

نیچه در نقد کانت
انتشارات جامی منتشر کرد:
کانت معتقد است که حق، تحقق خارجی آزادی است وآزادی بنیاد حقوق بشر است. انسان با آموزش از ورطه ی جهل نجات می یابد و با خرد، جهان را از نو می سازد. عمل اخلاقی کنشی است که اراده را بر پایه مفاهیم خرد بنیان می گذارد و خود آیینی هدف اخلاقی انسان می شود. فردیت و عصر مدرن بنا می شود و اعتقاد به خرد وآگاهی شالوده ی اخلاق و اساس زندگی مدرن را تشکیل می دهد. انسان مدرن به حقانیت تخصص و دانش ایمان می آورد و دانش ِناشی از خرد انسانی منجر به رفاه، آسایش، خوشبختی و شادی بشر می شود. فاهمه برای هرتجربه ی ممکنی قانون وضع می کند و انسان گوهر ِ وظیفه و هدفِ آفرینش می گردد. در مقابل نیچه فکر می کند که قدرت، غریزه، و اراده اصل ِانسان و جهان است. ارزش انسان در قدرت خلاقه ی او در هنر و فلسفه است. او فرهنگ و تمدن پیش از سقراط را تمدن «دیونیزوسی» نامیده و آن را ستایش کرده و فرهنگ و تمدن پس ازسقراط را «آپولونی» نامیده و آن را طرد می کند. او می گوید دیونیزوس به نفی خرد و اخلاق می پردازد و زندگانی را همانطوری که هست با نگاهی هنری می پذیرد اما آپولون را خدای عقل ، منطق، و صلح نامیده که درمقابل درد و رنج های بشری به اخلاق، رؤیا، حکمت های غایی، « ُمثل»، و مدینه ی فاضله متوسل می شود و «خرد» را به خودکامه ای تبدیل می کند تا غرایز، ناخودآگاه، و قدرت خلاقه ی بشر را تسخیر کند .
فروشگاه اینترنتی 30بوک
شاید بپسندید














از این مترجم























































