میتوانید دنیایی بدون صفحه نمایش را تصور کنید؟ کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» (The Day the Screens Went Blank) رمانی کودکانه و خندهدار اثر دنی والاس (Danny Wallace) نویسنده، کمدین و مجری پرفروش آمریکایی است که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. در این داستان با از کار افتادن صفحه نمایشها جامعه به هرج و مرج غیر منتظرهای کشانده میشود. داستان که از دیدگاه استلای ۱۰ ساله روایت میشود، به سرعت به یک ماجراجویی جادهای شاد و خندهدار تبدیل میشود چون استلا و خانوادهاش برای یافتن مادربزرگ که در دنیایی بدون فناوری در آن سوی کشور گیر افتاده، راهی سفر جادهای میشوند. در طول مسیر خانواده با مشکلات عجیب و غریبی مواجه میشوند و نویسنده نشان میدهد که زندگی چقدر به صفحه نمایشها وابسته شده است.
دربارهٔ کتاب
داستان «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» با استلای ۱۰ ساله شروع میشود. یکشنبه شبها زمان تماشا کردن فیلم است؛ مامان و بابای استلا تلویزیون تماش میکنند و استلا با تلفنش سرگرم است و برادر کوچکترش تدی نیز با تبلتش سر خود را گرم کرده است. این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که استلا از خواب بیدار شده و با دنیایی پر از صفحه نمایشهای خالی مواجه میشود. تا صبح هر صفحه نمایشی در کل دنیا کاملاً غیر قابل استفاده شده و حالا خانوادهاش، شهر و در واقع کل دنیا به نظر میرسد که در هرج و مرج فرو رفتهاند و مادربزرگ بیچارهاش در آن سوی کشور گیر افتاده است.
نه کامپیوتر، نه خودپرداز، نه دوربین مدار بسته و نه سیستم ناوبری ماهوارهای، در واقع همه چیز از کار افتاده و این تمام ماجرا نیست، نبود صحنه نمایش به معنای نبود پست و ایمیل است و حالا حتی نمیتوان خرید کرد. درواقع هر چیزی که به اینترنت یا سایر فناوریهای بیسیم متکی بود، از کار افتاده است. استلا به همراه خانوادهاش وارد یک ماجراجویی هیجانانگیز و پر از فاجعه میشود و تصمیم میگیرند که به همراه هم در میان این هرج و مرج برای نجات مادربزرگ به آن سوی کشور بروند.
در طول مسیر استلا و خانوادهاش متوجه میشوند که دور بودن از صحنه نمایشها شاید چندان هم بد نباشد و حتی اگر نتوانند به فناوری تکیه کنند، باز هم میتوانند به همدیگر متکی باشند.
ویژگیهای برجستهٔ کتاب
«روزی که نمایشگرها از کار افتادند» ترکیب هوشمندانهای از طنز، ماجراجویی و تفسیر اجتماعی است که یک مسئلهٔ جدی مانند وابستگی ما به فناوری را برای کودکان به شکلی جذاب و خندهدار در آورده است. دنی والاس از یک داستان سریع و خندهدار برای بررسی آنچه که هنگام ناپدید شدن ناگهانی زندگی دیجیتال اتفاق میافتد استفاده میکند و خوانندگان را تشویق میکند تا در مورد ارتباطات، پیوندهای خانوادگی و ارتباط انسانی تأمل کنند و نقدی به جامعهٔ مدرن و وابستگی به تکنولوژی وارد کرده است. ویژگیهای برجستهٔ این کتاب عبارتاند از:
• یک فرضیه بسیار بدیع و قابل درک: ایده از کار افتادن فناوری و صفحه نمایشها فوراً توجه را به خود جلب میکند زیرا به یک ترس مشترک مدرن اشاره دارد.
• استفاده قوی از طنز: طنز خاص والاس در سراسر کتاب، از سفرهای آشفته با ماشین گرفته تا سوءتفاهمهای اغراقآمیز ناشی از فقدان صفحه نمایش، به چشم میخورد. خنده، جذب و به خاطر سپردن پیام کتاب را آسانتر میکند.
• دیدگاه کودک در مورد یک بحران جهانی: داستان از طریق یک راوی جوان، ایدهای بالقوه طاقتفرسا را در کنجکاوی، صداقت و وضوح عاطفی پایهگذاری میکند. دیدگاه کودک، بدبینی بزرگسالان را از بین میبرد و در عوض بر مشکلات عملی، پویایی خانواده و واکنشهای عاطفی تمرکز میکند.
• تأکید بر خانواده، همکاری و ارتباط انسانی: با شکست فناوری، شخصیتها مجبور میشوند به یکدیگر تکیه کنند، بیشتر صحبت کنند و با هم کار کنند. سفر جادهای، مضامین کار گروهی، صبر و همدلی را تقویت میکند.
• نقد متعادل فرهنگ صفحه نمایش: این کتاب به جای محکوم کردن کامل فناوری، دیدگاهی ظریف ارائه میدهد و اذعان میکند که صفحات نمایش چقدر مفید هستند و در عین حال نشان میدهد که سیستمهای مدرن چقدر شکننده و وابسته شدهاند.
• داستانسرایی سریع و قابل فهم: فصلهای کوتاه، زبان واضح و حرکت مداوم، داستان را جذاب نگه میدارد، به خصوص برای کودکان بیمیل. قالب ماجراجویی، ضمن فراهم کردن فضایی برای تأمل، باعث ایجاد داستانی پرشتاب شده است.
این کتاب مناسب چه کسانی است؟
این کتاب مناسب کودکان و نوجوانان و به ویژه کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است تا از مطالعهٔ یک داستان ماجراجویانه، خندهدار با شخصیتهای جذاب لذت ببرند. همچنین این کتاب مناسب والدین، معلمان و کتابدارانی است که به دنبال داستانی سرگرمکننده برای کودکان هستند تا بتوانند دربارهٔ فناوری، خانواده و حل مسئله با کودکان صحبت کنند. سناریوی این کتاب بسیار خلاقانه و جذاب است و حتی بزرگسالان نیز با مطالعهٔ این کتاب لبخند به لبشان خواهد آمد.
چرا کودکان باید کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» را بخوانند؟
• فرضیه جذاب و تخیلی: مفهوم داستان در مورد از کار افتادن ناگهانی همه صفحه نمایشها بسیار جذاب است. این بخش آشنا از زندگی روزمره را به منبعی از ماجراجویی و هرج و مرج تبدیل میکند و خوانندگان را در مورد چگونگی پیمایش شخصیتها در این دنیای جدید کنجکاو میکند. این سناریوی تخیلی، خلاقیت را تشویق میکند و خوانندگان را به تفکر انتقادی در مورد رابطه خود با فناوری ترغیب میکند.
• طنز و سرگرمی: دنی والاس داستان را با لحنی سرزنده و کمدی در هم میآمیزد که روایت را سرگرمکننده و جذاب نگه میدارد. از سفرهای ماشینی آشفته گرفته تا شخصیتهای عجیب و غریب، طنز کتاب را لذتبخش میکند و در عین حال پیامهایی ظریف در مورد همکاری، صبر و حل مسئله ارائه میدهد. خندیدن در میان چالشها به خوانندگان کمک میکند تا درسهای داستان را جذب کنند.
• دیدگاه کودکانه قابل درک: داستان از طریق استلا، راوی ده ساله، روایت میشود که به خوانندگان اجازه میدهد رویدادها را از دیدگاه یک کودک ببینند. این باعث میشود داستان برای کودکان قابل فهم و قابل درک باشد و به بزرگسالان دیدگاهی تازه در مورد چگونگی تفسیر و پاسخ کودکان به چالشهای غیرمنتظره ارائه میدهد و بر صداقت، کنجکاوی و وضوح عاطفی تأکید میکند.
• مضامین خانواده و ارتباط انسانی: با شکست فناوری، شخصیتها مجبور به برقراری ارتباط، همکاری و تکیه بر یکدیگر میشوند. روایت بر اهمیت همدلی، کار گروهی و پیوندهای عاطفی تأکید میکند و به خوانندگان یادآوری میکند که ارتباط انسانی اغلب ارزشمندتر از فناوری دیجیتال است.در حالی که کتاب وابستگی جامعه به فناوری را نقد میکند، همزمان خوانندگان را تشویق میکند تا در مورد نقش صفحات نمایش در زندگی خود فکر کنند و در عین حال از مفید بودن آنها قدردانی کنند.
کودکان از مطالعهٔ کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» لذت خواهند بُرد چون طنز، ماجراجویی و یک درس اجتماعی ظریف را به شیوهای سرگرمکننده و در عین حال تأملبرانگیز با هم ترکیب کرده است. این کتاب خوانندگان را دعوت میکند تا دنیایی بدون صفحه نمایش را تصور کنند و بررسی کنند که چگونه مردم، به ویژه خانوادهها، با تغییرات ناگهانی کنار میآیند. داستان پرسرعت و راوی کودکِ قابل درک، آن را برای کودکان جذاب میکند، در حالی که مضامین اساسی در مورد ارتباط انسانی، حل مسئله و تابآوری به آن عمق میبخشد. با خواندن این کتاب کودکان میتوانند در مورد زندگی مدرن، وابستگی ما به فناوری و ارزش ارتباط و همکاری تأمل کنند و این مسائل را از دیدگاه دیگری تجربه کنند.
دربارهٔ نویسنده
دنی والاس نویسندهای برنده جایزه است که کارهای احمقانه زیادی انجام داده است. او مجری یک مسابقه تلویزیونی و البته شخصیتی در یک بازی ویدیویی بوده است و برنامههای تلویزیونی دربارهٔ میمونها، رباتها و تأسیس کشور خودش ساخته است. او کتابهای زیادی برای بزرگسالان نوشته است که در آنها از کلماتی مانند «نفرتانگیز» استفاده میکند و وانمود میکند که معنی آنها را میداند، اما درواقع اینطور نیست. اولین کتاب دنی برای کودکان، «همیش و جهانگشایان» (Hamish and the Worldstoppers)، اولین کتاب از یک مجموعهٔ پرفروش بود و کتابهای مستقل اخیر او، «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» و «خوششانسترین بچهیدنیا» بسیار مورد تحسین قرار گرفتهاند. «رئیس همه» (The Boss of Everyone) آخرین رمان او برای خوانندگان ۸ سال به بالا است.
معرفی کتاب مشابه: دیوید کبوتریان (Dave Pigeon)
کتاب «دیوید کبوتریان» اثر سوپنا هدا (Swapna Haddow) نویسندهای پرفروش و برنده جوایز مختلف است. این کتاب داستانی طنز و ماجراجویانه برای کودکان است که داستان کبوتر باهوش و شوخطبعی به نام دیو، را دنبال میکند، در حالی که او سعی میکند یک قدم از گربههای دردسرساز جلوتر بماند، با خطرات زندگی شهری روبرو میشود. این داستان که پر از شوخیهای سریع، زبان بازیگوشانه و سناریوهای تخیلی است، کمدی را با لحظاتی از حل هوشمندانه مسئله ترکیب میکند. کودکان از دیدگاه دیو، با دنیای آشفته پرندگان و گربهها سرگرم میشوند و در عین حال درسهایی در مورد دوستی، شجاعت و تفکر خلاقانه تحت فشار میآموزند. لحن جذاب و شخصیت اصلی شیطنتآمیز کتاب، آن را به کتابی سرگرمکننده برای کودکانی تبدیل میکند که از طنز، ماجراجویی و شخصیتهای حیوانی لذت میبرند.
این کتاب نیز مانند کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» داستانی طنزآمیز و سریع کودکانهای دارد که ماجراجویی را با حل هوشمندانه مسئله ترکیب میکنند. هر داستان، شخصیتهایی را نشان میدهد که با چالشهای غیرمعمولی روبرو میشوند. هر دو کتاب از کمدی و زبان بازیگوشانه برای جذب خوانندگان استفاده میکنند و در عین حال به طور ظریفی درسهایی در مورد تابآوری، تدبیر و ارزش کار تیمی و ارتباط انسانی را منتقل میکنند. از جمله شباهتهای هر دو کتاب میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
• داستانسرایی طنزآمیز: هر دو کتاب برای سرگرم نگه داشتن خوانندگان به شدت به کمدی متکی هستند. دیالوگهای شوخطبعانه و موقعیتهای پوچ، داستانها را سرگرمکننده و جذاب میکنند و در عین حال لحن داستان را حتی زمانی که شخصیتها با چالشهای جدی روبرو میشوند، سبک نگه میدارند.
• قهرمانان داستان و چالشهای غیرمعمولی: دیو و استلا در شرایط فوقالعادهای قرار میگیرند. هر دو باید با استفاده از خلاقیت، تفکر سریع و شجاعت، این سناریوها را هدایت کنند و با ماجراجویی و چالشهای جدیدی مواجه شوند.
• حل مسئله و انعطافپذیری: هر داستان بر اهمیت تفکر سریع، سازگاری با موقعیتهای غیرمنتظره و یافتن راهحلها حتی زمانی که شانس با شخصیتها یار نیست، تأکید دارد. خوانندگان تشویق میشوند که به جای ترس از چالشها، آنها را بپذیرند.
• سبک روایت سریع و جذاب: هر دو کتاب از فصلهای کوتاه، زبان واضح و ریتم پویا برای حفظ شتاب و جلب توجه کودکان استفاده میکنند و مطالعه را برای خوانندگان بیمیل یا مشتاق ایدهآل میکنند.
• مناسب برای خوانندگان رده سنی متوسط: هر دو کتاب برای گروه سنی مشابهی نوشته شدهاند و طنز، ماجراجویی و درسها را به گونهای ترکیب میکنند که برای کودکان ۸ تا ۱۲ سال قابل فهم و لذتبخش باشد.
سخن پایانی
کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» یادآوری لذتبخش است که گاهی اوقات، از دست دادن ابزارهایی که بدیهی میدانیم، میتواند آنچه را که واقعاً مهم است آشکار کند. دنی والاس یک رویداد به ظاهر فاجعهبار یعنی از کار افتادن ناگهای همه صفحه نمایشها و از کار افتادن تکنولوژی را به یک ماجراجویی پر جنب و جوش پر از طنز، شگفتی و درسهای غیرمنتظره تبدیل میکند. از طریق چشمان استلا، خوانندگان هرج و مرج، هیجان و خلاقیت را تجربه میکنند و نشان میدهد که وقتی زندگی کند میشود و مردم باید به جای فناوری به یکدیگر تکیه کنند، دقیقاً چه اتفاقی خواهد افتاد.
داستانِ «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» سرگرمکننده است و در عین حال به طور ظریفی تأمل در مورد چگونگی شکلگیری زندگی و تعاملات روزمره توسط صفحه نمایشها را برمیانگیزد و آن را هم سرگرمکننده و هم تأملبرانگیز میکند.طنز والاس روایت را سبک نگه میدارد و حتی لحظات استرسزا یا آشفته را برای خواندن لذتبخش میکند. با این حال، در زیر خندهها، داستان بر تابآوری، حل مسئله و اهمیت خانواده و دوستی تأکید دارد. این داستان به کودکان نشان میدهد که چالشها میتوانند افراد را در مواجهه با صبر، همکاری و حس شوخطبعی به هم نزدیکتر کنند.
این کتاب خواننده را با دیدگاهی تازه از زندگی روزمره آشنا میکند. کتاب «روزی که نمایشگرها از کار افتادند» تخیل، قدردانی از ارتباط انسانی و درک این موضوع را که موانع میتوانند جرقهای برای رشد و خلاقیت باشند، تشویق میکند. در حالی که کودکان مجذوب ماجراجویی و لحظات خندهدار میشوند، این داستان به بزرگسالان نیز بینشی از دنیای کودکانی میدهد که در یک جامعه دیجیتال حرکت میکنند. در صفحه آخر، به خوانندگان یادآوری میشود که شجاعت، حل مسئله و ارتباط به همان اندازه دستگاههایی که اغلب به آنها تکیه میکنیم، ضروری هستند و این باعث میشود این داستان سرگرمکننده، آموزنده و ماندگار باشد.