

هنر و رهایی (چرخ)
انتشارات چشمه منتشر کرد:
فلسفه یعنی ایمان ناقص، وحی ناقص، شناخت ناقص، علم ناقص. فلسفه بیشتر ایمان است تا آگاهی؛ به مذهب نزدیکتر است تا به علم. مذهب نیز یکتانگر است. علمْ یکتانگر بیچونوچراست. فلسفهی دوگانهنگر یا، از آن هم بدتر، التقاطی است.
متنهای گردآمده در این کتاب دربارهی تقریباً یک دهه مجادلهی فلسفی در اتحاد جماهیر شوروی است. طی این دوران، فیلسوفان، دانشمندان، مبلغان و رهبران سیاسی فعالانه کوشیدند فلسفهای مارکسیستی را تبیین کنند. از حیث زمانی میتوان سه مرحله را در تکامل این مجادلهها در نظر گرفت: ۱. ۱۹۲۳_۱۹۲۲: مبارزه با انحلالطلبی در فلسفه، جدال با مبارزان و روشنفکران حزبی که در وجود خود فلسفهی مارکسیستی تردید میکردند و آن را با علم و ایدئولوژی یکی نمیدانستند؛ ۲. ۱۹۲۹_۱۹۲۴: مبارزه با دانشمندان، مبلغان ضدمذهبی، فیلسوفان موسوم به "مکانیستها" که معتقد بودند دیالکتیک باید برخاسته از خود علم باشد، نه اینکه از بیرون به آن تحمیل شود؛ ۳. ۱۹۳۱_۱۹۳۰: مبارزه میان دیالکتیسینها و بلشویکیکنندگان فلسفه که اکثراً فارغالتحصیل موسسه استادان سرخ بودند و حول مسئلهی "مرحلهی لنینیستی فلسفه" و رابطهی میان نظریه و عمل بحث میکردند.
بعد از گذشت بیشوکم یک سده از این مجادلهی گاهی پرتبتاب، اکنون میتوانیم -در زمینه و زمانهی دیگر- سرگذشت برخی از ایدههای مطرحشده در آن دوران را پیگیری کنیم.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم
























































