

نشر میلکان منتشر کرد:
اروین یالوم، در آستانهی نودوسهسالگی و در مواجهه با زوال حافظه و همچنین پیامدهای همهگیری جهانی که بخش عمدهای از زندگی روزمره را به دنیای مجازی کشاند، ناگزیر شد تا ساختار جلسات درمانیاش با بیماران را بهکلی تغییر دهـد. دکتر یالوم بـهجای تسلیمشـدن در برابر این اتفاقات، محدودیتهای واقعیتهای جدید را پذیرفت و رویکرد درمانیاش را متحول ساخت. او بـا تمرکز بر آنچه میتوان در یک مشاورهی یکساعته و فقط یک بار میان بیمار و درمانگر به دست آورد، رویکرد «اینجا و اکنونِ» خود را با جدیتی بیشتر به کار بست.
در این کتاب، یالوم بـرخی از این جلسات عمیق و دگرگونکننده را روایت میکند و مجموعهای از مشکلات انسانی و همچنین تحول حرفهایاش در اواخر دوران کاریاش را در مقام درمانگر کاوش میکند. او با بازگویی این مشاورهها، نشان میدهد چگونه اشتیاق درمانگر به گشودگی، به بیماران کمک میکند تا سپرهای دفاعیشان را کنار بگذارند. این امر به پیوندی ژرفتـر و بیواسطهتر میانجامد که برای رسیدن به بصیرتهای عمیق در فقط شصت دقیقه ضروری است. این پیوند با آسیبپذیـری همراه است و یالوم را بـه افشای جنبههایی از زندگی شخصیاش واداشته که پیشتر از بیماران پنهان میکـرد؛ از جمله دوران کودکیاش در واشینگتندیسی، سیر تکامل اندیشهاش دربـارهی فلسفه و رواندرمـانی و درگذشت اخیر همسرش. او در سراسر کتاب ساعت دل، مرزهای خودافشایی را بهعنوان ابزاری درمانی، جابهجا میکند.
زندگی گرانبهاست و زمان مشترک ما کوتاه. ساعت دل کـه با همکاری پسر یالوم نگاشته شده، به ما میآموزد چگونه در لحظهی حال، با صداقت و آسیبپذیری بیشتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم.
فروشگاه اینترنتی ۳۰بوک
دربارهی کتاب
کتاب «ساعت دل» (Hour of the Heart) اثری تازه از دکتر اروین یالوم است که در سالهای پایانی فعالیت حرفهایاش نوشته و در آن به تجربهای خاص در رواندرمانی میپردازد: جلسات درمانی کوتاهمدت و یکساعته. این کتاب برخلاف بسیاری از آثار قبلی یالوم که اغلب بر روند طولانیمدت درمان تمرکز داشتند، به شیوهای متفاوت نوشته شده است. او در اینجا میخواهد نشان دهد که حتی در یک گفتوگوی صادقانهی شصت دقیقهای، میتوان لمس کرد که رواندرمانی چقدر زنده، واقعی و تأثیرگذار است.
هر فصل این کتاب، روایت یک جلسهی درمانی است؛ جلسهای که تنها یک بار برگزار شده، اما در آن رابطهای انسانی، عمیق و گاه دگرگونکننده شکل میگیرد. موضوعات متنوعی در این جلسات مطرح میشود؛ مرگ، تنهایی، از دستدادن، اضطراب وجودی، بیمعنایی، خیانت، خشم یا امید به رهایی از جمله مسائلی هستند که یالوم به آن توجه دارد. سبک روایت یالوم بسیار شفاف، صمیمی و بیواسطه است. او تنها رواندرمانگر نیست؛ نویسندهای انسانی به شمار میرود که در نوشتن از رنج و زیبایی انسان، زبانی قابل فهم و همدلانه دارد.
«ساعت دل» کتابی است برای خواندن آهسته. برای اندیشیدن دربارهی زندگی، رابطهها و آن لحظههای کمیابی که در آنها کسی حرف دلمان را میشنود، بدون داوری. این کتاب بیش از آنکه فقط برای روانشناسان باشد، برای هر انسانی است که به خود و دیگری علاقه دارد و میخواهد معنای زندگی را عمیقتر بفهمد.
ویژگیهای مثبت کتاب
- تمرکز بر لحظهی حال: کتاب بر اهمیت حضور در «اینجا و اکنون» تأکید دارد و نشان میدهد که چگونه تمرکز بر لحظهی حال میتواند به درک بهتر خود و دیگران منجر شود.
- صداقت و شفافیت: یالوم با صداقت در مورد تجربیات شخصی و حرفهای خود صحبت میکند، که این امر به ایجاد ارتباطی عمیقتر با خواننده کمک میکند.
- روایتهای انسانی و قابل لمس: داستانهای ارائهشده در کتاب، واقعی و انسانی هستند و خواننده میتواند بهراحتی با آنها ارتباط برقرار کند.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
- افرادی که به رواندرمانی و فرآیندهای درمانی علاقهمند هستند.
- کسانی که به دنبال درک عمیقتری از روابط انسانی و ارتباط در لحظه هستند.
- دانشجویان و متخصصان حوزهی روانشناسی و رواندرمانی.
- خوانندگانی که به آثار تأملبرانگیز و انسانی علاقه دارند.
دربارهی نویسنده
اروین دیوید یالوم (Irvin D. Yalom)، پزشک، روانپزشک و نویسندهی برجستهی آمریکایی، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در حوزهی رواندرمانی اگزیستانسیال (هستیگرایانه) در قرن بیستم و بیستویکم محسوب میشود. او متولد سال ۱۹۳۱ در واشینگتن است و سالها استاد روانپزشکی در دانشگاه استنفورد بود. یالوم نه تنها در زمینهی درمان فردی، بلکه در گسترش نظریهها و آموزش رواندرمانی گروهی نیز نقش برجستهای دارد. وجه تمایز یالوم، تلفیق رواندرمانی با ادبیات و فلسفه است. او از زبان خشک علمی فاصله میگیرد و مفاهیم عمیق روانشناسی را در قالب داستانهایی انسانی و واقعی به خواننده منتقل میکند. آثار او ترکیبی از رواندرمانی عملی، فلسفهی زندگی و روایتهای داستانی هستند که نهفقط دانشپژوهان، بلکه خوانندگان عمومی را نیز جذب میکنند.
از مشهورترین آثار او میتوان به وقتی نیچه گریست (When Nietzsche Wept)، درمان شوپنهاور (The Schopenhauer Cure)، مسئلهی اسپینوزا (The Spinoza Problem) و... اشاره کرد.
یالوم به ویژه به چهار دغدغهی اگزیستانسیال انسانها توجه دارد: مرگ، آزادی، تنهایی و بیمعنایی. او در نوشتههایش تلاش میکند نشان دهد که چطور میتوان با این دغدغهها زندگی کرد، نه اینکه از آنها فرار کرد. در «ساعت دل» نیز همین دغدغهها را در قالب لحظههای کوتاه اما اثرگذار به تصویر میکشد.
یالوم، در کنار نبوغ درمانیاش، یک نویسندهی متفکر و عمیق است؛ کسی که با نگاهی مهربانانه و روشن، انسان را همانطور که هست میبیند: آسیبپذیر، پیچیده و در جستوجوی معنا.
کتابهای مشابه
وقتی نیچه گریست (When Nietzsche Wept)
این رمان تخیلی، داستان ملاقات خیالی بین دکتر یوزف برویر (پزشک و رواندرمانگر اتریشی) و فریدریش نیچه (فیلسوف مشهور آلمانی) را روایت میکند. در وین سال ۱۸۸۲، لو آندریاس-سالومه، دوست نزدیک نیچه، از برویر میخواهد تا به نیچه کمک کند. برویر با استفاده از روشهای نوین رواندرمانی، سعی میکند نیچه را درمان نماید، در حالی که خود نیز با مشکلات شخصیاش درگیر است.
این داستان، ترکیبی از فلسفه، رواندرمانی و داستانسرایی به شمار میرود که به بررسی عمیق روان انسان و مفاهیمی چون عشق، رنج، آزادی و معنا میپردازد. یالوم با خلق این داستان، به خواننده نشان میدهد که چگونه گفتگوهای عمیق و صادقانه میتواند به تحول فردی منجر شود.
درمان شوپنهاور (The Schopenhauer Cure)
در این رمان، دکتر یولیوس هرتسفلد، رواندرمانگر با تجربه، پس از تشخیص بیماری لاعلاج، تصمیم میگیرد با فیلیپ اسلیت، یکی از بیماران سابقش که درمانش ناموفق بوده، تماس بگیرد. فیلیپ اکنون به یک مشاور فلسفی تبدیل شده و زندگیاش را بر اساس آموزههای آرتور شوپنهاور بنا نهاده است.
یولیوس از فیلیپ میخواهد تا در جلسات گروهدرمانیاش شرکت کند. حضور فیلیپ، با دیدگاههای فلسفی خاصش، تأثیرات عمیقی بر اعضای گروه میگذارد و در نهایت، خود فیلیپ نیز دچار تحول میشود.
این کتاب، با ترکیب داستانسرایی و فلسفه، به بررسی مفاهیمی چون مرگ، معنا، رنج و تحول شخصی میپردازد و نشان میدهد که چگونه مواجهه با فلسفه میتواند به رشد فردی منجر شود.
سخن پایانی
کتاب «ساعت دل» نه فقط اثری دربارهی رواندرمانی، بلکه تجربهای عمیق از انسانبودن است. دکتر اروین یالوم، در این اثر، بار دیگر ثابت میکند که درمان صرفاً مجموعهای از تکنیکها نیست، بلکه لحظهای از حضور واقعی، شنیدن بدون قضاوت و لمس حقیقت زندگی انسانی است. روایتهای او از جلسات کوتاهمدت اما پُرمعنا، خواننده را با خود همراه میکنند تا با نگاهی تازهتر به مفاهیم پیچیدهای مانند مرگ، تنهایی، معنا و رنج نگاه کند.
اگرچه این کتاب به ظاهر دربارهی درمان است، اما در واقع، دربارهی زندگی است؛ دربارهی مواجههی صادقانه با احساسات، انتخابها و رابطهها. اگر به دنبال راهی برای خودشناسی، رشد درونی یا نگاهی ژرفتر به روابط انسانی هستید، «ساعت دل» کتابی ضروری و پُرثمر بهشمار میآید.
اگر این مسیر تأمل را ادامه دهید، آثار دیگری از یالوم مانند وقتی نیچه گریست و درمان شوپنهاور نیز میتوانند گامهای بعدی باشند؛ کتابهایی که در مرز میان رواندرمانی و فلسفه حرکت میکنند و به جای پاسخهای سریع، خواننده را به پرسشهای عمیقتر دعوت میکنند.
در دنیایی که سطحینگری روزبهروز بیشتر میشود، این کتابها ما را به کندشدن، دیدن، شنیدن و اندیشیدن دعوت میکنند؛ همان چیزهایی که شاید بیش از همیشه به آنها نیاز داریم.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
یک بار این ایدهی جسورانه به ذهنم رسید که مهمترین آموختهها و بینشهایم در مورد چگونگی انجام روان درمانی را گردآوری کنم، نتیجهی این کار، کتابی مفید به نام هدیهی درمان شد. در مقدمهی آن کتاب نوشتم که در هفتادسالگی، دو اتفاق مهم برایم رخ داده بود. اول اینکه بیمارانم نگران شده بودند که تا چه زمانی میتوانند روی کمک من حساب کنند. آیا ممکن است به تعطیلات بروم و هرگز بازنگردم؟ آیا امکانش هست به زودی مجبور شوند به جای ملاقات با خودم، بر سر مزارم بیایند؟ دوم اینکه با توجه به مرگ به ظاهر قریب الوقوعم، خیلی تمایل داشتم هر آنچه در طول چهار دهه رواندرمانگری آموخته بودم، هر چه زودتر به دیگران منتقل کنم.
همانطور که گذشت زمان ثابت کرد، این نگرانیها کمی زودهنگام بودند. حالا بیش از بیست سال گذشته و همچنان به این میاندیشم که چگونه میتوانم به بهترین شکل ممکن، به بیماران و درمانگران کمک کنم. اکنون و در آستانهی نود و سه سالگی ، شاید واقعاً وقتش رسیده باشد که دربارهی مرگم و انتقال آموختههایی که با تلاش بسیار به دست آوردهام، جدیتر فکر کنم. البته مطمئن نیستم؛ شاید بیست سال دیگر هم بتوانم دوباره این موضوع را بررسی کنم.
شاید بپسندید














از این نویسنده




























































