%10


دفعات مشاهده کتاب
146
علاقهمندان به این کتاب
1
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات علی منتشر کرد:
گریهی بیصدایش تبدیل به هق هق شد:
- آتا میگه؛ «اورَک یورولسا تَر گُوزدَن آخار ...»
امیر نامفهوم نگاهش کرد:
-فحش بود؟
سرش را بالا برد:
- «قلب که خسته بشه عرقش از چشم میریزه بیرون”
امیر نگاهش کرد، بدون حرف، طولانی.
در نگاه معصوم این دختر چیزی بود که اجازه نمیداد بی خیال او بشود.
دست هایش را در هم گره زد:
- میدونم شرایط خوبی نداری، ولی باید یه چیزایی همین اول روشن بشه.
فروغ سرش را تکان داد:
- اجازه بدین حرفمو بزنم... شاید اگه بفهمین من اون دختری نیستم که فکرشو میکنین احتیاج به هیچ توضیحی نباشه.
امیر نگاهش را به صورت مضطرب دخترک دوخت:
- این یه قرارداد بین من و شماست و به هیچکس ربطی نداره... مخصوصا خونواده هامون.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
505 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
582 گرم
سال انتشار
1404
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














414٬000 تومان
460٬000
%10










































