

دیروز در هتل کلارندون
انتشارات شالگردن منتشر کرد:
داستانی فلسفی که در هتل کلارندونِ شهر کبک رخ داده و حول زندگی چهار زن میچرخد که هر یک به نوعی با هنر، تاریخ و هویت شخصی خود درگیر هستند.
نیکول بروسار با ظرافت این زندگیها را به هم متصل میکند و در عین حال، به هر شخصیت فضایی برای نفس کشیدن و روایت تجربههای خود میدهد.
شخصیت اصلی، کارلا کارلسون، نویسندهایست که در تلاش برای تکمیل رمانش به این هتل آمده است.
رمان در پنج بخش روایت شده و لحنی شاعرانه و گاهی نمایشنامهگونه دارد. بخشهایی از آن به صورت جستارهای پراکنده یا تأملات شخصی نوشته شده. این ساختار غیرخطی و فرمالیستی، از ویژگیهای بارز سبک بروسار است و مثل یک تابلوی نقاشی یا یک قطعهی موسیقیست که لایهلایه باز میشود.
هتل کلارندون به عنوان قلب روایت عمل میکند، فضایی موقتی که همهی شخصیتها را دور هم جمع کرده، به نحوی که هر کدام از آنها در نقطهی عطف زندگیشان کنار یکدیگر قرار میگیرند.
بروسار در این اثر، واقعیت را به چالش میکشد و با زبانی شاعرانه، خواننده را به سفری درونی دعوت میکند که در آن گذشته و حال، زندگی و مرگ، خلاقیت و ویرانی در هم میآمیزند.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این مترجم








































