%10


خوراک صدف
0٫0
(0)
0 نظر
چاپ اختصاصی
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
292٬500 تومان
325٬000
دفعات مشاهده کتاب
555
علاقهمندان به این کتاب
16
میخواهند کتاب را بخوانند.
4
کتاب را پیشنهاد میکنند
1
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
این کتاب پس از ثبت سفارش برای شما چاپ میشود
زمان ارسال بعد از 3 روز کاری
امکان چاپ پیام دلخواه در صفحه اول
این کتاب پس از ثبت سفارش برای شما چاپ میشود
زمان ارسال بعد از 3 روز کاری
امکان چاپ پیام دلخواه در صفحه اول
توضیحات کتاب
انتشارات چشمه منتشر کرد:
این کتاب، داستان خانوادهای آلمانی را روایت میکند که در انتظار بازگشت پدر خانواده برای شام هستند. محور داستان حول یک وعده غذایی با صدف است که بهانهای است برای کاوش در روابط خانوادگی، قدرت، و سرکوب در ساختارهای خانوادگی و اجتماعی. این اثر به شیوهای طنازانه و کنایهآمیز به نقد ساختارهای اقتدارگرا، بهویژه در بستر آلمان غربی پس از جنگ، میپردازد.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786220100010
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
پالتوئی
تعداد صفحه
107 صفحه
نوبت چاپ
6
وزن
88 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «خوراک صدف» (Mussel Feast) اثر بیرگیت فاندربکه (Birgit Vanderbeke) نویسندهٔ آلمانی است و اولین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. این کتاب یک اثر کلاسیک آلمانی است که پس از انشتشار سروصدای زیادی به پا کرد و برندهٔ جایزهای معتبر شد. مادری به همراه دو فرزند نوجوانش پشت میز شام نشستهاند. در وسط میز، یک قابلمهٔ بزرگ صدف پخته قرار دارد. چرا پدر به خانه برنگشته است؟ این صحنهٔ خانوادگی و انتظار برای بازگشت پدر، به تدریج یک خانوادهٔ عمیقاً سرکوبگر و استبدادی را آشکار میکند و نشان میدهد چطور کنترل روانی و جسمی پدر و ترس خانواده از او، از طریق تأملات جریان سیال ذهن دختر خانواده پدیدار میشود و تصویری تکاندهنده از مردسالاری و سلطه ایجاد میکند. فاندربکه این اثر را درست پیش از سقوط دیوار برلین نوشت و این اثر به عنوان یک تمثیل سیاسی از جامعه آلمان در آستانه تغییر عمل میکند.
دربارهٔ کتاب
کل داستان رمان کوتاه «خوراک صدف» در افکار یک زن جوان بینام و نشان و احتمالاً در اواخر نوجوانیاش اتفاق میافتاد. او به مادرش کمک میکند تا صدفها را بسابد و شنها را پاک کند تا برای شام جشن بازگشت پدرش از یک سفر کاری آماده شود. صدف غذای مورد علاقهٔ مرد است، اما همهٔ آنها میدانند که اگر کوچکترین ذرهای از شن و ماسه را در ظرف پیدا کند، لذت او میتواند یکباره به خشم تبدیل شود. این یک جنش ویژه است، چون ظاهراً طبق نشانهها پدر قرار است به مدیریت ارشد ارتقا یابد.
این سفر ممکن است آخرین سفر او باشد؛ گرچه معمولاً مردی وسواسی و وقتشناس است، اما اینبار دیر میکند. در نهایت خانواده شروع به خوردن سیبزمینیهای سرخ کرده میکنند، اما صدفها، رنگپریده و زننده، در کاسه خود روی میز سرد میشوند و خانواده با هم صحبت میکنند. در جایی از این مسیر، نگرش آنها از اضطراب به رنجش تغییر میکند؛ ترس از اینکه جشن برای پدر خراب شود، و رنج از اینکه عدم آمدن او این مناسبت را برای آنها خراب کرده بود و خیلی زود اوضاع کاملاً بهم میریزد.
با گذشت ساعتها بدون هیچ نشانهای از پدر، کینههای فروخورده و هویتهای سرکوبشده خانواده شروع به آشکار شدن میکنند و غیبت پدر را به کاتالیزوری برای رهایی از کنترل او تبدیل میکنند. از یک سو، داستان برای راوی به مثابه بلوغ و به صدا درآمدن است؛ از سوی دیگر، این اثر عمداً فروپاشی قدرت استبدادی را در مقیاس خانوادگی و ملی به موازات آن قرار داده است.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«خوراک صدف» در ظاهر داستانی ساده درباره خانوادهای است که منتظر شام هستند، اما ساختار زیبا، بینش روانشناختی قوی و طنین نمادین عمیق، آن را فراتر از یک روایت معمولی میبرد. صدای روایی بیوقفه کتاب، فضایی فراگیر و کلاستروفوبیک ایجاد میکند و تصویر آن از یک پدر مستبد و فروپاشی عاطفی تدریجی خانواده، هم به عنوان یک تمثیل شخصی و هم سیاسی عمل میکند. تصویرسازی تیز فاندربکه از کنترل، ترس و اشتیاق به آزادی، فشارهای جهانی در پویایی خانواده را به تصویر میکشد و در عین حال تنشهای اجتماعی گستردهتر زمان خود را نیز منعکس میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- صدای روایی قوی و یکپارچه: داستان تقریباً به صورت یک پاراگراف پیوسته با سبک جریان سیال ذهن روایت میشود که تنش و ناراحتی فزاینده را منتقل میکند و خواننده را مستقیماً به روان راوی میکشاند.
- عمق روانشناختی: آنچه که به نظر میرسد یک شام خانوادگی معمولی است، به مطالعهای دلهرهآور از ترس، کنترل و استبداد ناگفته تبدیل میشود و لایههای عاطفی را از طریق جزئیات کوچک و اظهارات اتفاقی آشکار میکند.
- شخصیتهای پیچیده بدون نام: نام راوی و خانوادهاش هرگز به میان نمیآید، اما به وضوح واقعی به نظر میرسند و رفتارها، اضطرابها و تناقضات آنها باعث ایجاد همدلی و تنش میشود.
- استبداد به عنوان استعاره: حضور اقتدارگرایانه پدر هم به معنای واقعی کلمه و هم به صورت نمادین عمل میکند و نشان دهنده سلطه مردسالارانه و به طور گستردهتر، سیاسی است. برخی منتقدان آن را با ساختارهای استبدادی اواخر جنگ سرد مشابه میدانند.
- طنز تلخ و بیتفاوتی کنایهآمیز: با وجود مضامین جدیاش، متن «خوراک صدف» حاوی لحظاتی از طنز خشک و تقریباً پوچ است، به ویژه در منطق سفت و سخت پدر و واکنشهای خانواده، که تأثیر عاطفی را عمیقتر میکند.
- مختصر اما تأثیرگذار: رمان حدوداً ۱۰۰ صفحه و کوتاهیاش تأثیر آن را تشدید کرده و تأثیر ماندگاری بر جای میگذارد و مدتها پس از صفحه آخر، خواننده را به تأمل دعوت میکند.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «خوراک صدف» در سال ۱۹۹۰، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:
- برندهٔ جایزهٔ اینگهبورگ باخمن (Ingeborg Bachmann)
- نامزد جایزه داستان خارجی مستقل ۲۰۱۴
- برنده جایزه شلگل-تیک (SCHLEGEL-TIECK) برای ترجمه آلمانی ۲۰۱۴
- کتاب سال ۲۰۱۳ فویلز
بازخوردها به کتاب «خوراک صدف»
- چرا پیرنه این کتاب را برای انتشار انتخاب کرد: «من عاشق این مونولوگ هستم. این اولین کتاب پیرنه است که باعث خنده بلند و اشک در چشمانم شد. نویسنده منطق متناقض یک ذهن انعطافناپذیر را آشکار میکند. این روایتی تکاندهنده اما خندهدار با پایانی درخشان است. میکه زیرووگل (Meike Ziervogel)
- ما اینجا با چیزی شبیه به یک اثر کلاسیک معاصر اروپایی در حال جبران عقبماندگی روبهور هستیم. دیوید میلز، ساندی تایمز (David Mills, Sunday Times)
- این رمان کوتاه به طرز درخشانی هم قدرت لحظه انقلابی و هم عدم قطعیت آیندهای را که از آن رها میشود، به تصویر میکشد. جین یاگر، ضمیمه ادبی تایمز (ane Yager, Times Literary Supplement)
- این یکی از آن کتابهایی است که به ما نمیگوید چه فکر کنیم، بلکه ما را به فکر کردن وامیدارد... چه کسی این نوع اثر ظریف را در بریتانیا مینویسد؟ نیکلاس لزارد، گاردین (Nicholas Lezard, Guardian)
- این رمان کوتاهِ شوم، خندهدار و دلگرمکننده، در دنیای کوچک خانواده، فروپاشی دولت آلمان شرقی را با بینش، صرفهجویی و خشم کنترلشدهای که آن را به یک اثر کلاسیک مدرن آلمانی تبدیل کرده است، منعکس میکند. کریس شولر، ایندیپندنت (Chris Schuler, Independent)
- بررسی تحریکآمیز وندربک از خشونت مردسالارانه، جنبهای سیاسی دارد و بخشی از قدرت این داستان طنز تلخ، موفقیت آن به عنوان تمثیلی برای استبداد سیاسی است. لوسی پوپسکو، ایندیپندنت آن ساندی (Lucy Popescu, Independent on Sunday)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
خوانندگانی که از داستانهای خانوادگی با مضامین روانشناختی عمیق استقبال میکنند، به خصوص آنهایی که به کاوشهای دقیق در پویایی قدرت خانواده و تنشهای روایی ظریف اهمیت میدهند، باید این رمان را بخوانند. طرفداران داستانسرایی کلاستروفوبیک و صدامحور مانند طرفداران فرانتس کافکا یا توماس برنهارد، شدت و جنبه انتقادی مشابهی را تشخیص خواهند داد. این کتاب همچنین برای خوانندگانی که به داستانهایی علاقهمند هستند که در آنها چهرههای اقتدارگرا از طریق محیطهای صمیمی و خانگی تشریح میشوند، و همچنین برای کسانی که به تمثیلهای سیاسی جذب میشوند، مناسب است. هر کسی که آثار کوتاه اما از نظر فکری دشوار را ترجیح میدهد که مدتها پس از اتمام، در ذهنش باقی میمانند، این رمان کوتاه را به ویژه ارزشمند خواهد یافت.
چرا رمان «خوراک صدف» را بخوانیم؟
- چون قدرت استبدادی را در صمیمیترین سطح کالبدشکافی میکند: حضور حتی در غیابش نیز حس میشود، به عنوان مطالعهای در مورد چگونگی عملکرد سلطه در زندگی روزمره عمل میکند. قوانین سفت و سخت، دستکاری عاطفی و وسواس او به نظم، نشان میدهد که چگونه کنترل میتواند در ساختارهای خانوادگی عادی شود. چیزی که این رمان را جذاب میکند این است که استبداد آن اغراقآمیز نیست؛ بلکه تدریجی است و در عادات و انتظارات روزانه تنیده شده است. این رمان کوتاه شما را به تأمل در چگونگی شکلگیری، تحمل و در نهایت مقاومت در برابر اقتدار دعوت میکند.
- چون به صورتی متفاوت روایت شده است: داستان در قالب یک مونولوگ طولانی، بدون وقفههای مرسوم روایت شده است. این انتخاب ساختاری، فضای کلاستروفوبیک درون خانه را منعکس میکند و شما را در آگاهی راوی نگه میدارد. ریتم با یادآوری، تکرار و انتظار فزاینده، تعلیق ایجاد میکند، حتی اگر کنش بسیار کمی رخ دهد. نتیجه، یک رمان متفاوت و همهجانبه است که از نظر احساسی خواننده را به همراه شخصیتها تحت فشار قرار داده و نشان میدهد که چگونه تکنیک روایت میتواند درونمایه را مجسم کند.
- چون یک رویداد ساده را به نمادگرایی لایهای تبدیل میکند: «خوراک صدف» چیزی بیش از یک وعده غذایی است؛ این شام نمایانگر آیین، انتظار و تقاضای پدر برای اجرا است. صدفهای باز نشده، انتظار و تردید فزاینده در مورد بازگشت او به تدریج وزن استعاری پیدا میکنند. محیط عادی پر از معنا میشود و نشان میدهد که چگونه اشیاء و روالها میتوانند نشان دهندهٔ قدرت شوند. این لایهبندی نمادین، رمان را تبدیل به داستانی بسیار قابل تأمل کرده است.
- چون همزمان به عنوان یک تمثیل شخصی و سیاسی عمل میکند: این رمان کوتاه که در لحظهای از تحول تاریخی در آلمان نوشته شده است، میتواند به عنوان تأملی بر سیستمهای اقتدارگرا خوانده شود. جهانبینی سفت و سخت پدر با ساختارهای گستردهتر کنترل موازی است و غیبت او به شکنندگی اقتدار به ظاهر تغییرناپذیر اشاره دارد. این سطح دوگانه عمق فکری را افزایش میدهد و به متن اجازه میدهد تا از نظر تاریخی تأثیرگذار باشد و در عین حال از نظر روانشناختی بلافصل باقی بماند.
کتاب «خوراک صدف» را بخوانید، چون یک شام خانوادگی معمولی را به یک بررسی روانشناختی گسترده تبدیل کرده و به موضوعاتی مانند اقتدار، ترس و شورش خاموش میپردازد. این رمان کوتاه، به شکلی فوقالعاده فشرده، چگونگی عملکرد قدرت در فضاهای صمیمی و چگونگی تبدیل سکوت، روال و انتظار به ابزار کنترل را به تصویر میکشد. فاندربکه از طریق یک صدای روایی واحد و روان، تنش فزایندهای را ایجاد میکند که تقریباً تئاتری به نظر میرسد، در حالی که به طور ظریفی طنین سیاسی را در زیر سطح داخلی جاسازی میکند. این کتاب کوتاه است، اما تراکم عاطفی و نمادینش، آن را متفاوت و گسترده کرده است.
دربارهٔ نویسنده
بیرگیت فاندربکه نویسندهٔ آلمانی است که در سال ۱۹۵۶ به دنیا آمد و در ۲۰۲۱ درگذشت. او را ادبیاتدوستان با سبک انتقادیاش در ادبیات مدرن آلمان میشناسند. او در دالم متولد شد، شهری که امروزه بخشی از برلین به شمار میآید، اما به همراه خانوادهاش به فرانکفورت مهاجرت کرد و بیشتر دوران کودکیاش را در بخشهای غربی آلمان گذراند. فاندربکه تحصیلات دانشگاهیاش را در رشتههای حقوق، زبانشناسی و ادبیات آلمانی در دانشگاههای فرانکفورت و ماینتس به پایان رساند و پس از آن به نویسندگی روی آورد و نوشتن داستان کوتاه و رمان را آغاز کرد. رویکرد متقاوت و نقد بیپروایش به مسائل اجتماعی، فروپاشی ارزشهای خانوادگی و جامعهٔ مدرن او را به یکی از چهرههای برجستهٔ ادبیات معاصر تبدیل کرده است.
سخن پایانی
رمان «خوراک صدف» فضایی پُر تنش بین ترس و احتمال را به تصویر میکشد. آنچه به عنوان یک شام خانوادگی معمولی آغاز میشود، بیسروصدا و بدون حضور پدر، تبدیل به لحظهای از تسویه حساب وجودی میشود. غیبت پدر انگار روان افراد خانواده را به بازی گرفته و شجاعت را جایگزین ترس میکند و یک گسست ساختاری را به نمایش میگذارد و وقفهای در منطق سلطهای شکل ميدهد که سالها بر فضای خانه حاکم بوده است. نویسنده در این کتاب حقیقتی شکننده را آشکار میکند و نشان میدهد که اقتدار هر چقدر هم مطلق باشد، به اطاعت جمعی بستگی دارد.
هیچ رویارویی دراماتیک، هیچ انقلاب آشکاری وجود ندارد و تنها تغییر آهسته و تقریباً نامحسوس در آگاهی حس میشود. صدای راوی، که در خاطرات و مشاهدات میچرخد، به ابزاری برای سرکشی آرام تبدیل میشود. خود زبان به عنوان مقاومت عمل میکند. راوی با بیان آنچه مدتها در سکوت تحمل شده است، اسطوره خطاناپذیری پدر را بیثبات میکند. فضای خانه، که اغلب به عنوان امری غیرسیاسی نادیده گرفته میشود، خود را به عنوان جهانی کوچک از ساختارهای بزرگتر قدرت آشکار میکند، که نشان میدهد رهایی همیشه با حرکات بزرگ آغاز نمیشود، بلکه با این شناخت آغاز میشود که میتوان به ترس اشاره کرد.
کتاب «خوراک صدف» مانند نامش سرد، منتظر و حلنشده است و نشان میدهد که چطور سیستمهای اقتدارگر در نهایت نمیتوانند خود را حفظ کنند. شامی که قرار بود نظم را تأیید کند، در عوض شکنندگی خود را آشکار میکند. سکوت خانواده پر از پتانسیل میشود و سوال بیپاسخ بازگشت پدر به چیزی رادیکالتر تبدیل میشود و این احتمال را نشان میدهد که حضور او دیگر ضروری نیست. در این حرکت مهار شده اما عمیق، این رمان کوتاه ما را دعوت میکند تا در نظر بگیریم که چگونه تغییر با درک آرام این که قوانینی که از آنها پیروی کردهایم ممکن است دیگر بر ما قدرت نداشته باشند، وارد زندگی ما میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
همیشه میگفتیم چه اسلایدهای قشنگی! پدرم میپرسید قشنگ شدهاند؟ و دوباره میگفتیم خیلی قشنگاند. خوب میدانستم که سخنران چیرهدست و قهاری است؛ به همین مشهور بود و ما هم بابت مهارت آموزشی خارقالعادهای که در خلال این سخنرانیها به دست آورده بود به خودمان میبالیدیم. رفتار جذاب و محبتآمیزی با مخاطب داشت، جذبهای طبیعی، بهعلاوهی اشرافش بر یکی از سختترین و بحثبرانگیزترین حوزههای علمی. همین رفتار جذابش با مخاطب بود که از خشکی و سختی مباحثش کم میکرد و شنونده را همیشه از خودش و سخنرانیهایش راضی و خرسند نگه میداشت. آن شب مادرم، که بین چاقوهای کوچک آشپزخانه و فرچههای توی دست سرخش در رفتوآمد بود، صدفها را، کل چهار کیلو را، یکییکی زیر آب سرد میگرفت و چندبار فرچه میکشید و پاک میکرد و میشست، چون پدرم تحمل خرچخرچ کردن شن بین دندانهایش را نداشت؛ چون هر لحظه ممکن بود پدر با ترفیعِ ضمنیِ توی جیبش از راه برسد که البته غیر رسمی بود، اما بههرحال موافقت ضمنیاش را از مقامات گرفته بود.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














292٬500 تومان
325٬000
%10

























