی
- به چالش کشیدن نظریههای ساده دربارهٔ توسعه
- استفاده از نمونههای تاریخی و مطالعات موردی
از مطالعهٔ این کتاب نیز به اندازهٔ «چین چگونه از تلهٔ فقر گریخت» لذت خواهید بُرد، چون هر دو کتاب شما را به بررسی عمیقتر دلایل موفقیت یا شکست کشورها، نقش نهادها و رابطهٔ پیچیدهٔ سیاست و اقتصاد دعوت میکنند.
سخن پایانی
کتاب «چگونه چین از دام فقر گریخت» اثری ارزشمند برای درک مسیر پیچیدهٔ توسعهٔ اقتصادی چین و بررسی رابطهٔ میان رشد اقتصادی، حکمرانی و نهادهاست. نویسنده با فاصله گرفتن از پاسخهای ساده و کلیشهای، نشان میدهد که توسعه با یک فرمول ثابت یا ترتیب مشخصی از اصلاحات آغاز نمیشود و کشورها میتوانند متناسب با شرایط خود، مسیرهای متفاوتی را برای خروج از فقر تجربه کنند. همین نگاه متفاوت، این کتاب را به اثری قابلتوجه در حوزهٔ اقتصاد سیاسی و مطالعات توسعه تبدیل کرده است.
یکی از نقاط قوت اصلی کتاب، ترکیب تحلیل نظری با شواهد تاریخی و تجربی است. یوئن یوئن انگ با بررسی تجربهٔ چین و معرفی مفاهیم تازه، نقش سیاستگذاری انعطافپذیر، ابتکار عمل محلی و تعامل میان دولت و بازار را در فرایند توسعه بررسی میکند. مطالعهٔ این کتاب به خواننده کمک میکند رابطهٔ میان رشد اقتصادی، توسعهٔ نهادی، حکمرانی، بازار و کاهش فقر را دقیقتر درک کند و دربارهٔ این تصور که کشورهای درحالتوسعه برای پیشرفت ابتدا باید به الگوی کامل و ازپیشتعیینشدهای از حکمرانی دست پیدا کنند، نگاه انتقادیتری داشته باشد.
«چگونه چین از دام فقر گریخت» پژوهشی دربارهٔ چگونگی شکلگیری مسیرهای توسعه و امکان سازگاری جوامع با شرایط متغیر است. مطالعهٔ آن برای کسانی که به اقتصاد، علوم سیاسی، توسعه، حکمرانی، سیاستگذاری عمومی و اقتصاد چین علاقه دارند، میتواند بینشهای تازهای ایجاد کند و به درک بهتر چالشهای کشورهای فقیر و درحالتوسعه کمک کند. مهمترین فایدهٔ کتاب این است که خواننده را تشویق میکند توسعه را فرایندی پویا، تدریجی و وابسته به شرایط هر جامعه ببیند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
پس کشورهای فقیر و جوامع ضعیف چگونه میتوانند از تلهٔ فقر بگریزند؟ در توسعه کدامیک مقدم بر دیگری است: رشد اقتصادی یا حکمرانی خوب؟ پاسخهای ارائهشده به این سؤال بسیار متفاوت بوده است. اصحاب نظریهٔ «نوسازی» میگویند «رشد به حکمرانی خوب میانجامد» (رشد حکمرانی خوب). استدلالشان هم این است که بهتدریج که کشورها ثروتمند میشوند، یک طبقهٔ متوسط شکوفنده مطالبهگرِ پاسخگویی بیشتر و حفاظت از حقوق فردی میشود که سرانجام این امر به ایجاد دیوانسالاری سرمایهداری میانجامد. از سوی دیگر، گروهی را عقیده بر آن است که کشورهایی موفق به ایجاد سازمان اداری نوین (مدرن) و حذف فساد میشوند که به حد کافی ثروتمند شده باشند.
در بیان کمبودهای اولین نظریه باید گفت که تئوری نوسازی (مدرنیزاسیون) پایههای رشد اقتصادی را توضیح نمیدهد. در نظریهٔ اقتصاد کلاسیک، بر اساس مدل هارود-دُمار، رشد از سرمایهگذاری به دست میآید، ولی سؤال این است که کشورهای فقیر از کجا باید سرمایه به دست آورند؟ جفری سَکس، اقتصاددان معروف معاصر، میگوید این سرمایه را باید ملتهای ثروتمند در قالب کمکهای خارجی عظیم تأمین کنند. او بر این باور است که هرگاه جهان سوم اولین جهش را انجام داد، سایر چیزهای خوب هم مهیا میشود. این در حالی است که بر مبنای پژوهشهای بسیار میتوان نشان داد که پیوند بین کمکهای خارجی و کامیابی در امر رشد، پیوندی بسیار شکننده است. حتی عدهای باور دارند که در کشورهای فقیر، کمکهای خارجی به فساد بیشتری دامن زده و خرابکاریهای ناشی از آن بیشتر از محاسنش بوده است.