کتاب «ایالات نامتحد» (Les Etats Desunis) اثر ولادیمیر پوزنر (Vladimir Pozner) نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی زبان روستبار است و در سال ۱۹۴۸ به زبان فرانسوی منتشر شد. این کتاب اولینبار با ترجمهٔ محمد قاضی در سال ۱۳۵۱ منتشر شده بود. نویسنده در این کتاب نگاهی عمیق و انتقادی به درون ساختار سیاسی و اجتماعی ایالات متحدهٔ آمریکا دارد. پوزنر در این اثر نوسانات و تضادهای درونی جامعهٔ آمریکا را با دیدی بینالمللی و تاریخی تحلیل کرده است. او بر این باور است که این دوگانگیهای تاریخی و فرهنگی به گونهای در فرهنگ آمریکا پیچیده شدهاند که هویت ملی آن را به چالش میکشند.
دربارهٔ کتاب
کتاب «ایالات نامتحد»، نوشته ولادیمیر پوزنر اثری است که با نگاهی بیرونی، دقیق و عمیق به آمریکا در دههٔ ۱۹۳۰ مینگرد؛ دورهای که این کشور در میانه رکود بزرگ، بحرانهای سیاسی، خشونت نژادی و شکافهای طبقاتی بهشدت در حال فروپاشی اجتماعی بود. نویسنده از طریق گزارشهای مختلف و کنار هم قرار دادن آنها، روشن میسازد که اعتصابات، درگیریهای نژادی، خودکشیها، فساد و تنشهای کارگری چه تأثیری بر آمریکا داشتهاند.
پوزنر با بهرهگیری از نمونههای تاریخی و مطالعات آماری، نشان میدهد که چگونه گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی، باعث تقویت ائتلافهای سیاسی و در عین حال تشدید تنشهای طبقاتی و نژادی شده است. او بر این نکته تأکید میکند که در دنیای امروز، هویت آمریکا به یک ترکیب پویا از گروههای مختلف و تعارضهای مداوم تبدیل شده و این تنوع همزمان موجب شکافهای عمیق در ساختارهای حکومتی و اقتصادی میشود.
در بخش آخر کتاب، پوزنر به مسایل امنیتی و سیاست خارجی آمریکا میپردازد و نشان میدهد که چگونه بحرانهای بینالمللی—از جنگهای خاورمیانه تا رقابت با چین—سازماندهی داخلی و توزیع منابع را تحت تأثیر قرار دادهاند. او با استفاده از مطالعات موردی در کتاب «ایالات نامتحد»، بررسی میکند که چگونه سیاستهای دفاعی و اقتصادی آمریکا باعث تضعیف یا تقویت اتحادهای داخلی میشود.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«ایالات نامتحد» روایتی موزاییکی و تکاندهنده از آمریکا در دهه ۱۹۳۰ است؛ دورانی که این کشور با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و نژادی دست و پنجه نرم میکرد. پوزنر با نگاهی دقیق و بیطرفانه، از طریق گردآوری گزارشهای روزنامهای، مصاحبهها و مشاهدات میدانی، تصویری واقعی و چندلایه از شکافهای عمیق در جامعه آمریکا ارائه میدهد. این کتاب با ساختاری منحصربهفرد و چندصدایی، به جای ارائه یک روایت خطی، به خواننده اجازه میدهد تا خود با تکثر صداها و تجربههای مختلف مواجه شود و درکی عمیق از پیچیدگیهای آن دوران به دست آورد. این کتاب نه تنها یک سند تاریخی ارزشمند، بلکه اثری است که به پرسشهای مهمی درباره هویت ملی، عدالت اجتماعی و رویای آمریکایی میپردازد. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- نگاه بیرونی و دقیق: پوزنر به عنوان یک ناظر خارجی، با دقت و بیطرفی به بررسی آمریکا در دهه ۱۹۳۰ میپردازد.
- ساختار موزاییکی و چندصدایی: کتاب به جای روایت خطی، از ترکیب گزارشهای روزنامهای، مصاحبهها و مشاهدات میدانی تشکیل شده است.
- تمرکز بر بحرانهای دهه ۱۹۳۰ در آمریکا: رکود بزرگ، خشونت نژادی، شکافهای طبقاتی و فساد سیاسی از جمله موضوعات اصلی کتاب هستند.
- بررسی نژادپرستی سیستماتیک: کتاب «ایالات نامتحد» به طور ویژه به خشونت و تبعیض علیه آمریکاییهای آفریقاییتبار میپردازد.
- رویکرد روزنامهنگاری و تجربی: نویسنده برای نوشتن این کتاب از گزارشهای روزنامهای به عنوان نقطه شروع استفاده کرده که روشی نوآورانه در روایت تاریخی است.
بازخوردها به کتاب «ایالات نامتحد»
- پوزنر، امریکایی از جنس گوشت و خون آفریده است. این بهترین کتابی است که تا به حال دربارهٔ این کشور خواندهام. کلود مورگان، سردبیر «لِه لِتز فرانسز» (Claude Morgan, editor of Le Petit Français)
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
«ایالات نامتحد» برای خوانندگانی که به تاریخ اجتماعی، مطالعات کارگری، نژاد، سیاست و روایتهای انسانی از دل بحران علاقهمند هستند، کتابی ضروری است. این اثر به ویژه برای کسانی که به دنبال درک عمیقتری از تاریخ آمریکا در دوران رکود بزرگ و پیامدهای آن بر جامعه هستند، جذاب خواهد بود. همچنین، علاقهمندان به ادبیات تاریخی و روایتهای چندصدایی که به جای یک داستان خطی، ترجیح میدهند با مجموعهای از صداها و تجربههای مختلف آشنا شوند، از این کتاب لذت خواهند برد.
دربارهٔ مترجم
محمد قاضی، فرزند عبدالخالق قاضی، امام جمعه مهاباد، ۱۲ مرداد سال ۱۲۹۲ در مهاباد به دنیا آمد. او در سال ۱۳۱۵ در رشتهی ادبی از همین مدرسه دیپلم گرفت و بلافاصله وارد دانشگاه تهران شد و حقوق خواند. او سه سال بعد یعنی در سال ۱۳۱۸ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. همان سال به سربازی رفت و طی دو سال، دوره خدمت نظام را با درجه ستوان دومی به پایان رساند. کمی قبل تر و از سال ۱۳۱۶ دوران ترجمه او آغاز شده بود. در سال ۱۳۳۳ کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دو سنت اگزوپری و بین سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ ترجمه کتاب «دن کیشوت» اثر سروانتس را روانه بازار کرد.
نقطهٔ شروع کار ترجمه برای محمد قاضی، از ۲۴ سالگی بود. قبل از آغاز سربازی. او در سال ۱۳۱۶ اولین کتابش «سناریوی دن کیشوت» را ترجمه کرد تا خود را در راه ترجمه بیازماید. وقتی برای کتابش انتشاراتی پیدا شد و عدهای از فرانسویدانها تائیدش کردند، محمد قاضی تصمیم گرفت این راه را ادامه دهد و در سال ۱۳۱۷ کتاب دومش «کلود ولگرد» اثر ویکتور هوگو را ترجمه کرد. البته بعد از این ترجمه و نوشتن یک داستان کوتاه به نام «زارا»، او برای ۱۰ سال کار ترجمه را کنار گذاشت ولی عشق به ادبیات رهایش نکرد و سال ۱۳۲۹، با کتابی دیگر که عمویش به او پیشنهاد داده بود به کار ترجمه برگشت. این کتاب «جزیره پنگوئن» اثر آناتول فرانس بود که در ابتدا به خاطر محبوب نبودن نویسندهاش در ایران، ناشری برای آن پیدا نمیشد اما وقتی در نهایت انتشاران صفی علیشاه، با شرط و شروط آن را چاپ کرد، جزیره پنگوئن به یکی از پر خوانندهترین کتابهای زمان خود تبدیل شد.
نجف دریابندری که خود یکی از مترجمان برجسته ایران است، بعدا دربارهٔ این کتاب نوشت «محمد قاضی آناتول فرانس را نجات داد» او در مقالهای که با همین نام در روزنامهٔ اطلاعات منتشر کرد این کتاب را نقطهٔ پررنگی در کارنامهٔ محمد قاضی دانست. محمد قاضی در انتخاب کتاب برای ترجمه وسواس داشت و همین وسواس باعث شد، ترجمه بسیاری از شاهکارهای ادبی جهان را در کارنامهاش داشته باشد و ما در هر دوره ای از زندگی، یعنی بزرگسالی، نوجوانی و حتی کودکی، کتابی با ترجمه او خوانده باشیم.
از طرفی تسلط او به چند زبان باعث شد ترجمههای دست اول، بکر و روانی از کتابهای خارجی ارائه دهد. علاوه بر این وفاداری او نسبت به متن، باعث انتقال تمام و کمال واژگان، اصطلاحات و مفاهیم هر کتاب شده است. شاید جالب باشد بدانید که به محمد قاضی لقب «حنجرهٔ زبان فارسی» یا «حنجرهٔ ترجمه» دادهاند. دلیل این لقب این است که او در دو دههٔ آخر عمر به خاطر سرطان حنجره و عمل تخلیهٔ حنجره، بیشتر در سکوت بود و در عین حال یک آن از ترجمه دست نکشید و به قولی در عین خاموشی، صدای او در ترجمه تا پایان عمر شنیده می شد.او برای ترجمهی بسیار خوب این کتاب جایزهٔ بهترین ترجمه سال را از دانشگاه تهران گرفت. او ۵۰ سال به کار ترجمه پرداخت و در این نیم قرن چیزی حدود ۷۰ کتاب را ترجمه کرد. پدر ترجمه نوین ایران در دی ماه ۱۳۷۶ در سن ۸۴ سالگی دار فانی را وداع گفت و به مهاباد منتقل و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
دربارهٔ نویسنده
ولادیمیر پوزنر روزنامهنگار و مجری روسی-آمریکایی است که در سال ۱۹۴۱ در فرانسه به دنیا آمد. او بیشتر به خاطر حضور در برنامههای تلویزیونیاش که دیدگاههای اتحاد جماهیر شوروی را در طول جنگ سرد نشان میداد و توضیح میداد، در غرب شناخته شده است. او بیش از ۶۰ سال در این حرفه مشغول بود و در روسیه با انتشار مجلهای در سال ۱۹۶۲ به فعالیت ادبی مشغول بود و در آن دوره به عنوان یکی از نخستین خبرنگاران آزاد، به بررسی تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی پس از انقلاب سوسیالیسم در اتحاد جماهیر شوروی پرداخت.
سخن پایانی
کتاب «ایالات نامتحد» نه تنها نقشهای دقیق از وضعیت فعلی جامعهٔ آمریکایی است، بلکه به عنوان یک چراغ راهنمایی برای فهم دقیقتر و عمیقتر مشکلات و چالشهای آن، بهطور خاص در حوزهٔ سیاست، اقتصاد و فرهنگ، نقش اساسی دارد. پوزنر با دقت و تحلیل بینظیر، نشان میدهد که چه میزان تنشهای درونی، نابرابریهای طبقاتی، و تأثیر فناوری و رسانهها میتواند درک ما از هویت ملی را شکل دهد و در عین حال به ما یادآور میشود که هر کشوری، چه بزرگ و چه پیچیده، همیشه درگیر مبارزهای برای همخوانی و انسجام است.
نویسنده این اثر را به منظور درک جامعتر و مؤثرتر از وضعیت ایالات متحده نوشت، تا به خوانندهها فرصتی دهد، نگاهی نو و انتقادی به مسائل روز داشته باشند. این کتاب نهتنها برای پژوهشگران و متخصصان حوزهٔ روابط بینالملل و علوم سیاسی مفید است، بلکه برای عموم علاقهمندان به فهم عمیقتر دنیای امروز که به تأثیرات پیچیدهٔ اقتصاد، سیاست، و فرهنگ در یک جامعهٔ بزرگ علاقهمندند، میتواند مرجع معتبری باشد.
«ایالات نامتحد» در قالبی جذاب و قابل درک، بهدنبال ترغیب خواننده به تفکر انتقادی و بررسی دقیقتر مفاهیم هویت، قدرت و تغییرات اجتماعی میپردازد. این کتاب با ارائهٔ چشمانداز وسیع و عمیق، به ما یادآوری میکند که درک و پذیرش تعارضات و تفاوتها، قدمی ضروری برای رسیدن به تعادل و پیشرفت واقعی در هر جامعهای است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
آنها که مرا متهم میکنند به اینکه من کتابی ضدامریکایی نوشتهام، بگو بیایند که من به انتظارشان نشستهام. بیایند و اتهام خود را بگویند و باز بگویند تا آبروی خود را بیشتر بریزند، چون آنها به این جهت چنین تهمتی به من میزنند که امریکا در عرف ایشان با تراستها و خرمقدسها و آدمکشهایش یکی حساب میشود و فراموش میکنند که سیاهپوستان «اسکاتسبورو» هم امریکایی هستند. ولی من از شخص تو میپرسم که از کی تا به حال رسواکردن دشمنان ملتی حمله به آن ملت تلقی میشود؟
به من بگو آیا تو هم بهعنوان یک امریکایی رنجیدهخاطر شدهای از اینکه من از فولر فرماندار سابق که همشهری تو است و دو بیگانهٔ بیگناه، یعنی ساکو و انزتی را به کشتن داده است ـ متنفرم؟ من میدانم که اگر کارفرمایان معادن زغال و معدنچیان «کنتاکی» را به یک چوب میراندم دیگر دوست تو نبودم، چنانکه تو هم اگر آن وقتها حکومت ویشی را با نهضت مقاومت فرانسه یکی میکردی دوست من نبودی.