

بی تاب با شبروان خواب
انتشارات گویا منتشر کرد:
پرسشی ناگزیر و بنیادین که در این بیت مطرح میشود، این است که چرا خواجه سخنوران روشنبین و شگفتیآفرین، آن گناه را روا دانسته است. پاسخ این پرسش که حافظ خود نیز در بیت از آن یاد کرده، این است که آن گناهی که سود دیگران در آن باشد، و به شیوهای آنان را یاری رسانده و گرهی از کارشان بگشاید و از دشواری و تنگنایی که بدان دچار آمدهاند، برهاند، به راستی گناه نیست. زیرا کسی که دست به چنین گناهی میزند، به پاس خویشتن و از سر آز و نیاز و هوا و هوس یا برای برآوردن خواستههای پست خود پرستانه در دام این گناه نیفتاده است. انگیزه او در این تردامنی و خودپسندی نبوده است.
در واقع، دوستی و یاریگری و مهربانی او را بدان ناگزیر کرده است. او کاری را انجام داده که به سود دیگران بوده، گرچه در چشم آنان، شاید کاری ناپسند و نکوهیده به نظر آمده است. این فرد، با خودخواهی و به زیان خویش، کارهایی را به انجام رسانده که به نفع دیگران بوده است.
نمونهای آشنا از این نوع گناه ناسازوارانه که از دیدی نیکو نکوهیده و از دیدی دیگر پسندیده است، دروغ دلپسند است. این دروغ را گاهی به زبان میآوریم تا دیگری را از زیان و رنجی که او را میآزارد، دور نگه داریم. این همان دروغی است که سعدی، آن فرزانهی آموزگار، آن را «دروغ مصلحتآمیز» خوانده و گفته است که از راست فتنهانگیز بهتر است.
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این نویسنده



























































