%20


دفعات مشاهده کتاب
181
علاقهمندان به این کتاب
0
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات ثالث منتشر کرد:
خونریزی اولین رمان محمدمعین شرفائی است، او قبلاً با مجموعهداستان وال و کولیها خود را به ادبیات داستانی ایران و مخاطبانش معرفی کرد و توانست در جایزهٔ مهرگان ادب موفق ظاهر شود. شرفائی نویسندهٔ قصهگویی است و درک عمیقی از فرم رمان دارد او در آثارش از شاخصههای پست مدرنیسم ادبی بهره میبرد، در این اثر نگاه ویژهای به داستانگویی داشته، داستانگوییای که با رئالیسم جادویی، بینامتنیت و ژانر معمایی و جنایی آمیخته شده که در جغرافیای استان کرمانشاه معنا پیدا می کند. این رمان دربارهٔ سرگذشت سه مرد است که به دنبال خروج از مرز در مسافرخانهای حوالی نوسود با یکدیگر آشنا می شوند؛ هر سه زخمی از گذشته دارند که هنوز تازه است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
نشر
شابک
9786223842016
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
156 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
154 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «خونریزی» اولین رمانِ محمدمعین شرفائی نویسنده و روزنامهنگار جوان ایرانی است که پس از انتشار مجموعه داستانهای «وال و کولیها» خود را به دنیای ادبیات شناساند. این اثر در فرم روایی خود به شدت متکی بر داستانگویی است و با ترکیب عناصری از رئالیسم جادویی و ژانر معمایی جنایی در فضای استان کرمانشاه روایت میشود. داستان حول سرنوشت سه مرد میچرخد که در مسافرخانهای نزدیک نوسود و در مسیر خروج از مرز به هم میرسند و هر یک با زخمی که از گذشته بر جان دارد دستوپنجه نرم میکند، موضوعاتی مانند هویت، زخمهای درونی و تلاش برای عبور از موقعیتهای دشوار را به تصویر میکشد.
دربارهٔ کتاب
داستان «خونریزی» روایت سرنوشت چند مرد است که در نقطهای مرزی در کرمانشاه، حوالی مسافرخانهای نزدیک نوسود، به هم میرسند و هرکدام زخمی از گذشته با خود دارند. آنها که بهدنبال فرصتی برای خروج از مرز و عبور از وضع موجود هستند، در گفتوگوها و برخوردهایشان رازها و تجربههای تلخ زندگیشان را کمکم آشکار کرده و خواننده تکههایی از زندگی هرکدام را میبیند. گذشتهای که هنوز بر روان و جسمشان اثر گذاشته و باعث میشود تصمیمهایشان در لحظههای حساس سرنوشتساز شود. این همآیی سه مرد در نقطهای مرزی، اما بهانهای برای پرداختن به زخمهای درونی، هویت و تلاش برای عبور از موقعیتهای دشوار در مسیر به سمت آزادی و تغییر است.
اما واقعیت نیز این است که داستان «خونریزی» تلاش سه مرد برای خروج از مرزها نیست و به نوعی تجربههای اجتماعی و روانی انسانها و شخصیتهای داستان را با خواننده به اشتراک میگذارد. هر شخصیت با گذشتهای پرچالش همراه است که هنوز سایهٔ این چالشها بر روی تصمیمهای امروزشان سنگینی میکند. گفتوگوهای بین این سه مرد، فضایی فراهم میکند تا خواننده نگاه متفاوتی به انگیزهها، ترسها و امیدهای هرکدام داشته باشد.
رمان «خونریزی» داستان چگونگی مواجهه انسان معاصر با زخمهای درونی و رابطهاش با محیط پیرامون است، بهخصوص وقتی که در موقعیتهای بحرانی قرار میگیرد و تلاش میکند راهی برای ادامه مسیر بیابد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«خونریزی» با ترکیب داستانی عمیق و فضاسازی دقیق، یکی از آثار برجسته ادبیات معاصر ایران به شمار میرود. این کتاب با روایت چندلایه و تمرکز بر زخمهای درونی شخصیتها، علاوه بر جذابیت دراماتیک، به تحلیل روانی و اجتماعی انسانها در شرایط بحرانی میپردازد و توانایی نویسنده در خلق تنش و حفظ ریتم داستانی، آن را از سایر رمانهای مشابه متمایز میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- روایت چندلایه و شخصیتپردازی عمیق: چون داستان «خونریزی» حول چند شخصیت اصلی میچرخد که هرکدام گذشتهای پیچیده و زخمهای روحی خاص خود دارند، خواننده میتواند هر شخصیت را از زوایای مختلف بشناسد و با انگیزهها و ترسهای او همذاتپنداری کند.
- فضاسازی دقیق و ملموس: چون رمان در منطقهای مرزی و مسافرخانهای خاص روایت میشود، نویسنده موفق شده حس واقعی مکان و جو حاکم بر شخصیتها را به خواننده منتقل کند.
- ترکیب ژانرهای ادبی و اجتماعی: عناصر رئالیسم جادویی، معمایی و اجتماعی با هم تلفیق شده و داستان هم جذاب و پرکشش است و هم در پس زمینهی روایت، تحلیلهای روانشناسانه و اجتماعی دارد.
- تمرکز بر زخمهای درونی و هویت: نویسنده در رمان «خونریزی» به بررسی زخمهای گذشته و تأثیر آنها بر تصمیمها و مسیر زندگی شخصیتها میپردازد و خواننده را به تأمل درباره هویت، آسیبها و تلاش برای تغییر در زندگی خود دعوت میکند.
- ریتم داستانی پویا و درگیرکننده: نویسنده با حفظ تنش و پیشرفت منطقی داستان را به پیش میبرد، خواننده با هر صفحه میل به ادامه خواندن پیدا میکند و تجربهای جذاب و پرهیجان از مسیر شخصیتها دارد.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب افرادی است که به رمانهای روانشناسانه و اجتماعی علاقهمندند و دوست دارند فراتر از یک داستان سطحی، به دنیای درونی شخصیتها و تأثیر گذشته بر رفتار و تصمیمهایشان بپردازند. همچنین کسانی که به داستانهای با فضاسازی ملموس، تعلیق و تنشهای انسانی در موقعیتهای بحرانی علاقه دارند، یا از ترکیب ژانرهای ادبی مانند رئالیسم جادویی، معمایی و اجتماعی لذت میبرند، این رمان برایشان جذاب خواهد بود. این کتاب برای خوانندگانی که به ادبیات داستانی و به داستانهایی علاقه دارند که در آنها نویسنده به هویت، زخمهای درونی و رابطه انسان با محیط پیرامونش پرداخته باشد، با مطالعهٔ این کتاب تجربهای عمیق و متفاوت خواهند داشت.
چرا رمان «خونریزی» را بخوانیم؟
- چون روایت شخصیتها واقعی و روایت چندبعدی است: هر شخصیت با گذشتهای پیچیده و انتخابهایی دشوار معرفی میشود، بنابراین میتوان با انگیزهها، ترسها و امیدهایشان همذاتپنداری کرد و تجربهای نزدیک به زندگی واقعی انسانها پیدا کرد. محیط مرزی و مسافرخانهای که رمان در آن جریان دارد، تنش و اضطراب شخصیتها را به خوبی منتقل میکند و خواننده را کاملاً در جریان ماجرا قرار میدهد، طوری که حس حضور در صحنههای داستان ایجاد میشود.
- چون ترکیب ژانرها خواننده را سرگرم میکند و به تفکر وامیدارد: این داستان با تلفیق عناصر معمایی، اجتماعی و رئالیسم جادویی نوشته شده که باعث میشود داستان هم جذاب و هیجانانگیز باشد و هم زمینهای برای تفکر درباره مسائل هویتی، اجتماعی و روانی ایجاد کند. ریتم داستان پویا است و خواننده را همراه میکند. پیشرفت منطقی روایت و حفظ تنش در سراسر داستان باعث میشود که خواننده همواره علاقهمند به ادامه خواندن باشد و با شخصیتها و موقعیتهایشان همراه شود.
- چون به بررسی زخمهای درونی و تأثیر آنها بر زندگی میپردازد: داستان «خونریزی» فقط دربارهٔ چند مرد نیست که اتفاقی کنار مرز با یکدیگر ملاقات میکنند، این داستان نشان میدهد که چگونه گذشته میتواند مسیر زندگی و تصمیمهای انسان را شکل دهد یا آنها را تغییر دهد و این نگاه به زخمها و تلاش برای عبور از آنها، تجربهای عمیق و آموزنده برای خواننده ایجاد خواهد کرد.
کتاب «خونریزی» را بخوانید، چون یکی از رمانهای معاصر متفاوت ایرانی است؛ ترکیب روایت چندلایه، شخصیتپردازی عمیق و فضاسازی واقعی، آن را به اثری تبدیل کرده که هم ذهن و هم احساس خواننده را درگیر میکند. این رمان نه تنها داستان جذابی دارد، بلکه فرصت تأمل در زمینههای روانشناختی و اجتماعی فراهم میکند و به درک بهتر زخمهای درونی و چالشهای انسانی کمک میکند.
دربارهٔ نویسنده
محمدمعین شرفائی نویسنده و روزنامهنگار جوان ایرانی است که در سال ۱۳۷۴ به دنیا آمده و یکی از صداهای نوظهور این عرصه به شمار میرود. او فعالیت حرفهای خود را با داستان کوتاه آغاز کرد و با مجموعه «وال و کولیها» توجه منتقدان ادبی را به خود جلب کرد و این کتاب در جشنوارههای ادبی مثل جایزه مهرگان ادب نیز نامزد شده و در دیگر رویدادها مورد توجه قرار گرفته است. شرفائی سپس به نگارش رمان روی آورد و «خونریزی» را بهعنوان اولین رمان خود منتشر کرد، اثری که بهدلیل تلفیق رئالیسم جادویی، روایت معمایی و فضای اجتماعی شناخته میشود و نشاندهنده درک عمیق او از فرم و ساختار رمان است.
سخن پایانی
رمان «خونریزی» نه تنها یک داستان معمایی است، بلکه فرصتی برای تأمل عمیق در روان و تجربههای انسانی فراهم میکند. خواننده با هر شخصیت وارد دنیایی میشود که زخمی از گذشته بر آن سایه افکنده و تلاشهایش برای عبور از موقعیتهای دشوار، ما را با پیچیدگیها و تضادهای وجود انسان مواجه میکند. این اثر نشان میدهد که داستان میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم ابزاری برای شناخت بهتر خود و دیگران باشد.
در کنار این، فضاسازی دقیق و ملموس کتاب «خونریزی»، تجربهای حسی برای خواننده ایجاد میکند که هر صحنه و هر لحظه داستان، حس حضور در محیط را منتقل میکند. تعامل شخصیتها و تنشهای روانی میان آنها، رمان را از یک روایت ساده فراتر میبرد و آن را به تجربهای عاطفی و متفکرانه تبدیل میکند چنانکه پس از پایان کتاب، ذهن خواننده همچنان درگیر تحلیل رفتارها، تصمیمها و انگیزههای شخصیتهاست.
«خونریزی» با ترکیب ژانرهای مختلف، شخصیتپردازی عمیق و بررسی عمیق زخمهای درونی و روان انسان به شکلی هنرمندانه توانسته جایگاهی متفاوت از سایر رمانهای معاصر برای خود داشته باشد. این رمان به ما نشان میدهد که هر انسانی با گذشته و تجربههایش شکل میگیرد و مواجهه با ترسها، امیدها و محدودیتها بخشی از مسیر زندگی است. مطالعه این کتاب، نهتنها تجربهای جذاب خواهد بود، بلکه فرصتی برای تأمل درباره هویت، روابط انسانی و قدرت تغییر و عبور از مشکلات فراهم میکند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
چند قدمی دنبالش رفتم. یک لحظه برگشت و با ابروهای پیوسته چینی به پیشانی انداخت و به درِ پشتی مسافرخانه اشاره کرد. بعد راهش را کشید و رفت. در را هل دادم و وارد شدم. بوی نفت نفسم را برید. اولین چیزی که چشمهایم دنبالش گشت توالت بود. مسیر توالت را در ذهنم مجسم کردم که اگر تهوع به سراغم آمد تا آنجا بدوم. توالت بعد از چند در بود که رویشان از شمارهٔ یک تا پنج شمارهگذاری شده بود. بعد از توالت راهرویی کوچک بود و بعد میز و صندلی. روی میز چند پرچم بینالمللی پوسیده گذاشته بودند. دختر بُزبهدوش کت مردانهای بر تن کرده بود که هیبتش را زمخت نشان میداد. نگاهم کرد و گفت: «سه.»
منتظر کلید نبودم. در اتاقها دستگیره نداشت. نگاهی به دختر انداختم. قبل از آنکه حرف بزنم دوباره با ابرو به راهرو منتهی به اتاق شمارهٔ سه اشاره کرد. دو مرد در سکوت مطلق نشسته بودند و دستهایشان را بالای علاءالدینی طوسیرنگی گرفته بودند. دختر گفت: «همسفرهاتن.»
کمی به دختر نزدیک شدم. میخواستم چیزی بیشتر ازش بدانم. بوی عرق تندی میداد و سخت نفس میکشید. در جیبش دنبال چیزی میگشت. سر بالا نیاورد و گفت: «جعفرخان گفته فردا صبح ساعت چهار آماده باشین.»
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
مهدی هدایتی
18 اردیبهشت 1405
بسیار کتاب خواندنی هست. واقعا انتظار نداشتم یک رمان اولی اینگونه پخته عمل کنه و تکنیکی بنویسه.
موضوع هم ایده قشنگی داشت. داستان به زیبایی همراه با استعاره به انتها میرسه.
0
0
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














208٬000 تومان
260٬000
%20


























