%10


زنبور
0٫0
(0)
0 نظر
نویسنده:
مترجم:
قیمت:
117٬000 تومان
130٬000
دفعات مشاهده کتاب
307
علاقهمندان به این کتاب
5
میخواهند کتاب را بخوانند.
0
کتاب را پیشنهاد میکنند
1
کتاب را پیشنهاد نمیکنند
0
نظر خود را برای ما ثبت کن:
توضیحات کتاب
انتشارات قطره منتشر کرد:
هدر زنبوره رتیل رو نیش مىزنه و فلجش مىکنه. بعد میبردش به لونهى خودش. روى بدن رتیل یه تخمى میذاره که بدنش رو سوراخ مىکنه و با تغذیه از درون اون رشد مىکنه. اما از اعضاى حیاتى دورى مىکنه که همچنان زنده بمونه. کارلا رتیله زنده بمونه؟ هدر آره. زنبور تا وقتىکه توى پیلهست به اون نیاز داره. بعد که کامل بزرگ شد، از بدن رتیل خارج میشه. درنهایت، رتیل مىمیره. کارلا چه ترسناک! هدر بله، ترسناکه.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
نوع کالا
کتاب
دسته بندی
موضوع اصلی
موضوع فرعی
نویسنده
مترجم
نشر
شابک
9786223081996
زبان کتاب
فارسی
قطع کتاب
شومیز
جلد کتاب
رقعی
تعداد صفحه
82 صفحه
نوبت چاپ
1
وزن
80 گرم
سال انتشار
1404
کتاب «زنبور» (The Wasp) نمایشنامهای در ژانر تریلر روانشناختی اثر مورگان لوید مالکوم (Morgan Lloyd Malcolm) نمایشنامهنویس و کمدینویس بریتانیایی است و اولینبار در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این اثر یک دوئل پرتنش بین دو زن است که گذشتهٔ مشترکشان در مدرسه، رویارویی خطرناکی را در زمان حال رقم میزند. هدر که زندگی امن و مرفهی برای خود ساخته، بهطور غیرمنتظرهای با کارلا که در حاشیهٔ جامعه زندگی کرده ملاقات میکند و به او یک کیسه پول نقد و یک پیشنهاد مرموز میدهد. این رویایی به مطالعهای در قدرت، رنجش و سایههای طولانی گذشته و تجربیات کودکی تبدیل میشود. این نمایشنامه مانند یک تریلر روانشناسانه است و نشان میدهد که چگونه آسیبهای گذشته و نابرابریهای اجتماعی تا بزرگسالی با افراد میماند و زخمها و نیشهای گذشته، چقدر در هویت و انتخابهای ما تأثیر دارند.
دربارهٔ کتاب
داستان «زنبور» دربارهٔ هدر و کارلا است که از زمان مدرسه یکدیگر را ندیدهاند. زندگی آنها مسیرهای بسیار متفاوتی را طی کرده است. کارلا زندگی بخور و نمیری دارد، درحالیکه هدر شغلی مناسب، شوهر و خانهای زیبا دارد و بسیار پولدار است. شما در این نمایشنامه مکالمهٔ این دو نفر را درحالی میخوانید که در کافهای مشغول نوشیدن چای و صحبتهای عجیبوغریب هستند. آنها با هم صحبت میکنند تا اینکه هدر کیفی حاوی مقدار قابلتوجهی پول نقد و یک پیشنهاد غیرمنتظره به کارلا میدهد.
نمایشنامهٔ جذاب و خواندنی «زنبور» این سؤال را در ذهن خواننده ایجاد میکند که تجربیات کودکی و دوران بازی بچگی تا چه حد میتواند در زندگی آینده با ما همراه باشید و بر ما تأثیر بگذارد و اینکه برخی از مردم تا چه حد حاضرند برای کنار آمدن با مشکلات کودکی در زندگی پیش بروند. مالکوم از طریق دیالوگهای پیچیده و تنش فزاینده میان کارلا و هدر، اختلافات طبقاتی، حافظه، آسیبپذیری و زمینهٔ اخلاقی مبهم میان انتقام و رستگاری را به نمایش میگذارد.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
کتاب «زنبور» یک مونولوگ دو نفرهٔ قوی و روانشناسانه است که بررسی میکند چگونه درد حل نشده دوران کودکی و عدم تعادل قدرت میتواند زندگی بزرگسالان را شکل دهد و یک تجدید دیدار به ظاهر معمولی را به یک رویارویی جذاب و از نظر اخلاقی پیچیده تبدیل کند. قدرت این نمایشنامه در چگونگی براندازی انتظارات مخاطب، ترکیب دیالوگهای پیچیده و تنش فزاینده با طنز تلخ و پیچشهای غیرمنتظره برای بررسی قلدری، اختلافات طبقاتی، تروما و انتقام نهفته است. این نمایشنامه، مخاطب را به مبارزه با واقعیت نگرانکنندهای میکشاند و نشان میدهد که خشونت و زخمهای عاطفی اغلب در زیر سطوح صیقلی باقی میمانند. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- روایت و ساختار: قالب نمایشنامه به عنوان یک نمایشنامه دونفره محکم، تمرکز را مستقیماً بر پویایی قدرت در حال تکامل بین دو شخصیت اصلی حفظ میکند و هر خط و سکوت را پر از اهمیت میکند.
- آشکار ساختن ارتباط گذشته و زمان حال: این نمایش به طرز هنرمندانهای گذشته و حال را تنها از طریق دیالوگ و بدون فلشبک آشکار میکند و از مخاطب میخواهد تا سرنخها را کنار هم قرار دهد.
- مضامین و عمق: این نمایش به بررسی تأثیر روانشناختی بلندمدت قلدری و آسیبهای دوران کودکی میپردازد و نشان میدهد که چگونه آسیبهای اولیه میتواند به روانرنجوریها و انگیزههای بزرگسالان تبدیل شود.
- تنشهای طبقاتی: نمایشنامهٔ «زنبور» تنشهای طبقاتی و جنسیتی را بررسی میکند و زندگی مرفه هدر را با زندگی بخور و نمیر کارلا مقایسه میکند تا فرضیات و کلیشههای اجتماعی را برجسته کند.
- شخصیت پردازی و دیالوگ: شخصیتها پیچیده و ناهموار هستند و به یک اندازه باعث ایجاد همدردی و ناراحتی میشوند که تعامل با چشماندازهای روانشناختی آنها را عمیقتر میکند.
- نمایش تضاد جهانبینیها: الگوهای گفتاری و زبان بدن بین هدر و کارلا، مسیرهای زندگی متفاوت و درگیریهای درونی آنها را برجسته میکند.
بازخوردها به نمایشنامهٔ «زنبور»
- نمایشنامهٔ «زنبور» اولینبار به کارگردانی تام اتبنرگ، در لندن، در سال ۲۰۱۵ به اجرا در آمد. در این اجرا، مایانا بورینگ در نقش کارلا و سینید متیوز در نقش هدر به روی صحنه رفتند. بازیگران زن اصلی به دلیل ارائه تصاویر پرانرژی و جذاب و تأثیر بر درام روانشناختی، مورد تحسین ویژه قرار گرفتند.
- منتقدان و مخاطبان، نمایشنامه «زنبور» را به خاطر تنش روانی جذاب، کاوش قوی شخصیتها و بازیهای جذابش، به ویژه در تولیدات صحنهای و اقتباس سینمایی اخیر، تحسین کردهاند.
- بسیاری از منتقدان بر این نکته تأکید دارند که این نمایش چگونه تنها از طریق دو شخصیت و ظرافتهای مکالمهای به طور مؤثر پیش میرود.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب علاقهمندان به تئاتر و نمایشنامه و درامهای روانشناختی است. این کتاب برای افرادی که به روایتهای شخصیتمحور جذب میشوند، اعضای باشگاه کتاب که از بحث در مورد تغییر دیدگاهها و ابهامات اخلاقی لذت میبرند و خوانندگانی که به داستانهایی درباره اثرات بلندمدت تجربیات دوران کودکی علاقهمند هستند، مناسب است. کسانی که از مطالعهٔ تریلرهایی با ساختار محکم لذت میبرند، تنش مبتنی بر دیالوگ این نمایشنامه را جذاب خواهند یافت و علاقهمندان به تئاتر که به دنبال نمایشنامههای معاصر با نقشهای قوی برای زنان هستند، از ساختار تیز و عمق احساسی آن قدردانی خواهند کرد. کارگردانها و بازیگرانی که به مطالعهٔ نمایشنامههای چالشبرانگیز و ساده علاقه دارند نیز بسیار از مطالعهٔ این کتاب لذت خواهند بُرد.
چرا کتاب «زنبور» را بخوانیم؟
- چون به طرز ماهرانهای تنش روانی را تنها از طریق گفتگو ایجاد میکند: کل نمایشنامهٔ «زنبور» از طریق مکالمه بین دو شخصیت پیش میرود. هر تبادل نظر بسیار عمیق است و اظهارات به ظاهر اتفاقی به تدریج کینههای عمیقتر و انگیزههای پنهان را آشکار میکند. این اتکا به گفتگو مستلزم خواندن فعال است چون شما منفعلانه وقایع را مشاهده نمیکنید، بلکه لحن و سکوت را برای خودتان به مرور تفسیر میکنید. بنابراین با کنار هم گذاشتن وقایع عاطفی شخصیتها، کمکم میتوانید کل ماجرا و داستان را متوجه شوید و با مطالعهٔ یک نمایشنامهٔ کوتاه، تعلیق و تنش را به راحتی حس کنید.
- چون تأثیر بلندمدت تجربیات کودکی را با صداقت بررسی میکند: در هسته خود، داستان به بررسی چگونگی شکلگیری هویت بزرگسالان توسط سلسله مراتب اجتماعی اولیه، قلدری و طرد میپردازد. این نمایشنامه نشان میدهد که تروما به راحتی میتواند انتخابهای آینده را متزلزل، تحریف و بیسروصدا کنترل کند. پیچیدگی عاطفی در اینجا قابل توجه است؛ سرزنش ساده بیان نمیشود و روایت در برابر نتیجهگیریهای اخلاقی آسان مقاومت میکند. این امر متن را به ویژه برای خوانندگانی که برای واقعگرایی روانشناختی و تصاویر ظریف از رفتار انسان ارزش قائلند، قدرتمند میکند.
- چون همدردیهای اخلاقی شما را به چالش میکشد: با پیشرفت روایت در نمایشنامهٔ «زنبور»، همسویی شما با شخصیتها ممکن است بارها تغییر کند. نمایشنامه دستهبندیهای واضح قربانی و مجرم را بیثبات میکند و شما را مجبور به تجدیدنظر در فرضیات مربوط به عدالت، انتقام و مسئولیت میکند. نمایشنامه جوابهای سرراستی نمیدهد و شما را به تعامل جدی اخلاقی دعوت میکند و سؤالات تفکربرانگیزی را در ذهنتان ایجاد خواهد کرد.
- چون ساختار فشردهاش، یک نمایشنامه استثنایی را به نمایش گذاشته است: نمایشنامه «زنبور» مختصر، اما از نظر ساختاری دقیق است. ریتم آن با دقت تنظیم شده و افشاگریهایش به درستی میان داستان ظاهر شدهاند. هیچ زیادهروی وجود ندارد چون هیچ خط و شرحی اضافی نیست. این فشردهسازی، نیروی دراماتیک داستان را افزایش میدهد و باعث میشود تجربه خواندن متمرکز و سنجیده باقی بماند. برای خوانندگانی که از داستانسرایی منظم و ظرافت ساختاری لذت میبرند، این اختصار، یکی از بزرگترین نقاط قوت اثر است.
کتاب «زنبور» اثر مورگان لوید مالکوم ارزش خواندن دارد، زیرا یک تجربه روانشناختی شدید و کاملاً کنترلشده است که مدتها پس از صفحه آخر در ذهن باقی میماند. آنچه که به عنوان یک تجدید دیدار به ظاهر ساده بین دو همکلاسی سابق آغاز میشود، به تدریج به کاوشی لایه لایه از حافظه، طبقه اجتماعی، تروما و ابهام اخلاقی تبدیل میشود. دقت نمایشنامه از نظر ساختاری و احساسی، به تدریج تنش نمایشنامه را افزایش داده و دائماً فرضیات شما از وقایع را بیثبات میکند و باعث میشود این نمایشنامه به شدت جذاب و هیجانانگیز باشد.
دربارهٔ نویسنده
مورگان لوید مالکوم نمایشنامهنویس و کمدینویس بریتانیایی است که در سال ۱۹۸۰ به دنیا آمد. این نمایشنامهنویس برندهٔ جایزهٔ اولیویه (Olivier-winning) شده است. او دختر کریستوفر مالکوم، بازیگر و تهیهکننده وست اند، و جودی لوید، بازیگر است. او در گلداسمیت، دانشگاه لندن، تحصیل کرد و اولین نمایشنامهاش با نام «فانی و ماج» در سال ۲۰۰۲ در جشنوراهٔ ادینبورگ تولید شد و سپس برای اجرای سههفتهای به تئاتر اولد رد لاین منتقل شد. نمایشنامه «متعلقات» (Belongings) او در سال ۲۰۱۱ در تئاتر همپستد و استودیوهای ترافالگار به روی صحنه رفت و مورد تحسین جهانی منتقدان قرار گرفت و در فهرست نهایی جایزه نمایشنامهنویسان چارلز وینتور و جایزه بهترین نمایشنامه جدید قرار گرفت.
سخن پایانی
نمایشنامهٔ کوتاه و مختصرِ «زنبور» قصد ندارد یک درس اخلاقی ساده را به خواننده منتقل کند، اما شاید ما ندانیم که تأثیر دوران کودکی و خاطراتش، چقدر ممکن است زندگی بزرگسالی ما را تحتتأثیر قرار دهد و این هدف نویسنده است. او ما را در ناراحتی معلق نگه میدارید و باعث میشود از خودمان بپرسیم که آیا زمان واقعاً التیامبخش است یا صرفاً جای نیشی که در دوران کودکی داشتهایم، هرگز خوب نخواهد شد؟ این نمایشنامه نشان میدهد که حافظه چه نیروی فعالی است، چگونه هویت ما را شکل میدهد و عدالت را تحریف میکند و بیسروصدا بر بزرگسالیمان تأثیر میگذارد.
نویسنده در این نمایشنامه با محدود کردن تمرکز خود بر روی دو زن در یک اتاق، بهطور متناقضی چشمانداز عاطفی گستردهای را به نمایش میگذارد و به ما نشان میدهد که انفجاریترین میدانهای نبرد اغلب درونی هستند. این نمایشنامه قربانی یا تبهکار ندارد و هر شخصیت از نظر خودش قربانی است و درست مانند زندگی مالکوم شخصیتهایی خلق کرده که همزمان شکننده و قدرتمند هستند و توسط زخمهایی شکل گرفتهاند که در گذشته به آنها وارد شده است. ما مجبور میشویم هنگام خواندن «زنبور»، نهتنها افشاگریهای آنها را مشاهده کنیم، بلکه بیثباتی اخلاقی آنها را نیز حس میکنیم و قضاوت خود را نیز زیر سؤال میبریم.
در نهایت، «زنبور» در ذهنتان ماندگار میشود زیرا حقیقتی ناخوشایند را منعکس میکند و آن هم این است که گذشته هرگز به طور کامل گذشته نیست. همانطور که عنوانش نشان میدهد، نیش ممکن است کوتاه باشد، اما واکنش میتواند با گذشت زمان متورم، چرکین و دگرگون شود. این نمایشنامه خواننده را آگاه میکند و نشان میدهد که هر فردی زیر ظاهر صیقلی خود ممکن است آسیبهای قدیمی و نیشهایی را پنهان کرده باشد که هنوز هم تازه هستند. همین پسلرزه آرام و نگرانکننده است که به این اثر قدرت دراماتیک ماندگاری میبخشد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
کارلا: ببین، من میدونم که چه حسی داری. یکی از دوستهام، بِک، حامله نمیشد و خب این قضیه خیلی افسردهش کرده بود. چند سال گذشت. درنهایت، یه بچه رو به سرپرستی گرفتن. اما اون هنوز هم با این مسئله کنار نیومده. اون یه بچه از خودش میخواد. من میدونم که تو هم چقدر دلت میخواهد برای یک بار هم که شده حاملگی رو تجربه کنی، ولی بهش اینجوری نگاه کن که اگر حاملگی بدی داشته باشی چی؟ خیلی از زنها دوران حاملگیِ افتضاحی دارن. حداقل اگر من این کارو برات بکنم، تو هنوز هم هیجان به دنیا اومدن بچهت رو داری. با این فرق که اینطوری تو اصلاً اذیت نمیشی.
هدر: کارلا، تو خیلی مهربونی، ولی...
کارلا: من میتونم کارم رو ول کنم. برام اونقدرها هم اهمیت نداره.
هدر: ممنونم ازت، اما من واقعاً از تو نمیخوام که برام یه بچه به دنیا بیاری.
کارلا: چرا نمیخوای؟
نظرت رو باهامون به اشتراک بذار.
جمله مورد علاقهات از این کتاب رو باهامون به اشتراک بذار.
شاید بپسندید














117٬000 تومان
130٬000
%10

























