%10


ادبیات پلیسی (49)(کرانه های غریب)
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
459٬000 تومان
510٬000
دفعات مشاهده کتاب
441
علاقهمندان به این کتاب
4
میخواهند کتاب را بخوانند.
2
کتاب را پیشنهاد میکنند
1
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات قطره منتشر کرد:
پیرمرد شصت سال رازی را در سینه مخفی نگه داشته بود و از ترس متهم شدن آن را فاش نکرده بود، اما جیکوب باید تاوان جنایتی را که مرتکب شده بود میداد. باید به مصیبت طولانیاش پایان میداد اما جرئت این کار را نداشت، به خودش بیاعتماد بود. از اتهام قتل فرار کرده و از وضعیت هوای طوفانی به نفع خود بهره برده بود.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786223081545
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
356 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
380 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «کرانههای غریب» (Strange Shores) از مجموعه داستانهای ادبیات پلیسی و کاوشگریهای کارآگاه اِرلندور اثر آرنالدور ایندیرداسون (Arnaldur Indridason) نویسندهٔ ایسلندی است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. این کتاب فصل پایانی داستانهای کارآگاه اِرلندور است که حول داستان ناپدید شدن چند دههای زن جوانی به نام ماتیلدور میچرخد که در یک کولاک بدون هیچ ردی ناپدید شده است. «کرانههای غریب» رمانی جنایی و مالیخولیایی است که نشان میدهد چگونه افراد و مکانها توسط فقدان و زمان شکل میگیرند.
دربارهٔ کتاب
داستان «کرانههای غریب» دربارهٔ زن جوانی است که وارد آبدرههای یخزدهٔ ایسلند میشود و دیگر هرگز هیچکس او را نمیبیند. اما ماتیلدور شایعاتی از دروغ، خیانت و انتقام از خود به جا میگذارد. دههها بعد، جایی در همان بیابان، کارآگاه ارلندور در جستجوی اوست. او به دنبال ماتیلدور و همچنین برادر گمشدهاش میگردد که ناپدید شدنش در یک کولاک در کودکی، تمام زندگیاش را تحت تأثیر قرار داد.
کارآگاه ارلندور به دنبال جواب است و هر چه جلوتر میرود، گذشته به آرامی شروع به افشای اسرار خود میکند. در «کرانههای غریب» کارآگاه ارلندور کمکم متوجه میشود که محدودیتهای انسان تا چه حد است و همچنین متوجه میشود که بسیاری از مردم حاضرند دست به هر کاری بزنند تا جنایاتشان برای همیشه مدفون بماند.
همچنان که ارلندور به بررسی ناپدید شدن ماتیلدور میپردازد، دو تحقیق شروع به در هم تنیدن میکنند و داستان به آرامی اما با بار عاطفی عمیقی پیش میرود. کتاب «کرانههای غریب» نهتنها داستانی جنایی است، بلکه به موضوعاتی مانند گناه، خاطره و بار غم نیز میپردازد. چشمانداز یخی ایسلند، با آب و هوای خشن و انزوای آن، به شدت به لحن داستان کمک میکند و این کتاب نه تنها سردی را در آب و هوا، بلکه در روابط انسانی، پشیمانی و اشتیاق مداوم برای معصومیت از دست رفته تداعی میکند.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«کرانههای غریب» یک رمان جنایی عمیقاً دروننگر است که فراتر از قراردادهای ژانری میرود تا حافظه، فقدان و تسویه حساب عاطفی را کاوش کند. نویسنده از ساختار تحقیقات یک پرونده بیسرانجام برای لایهبرداری از لایههای غم و گناه حلنشده در شخصیت اصلی خود استفاده میکند. ریتم آهسته و عمدی رمان، سفر درونی ارلندور را منعکس میکند، در حالی که چشمانداز خشن سرزمینهای ایسلند هم به عنوان صحنه و هم به عنوان نماد عمل میکند و مضامین انزوا و ناپدید شدن را تقویت میکند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• تصویر روانشناختی عمیق از ارلندور: این رمان در تصویرسازی ظریف اما قدرتمند خود از دنیای درونی ارلندور بینظیر است. ایندیرداسون به جای اینکه داستان را با کشمکشهای بیرونی پیش ببرد، بر خاطرات، وسواسها و پشیمانیهای دیرینه ارلندور، به ویژه پیرامون ناپدید شدن برادرش، تمرکز میکند.
• ترکیب گذشته و حال: یکی از ویژگیهای برجستهٔ این کتاب ترکیب دو پرونده است. پرونده حل نشدهای که ارلندور دوباره به آن میپردازد، بازتابی از جستجوی مادامالعمر او برای معنا و پایان است و مرز بین وظیفه حرفهای و حسابگری شخصی را محو میکند.
• استفاده از مناظر ایسلندی: جغرافیای خشن و دورافتاده ایسلند نه تنها یک پسزمینه، بلکه نیرویی فعال در رمان است. کولاکها، آبدرههای دورافتاده و مزارع متروکه، نشاندهنده ویرانی عاطفی و مضمون ناپدید شدن هستند.
• لحن مالیخولیایی و تأملبرانگیز: برخلاف داستانهای جنایی مرسوم که تنش و سرعت را در اولویت قرار میدهند، «کرانههای عجیب» با سکون و مالیخولیا همراه است.
• پایانی آرام برای مجموعه ارلندور: این رمان به عنوان فصل پایانی ارلندور، داستانی بسیار خواندنی است و نشان میدهد که چطور برخی پایانها برای همیشه حل نشده باقی میمانند.
افتخارات و جوایز
از زمان انتشار «کرانههای غریب» در سال ۲۰۱۳، این اثر با استقبال چشمگیری از سوی خوانندگان و منتقدان مواجه شده است. برخی از افتخارات و جوایز آن عبارتاند از:
• نامزد دریافت جایزهٔ طلایی CWA در سال ۲۰۱۴
• نامزد دریافت جایزهٔ Barry برای بهترین رمان سال ۲۰۱۵
بازخوردها به کتاب «کرانههای غریب»
• پادشاه داستانهای جنایی ایسلندی، همانطور که رمان وداع «کرانههای غریب» ثابت میکند، به افتخارات خود تکیه نکرده است... آخرین تعظیمش مرثیهای بسیار جذاب است. فایننشال تایمز (Financial Times)
• داستانی جذاب و گرهگشایی ناپدید شدن ماتیلدور، اصیل و باورپذیر به نظر میرسد. خوانندگانی که در رمانهای جنایی خود به دنبال انتقام هستند، ممکن است رویکرد متعادل و عاری از قضاوت ارلندور را دشوار بیابند، اما برای من این یکی از جذابترین جنبههای رمان بود... نمیتوانستم راه بینقصتری برای خداحافظی با یکی از شخصیتهای داستانی مورد علاقهام پیدا کنم. ریدینگ مترز (Reading Matters)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب علاقهمندان به داستانهای پلیسی، جنایی و شخصیتمحور است. خوانندگان علاقهمند به رمانهای نوآر نوردیک، طرفداران مجموعه داستانهای کارآگاه ارلندور و کسانی که به داستانهای معمایی و جنایی علاقه دارند نیز از این رمان لذت خواهند بُرد. اگر به داستان نویسندگانی همچون هنینگ مانکل یا ایان رنکین علاقه دارید، حتماً این کتاب را بخوانید.
چرا کتاب «کرانههای غریب» را بخوانیم؟
• تصویری عمیقاً انسانی از فقدان و گناه: بزرگترین قدرت رمان در صداقت عاطفی آن نهفته است. در این کتاب مشخص میشود انگیزهٔ ارلندور تنها رسیدن به عدالت نیست، بلکه زخمی مادامالعمر دارد که التیام نیافته و بنابراین به دنبال آن میرود. تحقیقاتی که او دوباره به آن میپردازد، به آینهای برای ترومای خودش تبدیل میشود و نشان میدهد که چگونه فقدان میتواند کل هویت یک فرد را شکل دهد. خواندن «کرانههای غریب» به معنای درگیر شدن با داستانی است که با غم نه به عنوان یک ابزار دراماتیک، بلکه به عنوان چیزی آهسته، پایدار و بیصدا ویرانگر برخورد میکند.
• تعریفی متفاوت از داستانهای جنایی: آرنالدور ایندیرداسون از ژانر جنایی به عنوان یک چارچوب به جای یک مقصد استفاده میکند. معما به آرامی، بدون فوریت یا جنجالآفرینی آشکار میشود و فضایی برای تفکر باقی میگذارد. این رویکرد، انتظارات خوانندگان را به چالش میکشد و ثابت میکند که داستان جنایی میتواند دروننگر، ادبی و از نظر فلسفی غنی باشد و در عین حال همچنان جذاب باقی بماند. این رمان به جای اشتیاق برای حل سریع، به صبر و توجه پاداش میدهد.
• فضای فراگیر و نمادین: محیط ایسلند بخش جداییناپذیر معنای کتاب است. مناظر سرد و منزوی و آب و هوای غیرقابل پیشبینی، احساساتی مانند پوچی، فاصله و ناپدید شدن را منعکس میکنند. طبیعت بیتفاوت اما وهمآلود به نظر میرسد و این حس را تقویت میکند که زندگی انسانها میتواند بدون هیچ توضیحی ناپدید شود. این حس قوی مکان، یک تجربه خواندن فراگیر ایجاد میکند که در آن محیط و روانشناسی جداییناپذیر هستند.
• پایانی معنادار برای یک قوس شخصیتی: برای کسانی که با ارلندور آشنا هستند، «کرانههای غریب» به جای یک پایان دراماتیک، به عنوان یک تسویه حساب آرام عمل میکند. رمان سعی در رستگاری یا تغییر او ندارد؛ در عوض، او و آنچه را که با خود حمل میکند، میپذیرد. حتی برای خوانندگان جدید، این خویشتنداری قدرتمند است و نشان میدهد که پایان داستان همیشه به معنای پاسخ نیست، بلکه به معنای درک و تصدیق است.
کتاب «کرانههای غریب» را بخوانید چون یک رمان جنایی متفاوت است؛ رمانی که حقیقت عاطفی، عمق روانشناختی و فضاسازی را بر پیچشهای داستانی و صحنههای نمایشی اولویت میدهد. نویسنده در این کتاب، تحقیقات یک پرونده بیسرانجام را به تأملی آرام در مورد فقدان، حافظه و تداوم سنگین غم حلنشده تبدیل میکند و باعث میشود رمان مدتها پس از فروکش کردن خودِ راز، باز هم در ذهن خواننده باقی بماند. این کتاب به جای ایجاد تعلیق از طریق عمل، قدرت خود را از تأمل و خویشتنداری میگیرد و خوانندگان را به مطالعهٔ داستانی عمیقاً انسانی دعوت میکند که در مورد معنای زندگی با سوالات بیپاسخ و پذیرش است.
دربارهٔ مجموعه
مجموعهای که با نام «ادبیات پلیسی امروز جهان» در نشر قطره عرضه میشود، بهمثاله تلاشی است برای آشنا کردن علاقهمندان جدی این ژانر با چشمانداز گسترده و متنوع آن در آغاز سدهٔ بیستویکم و معرفی گونههای فرعی متعدد و متفاوتش که هر کدام جنبهای از این ژانر پُرمخاطب را آشکار میسازند. مجموعهٔ «ادبیات پلیسی امروز جهان» شامل چندین زیر مجموعه است. «افقهای دیگر» یکی از این مجموعههاست که میکوشد دریچهای بگشاید بر قلمروهای جغرافیایی تازه، عرصههای اجتماعی نوین و بسترهای فرهنگی جدیدی که به ادبیات پلیسی امروز جهان راه یافتهاند.
دربارهٔ نویسنده
آرنالدور ایندیرداسون یکی از بهنامترین پلیسینویسان ایسلندی و از نویسندگان محبوب این کشور در سالهای اخیر است که در ۱۹۶۱ به دنیا آمد. پیش از روی آوردن به نویسندگی، روزنامهنگار و منتقد فیلم بود. شخصیت اصلی بیشتر رمانهایش کارآگاه اِرلندور، مأمور پلیس ریکیاویک است که در ۱۹۹۷ با رمان «پسران غبار» زاده شد. ایندیرداسون تاکنون شانزده رمان از ماجراهای این کاوشگر محبوب را نوشته است. او در ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ موفق شد جایزهٔ «کلید شیشهای» را که به رمانهای جنایی کشورهای اروپایی شمالی تعلق میگیرپد، از آن خود کند. با چهارمین رمانش «سکوت قبر» جایزهٔ دشنهٔ زرین انجمن نویسندگان ادبیات جنایی را به دست آورد. در ۲۰۱۳، رمان «گذرِ سایهها» برایش جایزهٔ بینالمللی آربیاِی، ویژهٔ نوشتار جنایی را به ارمغان آورد که مبلغش ۱۲۵ هزار پوند است و گرانترین جایزهٔ ادبیات پلیسی محسوب میشود. در ۲۰۱۷، رمان «زنی در سایه» جایزهٔ قطرهٔ خون رمان پلیسی ایسلندی را نصیبش کرد و جوایز بسیار زیاد دیگری نیز دریافت کرده و آثارش به ۴۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شدهاند.
معرفی کتاب مشابه: پرونده خدمتکار مفقود (The Case of the Missing Servant)
کتاب «پرونده خدمتکار مفقود» از سری داستانهای «ادبیات پلیسی» و کاوشگریهای ویش پوری اثر تارکوئین هال (Tarquin Hall) نویسنده و روزنامهنگار انگلیسی است. این داستان جنایی و سرزنده در هند معاصر اتفاق میافتد و ویش پوری، یک کارآگاه خصوصی چاق و سنتگرا در دهلی نو را معرفی میکند. داستان بر ناپدید شدن مرموز یک خدمتکار خانه متمرکز است، پروندهای که مقامات پیگیری آن نشدند، اما پوری آن را جدی گرفت و با آن به عنوان یک موضوع مربوط به عزت و عدالت به جای جایگاه اجتماعی برخورد کرد. این رمان با ترکیب عناصر کلاسیک داستانهای پلیسی با مشاهدات دقیق اجتماعی، جامعه مدرن هند مانند شکافهای طبقاتی، پویایی خانواده و تضادهای روزمره آن را از طریق طنز و جزئیات به جای تاریکی بررسی میکند.
در این کتاب نیز نویسنده درست مانند «کرانههای غریب» یک داستان جنایی نوشته است که حول ناپدید شدن خدمتکاری میچرخد. هر دو رمان از یک پرونده فرد گمشده به عنوان چیزی بیش از یک معما استفاده کرده و آن را به دریچهای تبدیل میکنند که از طریق آن واقعیتهای اجتماعی و آسیبپذیری انسان آشکار میشود. کارآگاهانِ هر دو کتاب نه تحت فشار نهادی، بلکه با اعتقاد شخصی هدایت میشوند و به هر دو داستان اجازه میدهند تا مسائل مربوط به کرامت، حافظه و مسئولیت را در جوامع مربوطه خود بررسی کنند و در عین حال تحقیقات جنایی را با تأمل عمیقتر بر زندگی انسانها ترکیب کنند. از جمله شباهتهای هر دو کتاب میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• تمرکز بر یک فرد گمشده به جای یک جنایت خشونتآمیز: هر دو رمان بر ناپدید شدنهایی تمرکز دارند که در ابتدا برای مقامات عادی به نظر میرسند و توجه را از جنایتهای جنجالی به غیبت انسان معطوف میکنند.
• کارآگاهان با انگیزه شخصی: ارلندور و ویش پوری پروندههای خود را دنبال میکنند زیرا احساس میکنند از نظر اخلاقی مجبور به انجام این کار هستند. تحقیقات آنها منعکس کننده ارزشهای عمیق در مورد عدالت، احترام و پاسخگویی است.
• تفسیر اجتماعی در هم تنیده با معما: هر کتاب از تحقیقات برای افشای ساختارهای اجتماعی مانند شکاف طبقاتی در هند و انزوای عاطفی در ایسلند استفاده میکند و نشان میدهد که چگونه جامعه اغلب افراد خاصی را نادیده میگیرد.
• حس قوی مکان: محیطهای دهلی نو و ایسلند روستایی برای هر دو داستان ضروری هستند. عادات فرهنگی، محیطها و هنجارهای اجتماعی تحقیقات را شکل میدهند و به هر رمان فضایی متمایز اما به همان اندازه فراگیر میدهند.
سخن پایانی
«کرانههای غریب» شاید پایانی نفسگیر برای ماجراهای کارآگاه ارلندور نباشد، او در عوض، از او صبر، همدلی و توجه عاطفی میخواهد. آرنالدور ایندیرداسون دنیایی را میسازد که در آن حقیقت تکهتکه و پایان آن شکننده است و به ما نشان میدهد که برخی از فقدانها، صرف نظر از مدت زمان جستجوی ما، در برابر توضیح مقاومت میکنند. این رمان از طریق ارلندور نشان میدهد که درک همیشه در پاسخها یافت نمیشود، بلکه در تمایل به یادآوری مداوم آنچه از دست رفته، نهفته است.
نویسنده در این کتاب به جای تکیه بر افشاگریهای دراماتیک، به سکوت، تکرار و فضاسازی برای انتقال معنا تکیه میکند. چشمانداز خشن سرزمینهای ایسلند به مخزنی از حافظه تبدیل میشود که رنج انسان را بدون هیچ توضیحی جذب میکند، در حالی که گذشت زمان فقط وزن غم و اندوه حل نشده را عمیقتر میکند. به این ترتیب، «کرانههای غریب» ژانر جنایی را به یک مراقبه اخلاقی و عاطفی در مورد چگونگی همزیستی افراد با فقدان تبدیل میکند.
سفر ارلندور برای رسیدن به رستگاری نیست، بلکه برای یافتن پذیرش و اذعان به این است که برخی از سوالات همچنان بیپاسخ میمانند و برخی از زخمها هرگز بسته نمیشوند. «کرانههای غریب» ماندگار است زیرا به این عدم قطعیتها احترام میگذارد و تبدیل به تأملی غمانگیز اما طنینانداز بر فقدان، خاطره و پایداری آرام قلب انسان میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
ارلندور نمیتوانست هیچیک از اعضای گروه تفحص را بهطور خاص به یاد بیاورد. زمانی که به خود آمد، داشتند او را بهسرعت با ارابه از خلنگزار پایین میبردند. بدنش مثل یک قالب یخ، سفت شده بود. یادش میآمد، در میان راه، مقداری شیر گرم را قطرهقطره به او خوراندند؛ اما پس از آن، هوشیاریاش را از دست داد تا اینکه بالاخره خودش را درازکش روی تختخوابی یافت که پزشکی بالای سرش بود. صداهای ناآشنایی در خانهشان به گوش میرسید. بهطور غریزی میفهمید چه اتفاقی افتاده، اما نمیتوانست فوراً چیزی را به خاطر بیاورد. بعد حافظهاش برگشت. مادرش او را محکم در آغوش گرفت و به او گفت که پدرش زنده است، با وجود همهٔ مشکلات، به خانه برگشته بود؛ اما همچنان در جستجوی برادرشاند، اگرچه اطمینان داشتند که خیلی زود او را هم پیدا میکنند. مادرش از تیم تفحص پرسید که آیا کمکی از دستش برمیآید. تنها چیزی که ارلندور به یاد میآورد سفیدی کورکنندهای بود که بارها و بارها او را نقش زمین کرد.
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














از این نویسنده














از این مترجم














459٬000 تومان
510٬000
%10




























