تقریباً امروزه در هر کتابفروشی کتابهای خودیاری زیادی را پیدا میکنید که به شما میگویند چگونه میتوانید زندگی خود را بهبود ببخشید. شما بهطور شهودی میدانید که محتوای تمام این کتابها نمیتوانند درست باشند، چگونه میتوان آنها را از هم جدا کرد؟ چگونه تشخیص دهیم که نصیحت خوب و بد چیست؟ کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید» (How will you measure your life) اثر کلیتن ام کریستنستن (Clayton M. Christensen) استاد دانشکده بازرگانی هاروارد و جیمز آلورث (James Allworth) است و در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. نویسندگان در این کتاب ابزارهایی را پیشنهاد دادهاند تا به شما کمک کنند، انتخابهای خوبی متناسب با شرایط زندگی خودتان داشته باشید و وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشید. نویسندگان در این کتاب به شما یاد میدهند که چطور زندگی خود را اندازه بگیرید.
دربارهٔ کتاب
کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید» راهنمایی عمیق برای اندیشیدن به معنا و هدف زندگی است. این کتاب با الهام از درسهای آموخته شده از دنیای کسبوکار و نوآوری، به خوانندگان کمک میکند تا اصول مدیریت استراتژیک را در زندگی شخصی خود به کار گیرند. نویسندگان استدلال میکنند که همان ابزارها و تفکری که شرکتها را به سمت موفقیت هدایت میکند، میتواند در جهت ساختن یک زندگی رضایتبخش و پربار نیز به کار گرفته شود. آنها بر اهمیت تعیین اهداف بلندمدت، درک انگیزه واقعی خود، و ایجاد استراتژیهایی برای دستیابی به این اهداف تاکید دارند.
بخش عمدهای از قدرت کتاب در تلفیق مفاهیم نظری با تجربیات شخصی و داستانهای واقعی است. کریستنسن با صداقت در مورد اشتباهات و چالشهای زندگی خود صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه حتی موفقترین افراد نیز با سوالات بنیادین در مورد معنای زندگی روبرو میشوند. کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید؟» به خواننده کمک میکند تا بفهمد چگونه ارزشهای اصلی خود را شناسایی کند و اطمینان حاصل کند که اقدامات روزمره او با آن ارزشها همسو هستند.
نویسندگان در این کتاب با استفاده از دانش خود به ما میآموزند که چگونه میتوانیم با توجه به نیازهای خودمان، زندگی بهتری داشته باشیم. آنها به خواننده یاد میدهند که چطور بین کار و زندگی خصوصی خود تعادل ایجاد کنند.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«زندگی خود را چگونه میسنجید» اصولی جذاب برای استفاده و ساختن یک زندگی معنادار براساس موفقیت در کسبوکارها است. نویسندگان با استفاده از نظریههای مدیریتی مانند تخصیص منابع، انگیزش و استراتژی، به این پرسش میپردازند که چگونه میتوان بین موفقیت شغلی، روابط انسانی و صداقت فردی تعادل برقرار کرد. پیام اصلی کتاب این است که موفقیت واقعی زمانی حاصل میشود که فرد آگاهانه ارزشها و اولویتهای زندگی خود را تعیین کند و تصمیمهای روزمرهاش را بر اساس آنها بگیرد. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
- نظریههایی برای رسیدن به موفقیت: نویسندگان در این کتاب از نظریههایی برای رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی براساس الگوهای موفقیت در کسبوکارها گفتهاند.
- ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و کسبوکار: از نظر نویسندگان کتاب، داشتن تعادل میان زندگی شخصی و کسبوکار یکی از کلیدهای موفقیت در زندگی است. آنها در این کتاب با الگوهای مشخصی به شما کمک میکنند تا بتوانید میان زندگی شخصی و کارتان تعادل ایجاد کنید.
- کاربرد نظریههای مدیریت در زندگی شخصی: نویسندگان مفاهیم شناختهشده مدیریت و استراتژی کسبوکار را به زندگی فردی تعمیم میدهند و نشان میدهند چگونه همین چارچوبها میتوانند به تصمیمگیریهای بهتر در زندگی کمک کنند.
- تمرکز بر معنا و هدف زندگی: کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید» به جای تعریف موفقیت صرفاً بر اساس ثروت یا موقعیت شغلی، خواننده را به تعریف معیارهای شخصی برای موفقیت و رضایت از زندگی دعوت میکند.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب کسانی است که میخواهند برای زندگی خود تصمیم بگیرند. علاقهمندان به تصمیمگیری، توسعه فردی، روانشناسی، کسبوکار و مدیریت از مطالعهٔ این کتاب لذت خواهند بُرد. دانشجویان و متخصصان حرفهای و والدین میتوانند از راهنماییهای این کتاب استفاده کنند تا مسیر رسیدن به موفقیت را برای اطرافیان یا عزیزانشان هموار کنند.
دربارهٔ نویسندگان
کلینتون ام. کریستنسن استاد کیم بی کلارک در مدرسه بازرگانی هاروارد است. او نویسندهٔ هفت کتاب است و تاکنون پنج بار جایزهٔ مککینزی را برای بهترین مقالهٔ بررسی کسبوکار هاروارد دریافت کرده و بنیانگذار چهار شرکت از جمله شرکت مشاورهٔ نوآوری اینوسایت است. در سال ۲۰۱۱ در رتبهبندی دوسالانهای که توسط تینکرز ۵۰۰ انجام شد، او تأثیرگذارترین متفکر تجاری جهان معرفی شد.
جیمز آلورث بومی استرالیا، فارغالتحصیل مدرسه بازرگانی هاروارد است. او در آنجا بهعنوان محقق بیکر و دانشگاه ملی استرالیا انتخاب شد. او قبلاً در شرکتهای بوز اند کامپنی و اپل کار میکرد.
معرفی کتابهای مشابه:
کتابهای خودیاری به شما کمک میکنند تا بتوانید هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت زندگی خود را بشناسید و در مدت زمان معینی به آنها برسید. این کتابها به شما کمک میکنند تا اهداف خود را شناسایی کرده و براساس پتانسیل خودتان برای رسیدن به آنها تلاش کنید و یا اینکه در زندگی شخصی و حرفهای خود به تعادل برسید. اگر به این دسته از کتابها علاقه دارید، مطالعهٔ کتابهای زیر را نیز به شما پیشنهاد میکنیم.
- قدرت شروع ناقص (The Power of Imperfect Starts)
کتاب «قدرت شروع ناقص» اثری غیرداستانی از جیمز کلیر (James Clear) روزنامهنگار و نویسندۀ نیویورک تایمز و نویسندۀ کتاب پرفروش «عادتهای اتمی» (Atomic Habits) است. بیش از 7 میلیون نسخه از کتابهای این نویسنده در سراسر دنیا به فروش رفته و به بیش از 20 زبان زندۀ دنیا ترجمه شدهاند. جیمز کلیر که در «عادتهای اتمی» از تغییر کوچکترین عادتها صحبت میکرد، این بار در مقالهها و داستانهای گوناگونش به مخاطبین و علاقهمندان یاد میدهد که چطور منتظر لحظۀ عالی نمانند و از هر جایی که میتوانند کارها و علایقشان را شروع کنند.
- زندگی خود را دوباره بیافرینید (Reinventing Your Life)
کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» اثری از دو تن از روانشناسان برجستهٔ آمریکایی جفری ای.یانگ (Jeffrey Young) و ژانت کلوسکو است. نویسندگان این کتاب که از صاحبنظران حوزه شناختدرمانی هستند، به شناسایی، نشانهشناسی، سبب شناسی و درمان 11 الگوی رفتاری مخرب و تکراری پرداختهاند که به خودانگاره منفی ربط دارند. مؤلفان ضمن شرح حال بیماران واقعی، نشان میدهند که چگونه هر یک از این الگوهای ناکارآمد در دوران کودکی شکل گرفتهاند و مبنایی برای ارزیابی خویشتن در بزرگسالی میشوند. این کتاب ابزار قدرتمندی برای درمان مشکلات مراجعان براساس رویکردهای شناختدرمانی و طرحواره درمانی است.
سخن پایانی
کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید» به خواننده نشان میدهد که موفقیت واقعی تنها با شاخصهای مالی یا جایگاه شغلی سنجیده نمیشود. نویسندگان با الهام از نظریههای مدیریت و تجربههای شخصی خود نشان میدهند که همان اصولی که به موفقیت سازمانها کمک میکند، میتواند در زندگی فردی نیز به کار رود. در نهایت، آنچه ارزش زندگی را تعیین میکند میزان معنا، تأثیر مثبت بر دیگران و کیفیت روابط انسانی ماست.
یکی از پیامهای اصلی کتاب این است که تصمیمهای کوچک و روزمره بهتدریج مسیر زندگی ما را شکل میدهند. بنابراین اگر فرد آگاهانه برای ارزشها، خانواده، صداقت و رشد شخصی خود سرمایهگذاری نکند، ممکن است در مسیر موفقیت ظاهری، از مهمترین ابعاد زندگی غافل شود. بنابراین طبق کتاب «زندگی خود را چگونه میسنجید» سنجش واقعی زندگی در این است که آیا انتخابهای ما با اصول و ارزشهای عمیقمان همراستا هستند یا اینطور نیست.
این کتاب دعوتی به بازنگری در تعریف موفقیت است. کریستنسن و آلورث تأکید میکنند که زندگی رضایتبخش حاصل ترکیبی از هدفمندی، تعهد اخلاقی و روابط معنادار است. در نهایت با مطالعهٔ این کتاب متوجه خواهید شد، معیار سنجش زندگی نه دستاوردهای بیرونی، بلکه تأثیری است که بر اطرافیان میگذاریم و احساسی است که نسبت به مسیر زندگی خود داریم.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
داشتن این ویژگیها همبستگی بالایی داشت. این دو مورد (بال و پر) با توانایی پرواز ارتباط زیادی داشتند. انسانها تلاش میکردند از موفقترین پرندهها پیروی کنند. آنچه به اعتقادشان (بهترین شیوه) بود. به خودشان بال میبستند، سپس از کلیساها میپریدند. بهسختی پرواز میکردند و درنهایت شکست میخوردند. اشتباه این بود که اگرچه بال و پر با پرواز ارتباط دارد، اما آنها مکانیسم بنیادی را درک نکرده بودند. نمیدانستند که واقعاً چه چیزی باعث میشود موجودات خاصی امکان پرواز داشته باشند.
پیشرفت واقعی در پرواز انسان، از ساختن بالهای بهتر یا استفاده از پرهای بیشتر حاصل نشد؛ بلکه توسط «دانیل برنولی» و کتاب او (هیدرودینامیک)، در مطالعهٔ مکانیک سیالات ارائه شد. این ریاضیدان دورگهٔ (هلندی سوئیسی) در سال ۱۷۳۸، آنچه را که قرار بود بهعنوان «اصل برنولی» شناخته شود، بیان کرد، نظریهای که وقتی برای پرواز بهکار میرفت، مفهوم بالابر را توضیح میداد. ما از همبستگی (بال و پر) به مفهوم (بالابر) تغییر مسیر دادیم. پرواز مدرن را میتوان مستقیماً به توسعه و پذیرش امن این نظریه مرتبط کرد.