%33


عشق هلاکت بار
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
222٬440 تومان
332٬000
دفعات مشاهده کتاب
204
علاقهمندان به این کتاب
3
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
0
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات نگاه منتشر کرد:
هجده سال! درخشش طلایی و سرخفام سپیدهدم زندگی! زیباییهای قلبی که هنوز رؤیای ثمر دادن را ندیده و سراسر در عطر گلها غرق است! هجده سال! عشق آن دوران! گذر از آغوش خانواده، از بازوان مادر، از بوسههای خواهران. هجده سال!… و سپس تبعید از وطن، از عشق و از خانواده! دیگر هرگز آسمان پرتغال، نه آزادی، نه برادران، نه مادر، نه اعادۀ حیثیت، نه شرافت و نه هیچ دوستی! … چه غمانگیز!
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786222676582
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
210 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
195 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «عشق هلاکتبار» (Amor de Perdicao) اثر کامیلو کاستلو برانکو (Camilo Castelo Branco) نویسندهٔ پرتغالی است که در سال ۱۸۶۲ برای اولینبار منتشر شد. ترجمهٔ انگلیسی این کتاب با عنوان Doomed Love در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و چندین بار براساس این کتاب فیلم ساختهاند. این رمان یکی از آثار شاخص رمانتیسیسم پرتغالی است و یک داستان عاشقانهٔ تراژیک که اغلب از نظر شدت و جبرگرایی با درامهای شکسپیر مقایسه میشود. «عشق هلاکتبار» داستان سیمائو و ترزا را دنبال میکند که عشق پرشورشان تحتتأثیر رقابت خانوادگی، قوانین سختگیرانه و فرهنگ سرکوبگر قرن نوزدهم پرتغال در هم میشکند.
دربارهٔ کتاب
«عشق هلاکتبار» داستانِ سیمائو بوتلهو، مرد جوان سرکشی از خانوادهای اشرافی است که عمیقاً عاشق ترزا، دختر رقیب سرسخت پدرش، میشود. عشق آنها مخفیانه از طریق نامههای رد و بدل شده و اشارههای خاموش از میان پنجرهها آشکار میشود، اما دشمنی دیرینه بین خانوادههایشان هرگونه اتحادی را غیرممکن میسازد. پدر ترزا وقتی متوجهٔ عشق میانشان میشود، به سرعت مداخله میکند، او را محدود میکند تا نتواند با سیمائو در ارتباط باشد و ازدواج او را با پسرعمویش بالتازار کوتینیو ترتیب میدهد.
خلقوخوی سیمائو کمکم به فداکاری پرشوری تغییر میکند و به شدت تحتتأثیر بیعدالتی جداییشان قرار میگیرد. اوج داستان زمانی است که بالتازار با او روبرو میشود و در لحظهای از افتخار و خشم شدید، سیمائو او را میکشد و سرنوشت او را رقم میزند. سیمائو که زندانی و بعداً به تبعید در هند محکوم شده است، با وجود زوال جسمی ترزا در اثر بیماری و رنج عاطفی، از رها کردن عشق خود امتناع میکند. ترزا در نهایت به صومعه فرستاده میشود، جایی که ضعیفتر میشود و مظهر آرمان رمانتیک عشق وفادارانه و فداکارانه است.
ماریانا، دختر فداکار زندانبان سیمائو، در سکوت او را دوست دارد و با از خودگذشتگی به او کمک میکند و بُعد دیگری از فداکاری تراژیک را به نمایش میگذارد. سیمائو تبعید میشود و ترزا باید با سرنوشت نامعلوم خود روبهرو شود. رمان «عشق هلاکتبار» تنها یک پیام دارد و آن این است که عشق، هنگامی که با قوانین سختگیرانه اجتماعی و غرور خانوادگی روبرو میشود، نه به کمال، بلکه به تباهی میرسد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«عشق هلاکتبار» یکی از قدرتمندترین جلوههای رمانتیسیسم پرتغالی را با یک داستان تراژیک و نقد اجتماعی تند و تیزش، به نمایش میگذارد. در حالی که داستان عشق محکوم به فنا بین سیمائو و ترزا را روایت میکند، نیروی واقعی آن در چگونگی تبدیل شور و اشتیاق شخصی به تفسیری گستردهتر از فرهنگ شرافت، اقتدار خانواده و انعطافناپذیری خفقانآور جامعه قرن نوزدهم نهفته است. این رمان، تأثر ملودراماتیک را با عمق روانشناختی و طنز روایی شگفتآور مدرن ترکیب میکند و آن را هم به یک تراژدی رمانتیک اصیل تبدیل میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- نمونهای از تراژدی رمانتیک ناب: این رمان ویژگیهای اصلی رمانتیک از جمله عشق مطلق، افراط عاطفی، رنج، فداکاری و مرگ را در برمیگیرد و عشق در این رمان امری تام و متعالی است.
- نقدی تند بر ساختارهای اجتماعی و خانوادگی: با اینکه داستان عاشقانه است اما غرور زندگی اشرافانه، رقابت خانوادگی و قوانین سختگیرانه بر آن حاکم است و وسواس والدین به جایگاه و انتقام را نشان میدهد.
- عمق روانشناختی در داستانی عاشقانه: شخصیتها بسیار روانشناسانه به تصویر کشیده شدهاند و عجولی سیمائو به همراه استقامت ترزا نشان دهندهٔ قدرت خاموش رمان «عشق هلاکتبار» است.
- سبک روایی متفاوت: صدای روایی کامیلو متمایز است؛ گاهی اوقات طعنهآمیز، گاهی اوقات دلسوزانه، و گاهی اوقات از ملودرام فاصله میگیرد. این تعامل بین افراط در احساسات و کنترل روایی، سبکی غنی و متفاوت را شکل داده است.
- اهمیت فرهنگی و ادبی در پرتغال: این رمان به سنگ بنای ادبیات پرتغالی تبدیل شده است، بارها مورد مطالعه و اقتباس قرار گرفته و به طور گسترده به عنوان یکی از آثار تعیینکننده قرن نوزدهم در نظر گرفته میشود.
بازخوردها به کتاب «عشق هلاکتبار»
- استقبال از «عشق هلاکتبار» چه در زمان انتشار و چه در دهههای پس از آن، بسیار مثبت بود. این رمان به دلیل قدرت عاطفی شدید و داستان عاشقانه غمانگیزش، به سرعت در میان خوانندگان قرن نوزدهم محبوبیت یافت و به شدت میان مخاطبانی که به داستانهای عاشقانه علاقه دارند، محبوب شد.
- منتقدان، کامیلو کاستلو برانکو را به خاطر تواناییاش در به تصویر کشیدن شور و اشتیاق با نیروی دراماتیک و در عین حال افشای سفتی اخلاقی جامعه، ستودند.
- بسیاری آن را یکی از نابترین جلوههای رمانتیسیسم پرتغالی دانستند و نثر غنایی، بینش روانشناختی و حس قدرتمند تقدیرگرایی آن را تحسین کردند.
- با گذشت زمان از محبوبیت رمان «عشق هلاکتبار» کاسته نشد، این کتاب به عنوان شاهکار ادبیات پرتغال در نظر گرفته شد، که اغلب در برنامههای درسی دانشگاهی گنجانده میشد و به دلیل اهمیت فرهنگی و ادبی پایدارش مورد تجلیل قرار گرفت.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب بسیار مناسب علاقهمندان به ادبیات عاشقانه است که داستانهای پرشور و تراژیک به سبک شکسپیر را میپسندند؛ به ویژه آنهایی که تحت تأثیر «رومئو و ژولیت» قرار گرفتهاند، از مطالعهٔ این کتاب بسیار لذت خواهند بُرد. این کتاب همچنین مناسب علاقهمندان به ادبیات قرن نوزدهم مانند طرفداران ویکتور هوگو یا یوهان ولفگانگ فون گوته است که به چنین داستانهایی علاقه دارند. علاقهمندان به ادبیات پرتغال، فرهنگ پرتغال و تکامل ادبیات ملی این کشور میتوانند از مطالعهٔ این داستان بسیار لذت ببرند، چون این رمان یکی از تأثیرگذارترین کتابها در ادبیات پرتغال است و سنگ بنای داستانهای عاشقانه را در این کشور بنا نهاد.
چرا رمان «عشق هلاکتبار» را بخوانیم؟
- چون عشق را در مطلقترین و سازشناپذیرترین شکل خود نشان میدهد: در این رمان عشق یک احساس زودگذر نیست، بلکه به عنوان یک تعهد وجودیست که هویت و سرنوشت را تعریف میکند. فداکاری سیمائو و ترزا با وجود زندان، تبعید، بیماری و باقی مشکلات همچنان ادامه دارد و رابطه آنها را به سطح متافیزیکی ارتقا میدهد. این مفهوم رادیکال از عشق شما را مجبور میکند تا در مورد فداکاری، وفاداری و اینکه آیا شور و اشتیاق میتواند بر بقا و انتظار اجتماعی غلبه کند، تأمل کنید.
- چون نشان میدهد که چگونه جامعه میتواند به ابزاری برای تراژدی تبدیل شود: سقوط قهرمانان داستان «عشق هلاکتبار» تصادفی نیست؛ این اثر تأثیر غرور خانوادگی، قوانین سختگیرانه، آبرو و اقتدار نهادی را به نمایش میگذارد. روایت نشان میدهد که چگونه ازدواج از پیش تعیینشده، کنترل مردسالارانه و سلسله مراتب اجتماعی، آزادی فردی را خفه میکند. با خواندن آن، به این بینش میرسید که چگونه احساسات خصوصی توسط هنجارهای جمعی شکل میگیرند و گاهی اوقات نابود میشوند. بنابراین، این رمان هم به عنوان یک تراژدی شخصی و هم به عنوان یک نقد اجتماعی عمل میکند.
- چون شخصیتهای آن به جای کلیشههای نمادین، لایههای روانشناختی دارند: اگرچه شخصیتهای این داستان ریشه در رمانتیسم دارند، شخصیتها تنش اخلاقی و ظرافت عاطفی را نشان میدهند. سیمائو از جوانی عجول به قهرمان تراژیک مصمم تبدیل میشود. مقاومت آرام ترزا قدرت درونی را آشکار میکند. فداکاری خاموش ماریانا، چشمانداز اخلاقی داستان را پیچیده میکند. انگیزههای آنها از انسجام درونی برخوردار است و رنج آنها ملموس است و از نظر روانشناختی ریشهدار است.
- چون بنای میراث ادبی پرتغال است: این رمان جایگاهی محوری در ادبیات پرتغال قرن نوزدهم دارد و سنت روایی این کشور را شکل داده است. درک این اثر، دسترسی به مضامین فرهنگی گستردهتری از جمله افتخار، تبعید، جبرگرایی را فراهم میکند که در تاریخ و هویت پرتغال تأثیرگذار بودهاند. خواندن آن نه تنها یک تجربه زیباییشناختی، بلکه تعامل با متنی بنیادی است که نسلهایی از نویسندگان و خوانندگان را تحت تأثیر قرار داده است.
کتاب «عشق هلاکتبار» را بخوانید، چون یک رمان عاشقانهٔ ساده نیست و به معنای ورود به یکی از شدیدترین روایتهای عاشقانه تراژیک در ادبیات اروپا است. این رمان صرفاً داستان دو عاشق جوان نیست، بلکه تأملی عمیق در مورد سرنوشت، افتخار، فداکاری و وزن مخرب انعطافناپذیری اجتماعی است. این رمان قدرت عاطفی، پیچیدگی روانشناختی و عمق فرهنگی را با هم ترکیب کرده که آن را هم به یک تجربه خواندنی تأثیرگذار و هم به اثری با اهمیت ادبی ماندگار تبدیل میکند.
دربارهٔ نویسنده
کامیلو کاستلو برانکو نویسندهٔ پرکار پرتغالی در قرن نوزدهم بود که در ۱۸۲۵ به دنیا آمد و در ۱۸۹۰ درگذشت. از او تاکنون بیش از ۲۶۰ کتاب از جمله رمان، نمایشنامه و مقاله منتشر شده است. نوشتههای او از این جهت بدیع تلقی میشوند که روحیه دراماتیک و احساساتی رمانتیسیسم را با ترکیبی بسیار شخصی از طعنه، تلخی و طنز سیاه ترکیب میکنند. او همچنین به خاطر شوخطبعی خاص و شخصیت حکایتگونهاش و همچنین به خاطر زندگی آشفته و در نهایت تراژیک خود مورد تحسین قرار گرفته است. برانکو در آثارش بر مضامین محلی و زیبا تمرکز میکرد و بهطور کلی بیشتر آثارش عاشقانه بودند. بسیاری از آثار او آرمانهای مشروعیتطلبی او را به عنوان یک سنتگرای محافظهکار و کاتولیک نشان میدهند.
سخن پایانی
«عشق هلاکتبار» داستان عشقی زیبا و یک تراژدی لطیف نیست و حتی پایان شادی هم ندارد. اما به خواننده نشان میدهد که عشق وقتی با غرور، افتخار و سلسله مراتب اجتماعی سفتوسخت روبهرو میشود، میتواند به جای رستگاری، به ابزاری برای نابودی تبدیل شود. گرچه این یک داستان عاشقانه است اما منطقی جهانی پیش میرود که به شهرت بیش از شفقت و اقتدار بیش از اراده فردی بها میدهد. قدرت رمان دقیقاً در همین اجتنابناپذیری نهفته است.
کامیلو کاستلو برانکو از طریق مطلقگرایی عاطفی شخصیتهای اصلی خود، عشق را به مقاومت تغییر داده است و حتی نشان میدهد که در شکست، عشاق از سازش امتناع میکنند. پایداری آنها به اعتراضی خاموش علیه قوانین خفهکنندهای تبدیل میشود که بر زندگی آنها حاکم است. به این معنا، رمان «عشق هلاکتبار» نشان میدهد که اگرچه جامعه ممکن است بدن را نابود کند، اما نمیتواند بر ایمان غلبه کند. بنابراین، این تراژدی دو لبه دارد؛ اول اینکه نوعی سوگواری برای از دست دادن زندگی است، اما شدت احساسات انسانی را تأیید میکند.
این رمان با ایجاد سؤالات واقعی مانند بهای وفاداری، محدودیتهای اطاعت و تنش بیش شور و نظم اجتماعی، خواننده را وادار میکند تا با معنای واقعی عشق در جامعهای خفقانآور روبهرو شود. رمان «عشق هلاکتبار» به ما نشان میدهد که همیشه این نفرت نیست که باعث ایجاد تراژدی میشود، بلکه غرور، لجاجت و تضاد نیز همین وضعیت را پدید میآورند. گرچه پایان داستان غمگین است اما واقعی نیز هست تا به ما نشان بدهد که عشق مطلق همه چیز را از ما میطلبد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
ریتا، دختر کوچکتر، روزی در پنجرهٔ اتاق سیمائو ایستاده بود و همسایهشان را دید که نزدیک شیشهها ایستاده و پیشانیاش را بر دستانش تکیه داده است. ترزا میدانست آن دختر، عزیزترین خواهر سیمائو و کسی است که بیشترین شباهت ظاهری را به او دارد. او از بیتفاوتی مصنوعی خود بیرون آمد و به نگاه ریتا پاسخ داد، با دست به او اشارهای کرد و لبخند زد. دختر کورِژیدور نیز لبخند زد، اما فوراً از پنجره دور شد، زیرا مادرش دختران را از نگاه کردن به کسی از آن خانه منع کرده بود.
روز بعد، در همان ساعت، ریتا که تحت تأثیر مهربانی آن حرکت دوستانه قرار گرفته بود، دوباره به سمت پنجره رفت و آنجا ترزا را دید که چشمانش به چشمان او خیره شده بود، انگار منتظرش بود. آنها با احتیاط به هم لبخند زدند و کمی از لبهٔ پنجرهها فاصله گرفتند؛ و بدین ترتیب، هر دو ایستاده در داخل اتاقها، به یکدیگر خیره شدند. از آنجا که خیابان باریک بود، میتوانستند با صدای آهسته حرفهای یکدیگر را بشنوند. ترزا با حرکت لبها تا با کلمات، از ریتا پرسید آیا دوست اوست.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














222٬440 تومان
332٬000
%33





























